زبان فارسی در آسیای صغیر/حسین نوین

دوشنبه, 18 مرداد 1395 ساعت 07:11 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم



بعد از استقرار سلجوقيان و امراي دست نشاندة آنها در آسياي صغير، بتدريج زبان فارسي زبان رسمي آن ديار گرديد. محاوره در شهرهاي مهم‌ّ، نامه‌نويسي در دستگاه اميران، تدريس، تأليف، تصنيف فارسي به‌عنوان زبان رسمي بر همة آنها برتري داشت. زبان تركي آن روز از آن قبايل تركمن بود و پختگي و پيشرفت لازم را براي رفع نيازهاي جامعه و دولت نداشت. زبان رومي هم كه زبان قوم مغلوب و زبان كفّار شمرده مي‌شود و لذا زبان فارسي به‌صورت تنها زبان مناسب و رسمي دورة سلجوقيان در آسياي صغير گرديد (همان: 23 و 24).

در قرون ششم و هفتم هجري آثار ادبي فراواني در آسياي صغير (تركيه) و حتي ارمنستان نوشته شد. فضلايي مانند ابن بي‌بي، مؤلّف تاريخ سلاجقة روم و راوندي، مؤلّف راحه‌الصدور، جلال‌الدين مولوي، صاحب مثنوي، نجم‌الدين رازي، مؤلّف مرصادالعباد، و محمد غازي الملطيوي، مؤلّف روضه‌العقول (ترجمة مرزبان‌نامه) و نويسندگان ديگر با نوشتن آثار فارسي به نشر و رواج زبان و ادبيات ايراني مي‌پرداختند. «حتي بعضي از سلاطين عثماني، كه جاي سلاجقه را گرفته بودند، خود به پارسي شعر مي‌گفتند» (بهار، 1380، 290: 406).

زارع شاهمرسي نيز در خصوص ضعف و ناپختگي زبان تركي اين دوره مي‌نويسد:

«در سرزمين عثماني به‌رغم تحكمات و دستورهاي حاكمان براي ترويج زبان تركي و نوشتن آثار علمي و ادبي به اين زبان، زبان فارسي همچنان به مانند زبان عربي مورد تكريم و احترام اهل فضل و ادب بود. چون بيشتر كتاب‌هاي ادبي و فلسفي گذشته به فارسي و عربي بود. سلطان ولد (712-623 ق) فرزند مولانا، كه ده غزل تركي دارد، به آشنايي و تسلط كاملش بر زبان فارسي و ضعف او در زبان تركي اشاره كرده است. او منظومه‌اي به نام «رباب‌نامه» دارد كه در آنجا 156 بيت شعر تركي به نظم آورده است. در آنجا مي‌گويد:



تورگجـه اگـر بيليـديـم                   بير سؤزي بين ايليه ديم

تات جه اگـر ديلـرسوز                          گـويــم اســرار اولـي

 


و در كتاب «ابتدانامه» نيز مي‌گويد:

 

 



گــذر از گفـت تـــركـي و رومــي                چــون از اصطـلاح آن محـــرومـي

ليك از پــارسـي گــوي و از تـازي                      چون كه در هر دو خوش همي تازي

(زارع شاهمرسي، 1385: 45)

 

 


در دورة ايلخانيان مغول نيز در آسياي صغير زبان و ادب فارسي گسترش پيدا كرد. در ايران نيز به علّت ناامني، خيلي از علماء، ادبا و شعرا به نواحي روم و آسياي صغير مهاجرت كرده و موجب توسعة علمي،‌ فرهنگي و ادبي زبان فارسي در آن ناحيه شدند.

در ميان مهاجران دسته‌هايي از صوفيه نيز مانند حاجي بكتاش خراساني معروف به ولي (م 738 ه‍ـ) و از شاعران‌صوفي چون عراقي و سيف فرغاني و مولوي شايان ذكر است. با ورود دسته‌هاي صوفيه، تصوّف و عرفان در آن ديار رونق بيشتري پيدا كرد.

فارسي‌ زبان رسمي اين دوره بود و شرط رسيدن به مقامات عالي ديواني نيز تسلّط بر اين زبان بود. تا قرن هفتم كار به جايي رسيده بود كه حتّي عد‌ّه‌اي از تركان، مانند خود پادشاهان سلجوقي و درباريان سلجوقي(1) و نيز گروهي از روميان بومي مسلمان شده، فرهنگ ايراني يافته بودند و شعر فارسي گفته و كتاب فارسي مي‌نوشتند.

