در مذمت قومیت‌پرستی؛ منیَّت را بگذار و بگذر/شفیع بهرامیان

چهارشنبه, 23 مرداد 1398 ساعت 06:49 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

 همچنان که انتظار می‌رفت این روزها اتمسفر عمومی استان آذربایجان‌غربی و بالاخص شهرستان یک‌میلیون‌نفری ارومیه با سرعت عجیبی در حال قومیتی شدن است چه اینکه منافع عده‌ای خاص و نشان‌دار در افزایش شکاف‌های نژادی و زبانی این دیار بوده و برای تحقق اهداف خویش البته، اینان هیچ حدومرزی را نمی‌شناسند.

 نگاهی گذرا به چند اتفاق اخیر ارومیه و نقش این افراد و رسانه‌های هوادار و یا در اختیارشان، به‌روشنی نشان از به مرحله هشدار رسیدن «احساس خصومت قومی» حداقل و مشخصاً در لایه‌های رسانه‌ای و خوشبختانه، نه هنوز، در بستر عمومی جامعه دارد. به‌عبارتی اکنون مدیریت منطقی فضای موجود در برخی گروه‌های «گفتگومحور» رسانه‌ای و برخی کانال‌های تلگرامی می‌تواند تا حدود زیادی از تسری این احساس فزاینده «ستیز» به لایه‌های میانی و زیرین جامعه جلوگیری نماید.


 تنوع و تکثر فرهنگی و نژادی، به مصداق متن صریح آیات شریفه «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثي‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا – حجرات آیه 13» و «و من آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ- روم آیه 22» سنتی الهی است و البته سنت‌های خدایی غیرقابل‌حذف و کتمان‌اند.

 بااین‌وجود اما کم نیستند «دیگرانی» که به هر دلیلی، یا تفسیری دیگر از این مصحف شریف دارند و یا عامداً مصادره به مطلوب کرده و چنین نصوص صریح و مستقیمی را معمولاً به‌راحتی انکار می‌نمایند؛ آنان هرگونه اعتراف به این سنت الهی- قبول تکثر فرهنگی و زبانی- و حتی نص صریح قانون اساسی را انکار نموده و گاهی فراتر از آن، قدم در وادی مواجهه و مبارزه با این سنت‌های لایتغیر خداوندی می‌گذارند و سعی در یکسان‌سازی دستوری زبانی و انکار و بایکوت سایر نشانه‌های خداوندی در حوزه فرهنگی دارند.

 در سال‌های اخیر نمونه‌های بسیاری ازاین‌دست افراد و جریانات در سپهر سیاسی و اجتماعی کشور، بالاخص در حوزه چندفرهنگی آذربایجان‌غربی ظهور نموده و متأسفانه بعضاً نیز نفوذ زیادی در برخی محافل رسانه‌ای و غیر رسانه‌ای این خطه داشته و دارند به‌طوری‌که در برخی موارد با اهرم‌ها و ابزارهایی که در اختیار دارند به‌راحتی منتقدان و مخالفان سیاست‌های یکسان‌گرایانه خود را به «مارپیچ سکوت» واداشته و بعضاً مشکلات دیگری را نیز برای این بخت برگشتگان (منتقدان خویش) فراهم می‌آورند!

 اکنون‌که نَفَسِ ایام مانده به انتخابات یازدهم مجلس به شماره افتاده، تلاش اینان برای گرفتن ماهی قدرت از آب گل‌آلود «ستیزه‌جویی قومیتی» مضاعف شده و در کسوت یک شهروند ایرانی، متأسفانه گاهی چنان بر قامت قانون اساسی که عصاره همین مملکت است خنجر می‌زنند که هیچ دشمن بیگانه‌ای، تاکنون چنان نتوانسته بکند.
 بی‌شک قومیتی کردن و قومی دیدن همه مناسبات موجود اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، جغرافیایی، تاریخی و اقتصادی سبب واگرایی، انشقاق، جدایی، شکاف و چنددستگی اجتماعی در هر ملتی است؛ از سوی دیگر مهم‌ترین عامل توسعه و رشد همه‌جانبه نیز «همدلی» و «همگرایی» مردم و منابع انسانی موجود جامعه است، به‌عبارتی قومیتی دیدن جامعه به هر