به‌طوركلّي در قرون هفتم و هشتم آسياي صغير يكي از مراكز بسيار مه‍ّم ادب فارسي و ايراني بود. نفوذ صوفيه، خاصه مولويه در اين نواحي، به اين موضوع قدرت بيشتري بخشيده بود. «زبان فارسي يكي از دو زبان عمده و اساسي دربار بود. نامه‌هاي درباري نيز اغلب به زبان فارسي نوشته مي‌شود(2) در ميان مجموعة منشآت فريدون بيگ، چندين نامة فارسي از اوايل عهد عثماني داريم و از آن جمله است نامه‌هايي در قرن نهم نيز، به‌رغم تقويت زبان تركي، اما دربار عثماني همچنان علاقه‌مند زبان و ادبيات فارسي بود. شاعران عثماني نيز اديبان ايراني را تقليد مي‌كردند. در اين دوره شاعري به زبان فارسي، با ايراني بودن قرين بود. حتي شاعراني از مردم روم هم خود را به ايران نسبت مي‌دادند تا شعرشان مقبول مردم واقع شود. مي‌گويند: شاعري متخلص به لئالي از مردم شهر توقات[1] آسياي صغير، براي اين كه منزلت بالاتري به دست آورد، ادعاي ايراني بودن مي‌كرد»(رياحي، 1369: 149).

در قرن دهم و يازدهم نيز ادبيات و زبان فارسي ايراني همچنان رونق قابل توج‍ّهي داشت. دامنة آن تا بوسني نيز كشيده شده بود. در زمان سلطان محمد فاتح (سلطنت
886-853 هـ) تعليم فارسي حتي در برنامة مدارس، تكيه‌ها و ديگر مراكز آموزشي جاي گرفت و به‌عنوان درس اجباري تدريس شد. مي‌توان گفت كه زبان و ادبيات فارسي به دليل تأثير‌پذيري ادبيات عثمانيان از ادبيات ايراني و نفوذ ادبيات فارسي بر ادبيات تركي در شهرهاي بزرگي چون استانبول، بغداد، دمشق، قونيه و به‌ويژه در بوسني و هرزگوين، درخشش پيدا كرد و به اين خاطر دانستن زبان فارسي در دربارهاي عثماني از اعتبار زيادي برخوردار بود (آيدين، 1385: 45 و 46).

در دورة تجدد ادبي عثماني نيز كه از قرن دوازدهم هجري شروع شد، انس و الفت با زبان فارسي و به كارگيري تركيبات آن در بيان مفاهيم و موضوعات جديد قو‌ّت بيشتري يافت و تدريس زبان فارسي در مدرسه‌ها و مكتب‌خانه‌ها نيز همچنان تداوم داشت.

اشعار تركي اين دوره نيز تحت تأثير تعابير و مضامين فارسي قرار داشت علاوه بر آن نويسندگان رمان و نمايشنامه هم داستان‌ها و حوادث تاريخي ايران باستان از جمله داستان‌هاي كاوه، سياوش، رستم را زمينه‌ كاري خود قرار داده بودند(رياحي، 1369: 25).

در دوره‌هاي بعد نيز ما همچنان شاهد حضور و سرزندگي زبان و ادبيات ايراني در سرزمين عثماني هستيم. هرچند كه نفوذ روزافزون زبان و ادبيات تركي اين تأثير را نسبت به گذشته كم رنگ كرده است، اما باز شاعران فارسي‌گوي(3) زيادي به چشم مي‌خورد كه تأثير و تداوم فرهنگ و ادب ايراني را برجسته مي‌سازد (آيدين، 1385،62 به بعد).

 
سرآغاز توج‍ّه رسمي به زبان تركي

بعد از غلبة ايلخانان مغول و ضعف خاندان سلجوقي، ناامني و شورش در گوشه و كنار سرزمين روم آشكار شد. از جمله شورش محم‍ّد قرامان تركمن بود. وي كه به راهزني روزگار مي‌گذرانيد، به نام حمايت از جواني به نام شاهزاده عنايت‌الدين سياوش (پسر كيكاوس دوم) قيام كرد. تركمن‌ها در سال 676 ه‍.ق قونيه را گرفته، آتش زده و غارت و قتل بسيار كردند. سرانجام شاهزاده را به تخت نشاندند ام‍ّا سرانجام كيخسرو سوم تركمن‌ها را شكست داد و محم‍ّد قرامان كشته شد و شاهزاده را نيز كه به «جمري» (خسيس و مسكين) لقب يافته بود، كشتند و پوستش را با كاه انباشتند و سوار درازگوش كردند و در شهرها گردانيدند و شورش پايان يافت (آقسرايي، 1943: 133-126).

البتّه آنچه در اينجا شايان ذكر است گفته‌هاي ابن بي‌بي است كه آن را به‌عنوان سرآغاز رسميت يافتن زبان تركي در آسياي صغير تلّقي مي‌نمايند. او مي‌گويد: «وقتي كه جمري را آتش زدند، قرار چنان نهادند كه هيچ‌كس بعداليوم در ديوان و درگاه و بارگاه و مجلس و ميدان جز به زبان تركي سخن نگويد» (ابن بي‌بي، 1956: 696).

جواد هيئت نيز در تركي شدن زبان مردم تركيه مي‌گويد:

«... در تركيه نيز تا سال 1277 (676 هجري) زبان رسمي سلاجقة روم فارسي بود. در اين زمان محمد قرامان اوغلو، رئيس قبيله قرامان، قونيه را گرفت و زبان تركي را به جاي زبان فارسي رسمي كرد. از آن پس زبان و ادبي‍ّات تركي در آناطولي پيشرفت نمود و با روي كارآمدن آل‌عثمان رونق بيشتري گرفت»(هيئت، 1380: 172). البتّه اين‌كه شخصي مي‌خواهد و يا بتواند با يك دستورالعمل و فرمان خاصّي، زباني را رسماً معمول و زبان ديگري را از عرصة حيات اجتماعي و فرهنگي خود، بيرون نمايد، امري محال و دور از واقعي‍ّت عقلي است. صحبت آقاي هيئت در اين خصوص مخدوش است ام‍ّا اين‌كه حركت محم‍ّد قرامان تلاشي بود براي سرآغاز توج‍ّه رسمي به زبان تركي، مقبول و پسنديده است و مي‌توان گفت كه بعد از حادثة ياد شده است كه تركان عثماني توج‍ّه بيشتري را به‌ يادگيري و اشاعة زبان تركي در آن نواحي مبذول مي‌داشتند و مدارك و اسناد تاريخي هم خلاف سخنان جواد هيئت و آقسرايي را اثبات مي‌كنند. در متون نظم و نثر آن دوره و در تاريخ ابن بي‌بي و مسامره‌الاخبار و روضه‌الكتاب ابوبكر بن زكي قونيوي و خاموش‌نامة منظوم يوسفي، از شورش محم‍ّد قرامان و جمري با بدبيني تمام ياد شده است؛ به عبارت ديگر با اين شورش نه تنها زبان تركي در آثار كتبي جاي زبان فارسي را نگرفت، بلكه سلجوقيان را نيز بر آن داشت كه عليه زبان و اقوام ترك به مبارزه برخيزند.

دربارة قيام محم‍ّد بيك قرامان و جمري و پيامدهاي آن، محم‍ّد فؤاد كوپرولو مي‌نويسد:

«در ذي حج‍ّة سال 676 هجري، شهر قونيه به تصر‌ّف نيروهاي محم‍ّدبيك و جمري درآمد. فاتح قونيه و همراهان وي، كه همگي تركمانان سرخ كلاه و چارق پوش بودند، به زبان فارسي آشنايي نداشتند. از اين‌رو فرمان صادر شد كه در سراي و ديوان و مراكز عمومي به جاي فارسي، تركي به كار برده شود. ولي اين دستور بيش از زمان استيلاي جمري، كه مد‌ّت آن بس كوتاه بود، دوام پيدا نكرد و پس از سركوبي قيام‌كنندگان، وضع به حال سابق برگشته، تحكيم و ترويج فارسي دوباره برقرار شد» (منصوري، 1379: 34).

در مسامره‌الاخبار هم با بدبيني شديدي از شورش جمري و تركمانان ياد شده، كه در اين‌جا به خلاصه‌اي از آنها اشاره مي‌كنيم:

«خروج جمري لعين ... جمري از زمره‌ ياراذل الناس خروج كرد و به خوارج اتراك پيوست. كلاغي انديشة صولت عقاب در دل گرفت. آتش فتنة اتراك به وجود آن مخذول شعله برآورد... سكه به نام آن سگ زدند ... پنداري كه شهر قونيه سفينه‌اي بود كه بر سر آن بحر فتنه از موج شورانگيز اتراك بشكست... عرصة روم بكلّي از اركان دولت خالي ماند. بيش‌تر بناهاي عالي گردون فرساي خراب شد» (آقسرايي، 1943: 125-123).

آقسرايي مي‌گويد كه در فتحنامه‌اي كه بعد از سركوبي شورش، به اطراف فرستادند، اين عبارت آمده بود: «خون حسين يعني اولاد صاحب شرع از يزيد و شمر شوم خواسته شد» (همان: 132).

نكتة جالب توج‍ّه ديگر اين است كه به‌رغم شكست تركمن‌ها و سپس با ضعف دولت سلجوقي، هرچند كه امراي تركمان قو‌ّت بيشتري مي‌يافتند و اين امر نيز اندك اندك منجر به تشكيل امپراتوري مقتدر عثماني شد، ام‍ّا يك بررسي و نگاه اجمالي به آثار ادبي و تاريخي دوره‌هاي بعد نشان مي‌دهد كه مردم آناطولي و آسياي صغير به تركان و زبان تركي به ديده تحقير و استخفاف مي‌نگريستند.

[1]- Tokat

آخرین ویرایش در دوشنبه, 18 مرداد 1395 ساعت 07:15
تحریریه آذری ها

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سند هفته

تحلیل راهبردی

تازه ترین اخبار جمهوری باکو

cache/resized/a9ad554941a840015252466b26caeb13.jpg
درپي پخش سريال ايراني حضرت يوسف (ع) در جمهوري باکو، از سال 2011 تا  سال 2017 ، اکثر کودکان در اين کشور ، يوسف نامگذاري شده اند و پس از آن، براي بيشترين نوزادان
cache/resized/88f099cc3085e8a0904d91c177e1a016.jpg
فاضل مصطفی، نمایند مجلس جمهوری باکو در صفحه شبکه اجتماعی خود مطالبی را بیان نموده است که بازتاب گسترده ای در فضای مجازی داشته است.فاضل مصطفی اظهار داشته است،
cache/resized/a21f301741a06bf8048ebe7eb9b01897.jpg
بوريس دژِرِليوِسکي ، تحليلگر «مرکز آزادي سياسي» روسيه و کارشناس مسايل نظامي نوشت در جمهوري باکو يک هزار جاسوس آمريکا حضور دارند و شعله ور شدن آتش درگيري نظامي
cache/resized/c585136177479b49dc52427c29f54b53.jpg
الدار نمازوف، دستيار پيشين رييس جمهوري باکو تاکيد کرد تلاش براي ايجاد اين تصور که«مناقشه قره باغ، نزاع ميان مسلمانان و مسيحيان است»، اشتباه بزرگي است. به گزارش
cache/resized/c62dd09fddb29ff628c07a0b663e119b.jpg
خبرگزاري رسمي آذرتاج جمهوري باکو به نقل از سخنگوي وزارت خارجه اين کشور خبر داد: « فعلا مساله پيوستن به ائتلاف نظامي اسلامي (ائتلاف تحت فرماندهي عربستان سعودي)
cache/resized/cf1d57f3b6241a2aea78141c36cebf78.jpg
«مرکز بگين-سادات» رژيم صهيونيستي ادعا کرد تا زمان فروپاشي شوروي، هشتصد هزار نفر يهودي در جمهوري باکو زندگي مي کردند!به گزارش آذریها به نقل خبرگزاري ترند،
cache/resized/42e99ebab9dbad1a09bd4d7e011cc594.jpg
زرتشت عليزاده، تحليلگر سياسي سرشناس در  باکو، از مطرح شدن تهديدات غيرمعقول برخي نمايندگان مجلس این کشور عليه ايران ابراز تعجب کرد. پايگاه اينترنتي «24 ساعت»
cache/resized/b8d079253ecbcb2071ae7254fced79d0.jpg
قدرت حسنقلی اف نماینده مجلس جمهوری باکو در نشست این مجلس ایران را به علت برخی انتقادات از سفر نخست وزیر اسرائیل به باکو به دخالت در امور داخلی خود متهم کرد و
cache/resized/20fb0b074254ade2b56a9e329603e277.jpg
سردار دهقان، وزیر دفاع  در گفتگو با شبکه تلویزیونی روسیه‌الیوم گفت:   سال گذشته هواپيمای بدون سرنشين رژيم صهيونيستی از (به اصطلاح) جمهوری آذربايجان، داخل خاک
cache/resized/8f8ad3a0c0d4ecfb75ffe07e9e08789b.jpg
در نشست پاياني محاکمه متهمان «پرونده نارداران»در دادگاه جرايم سنگين باکو، دادستان خواستار صدور حکم «حبس ابد»براي حجت الاسلام طالع باقرزاده، رهبر «جنبش اتحاد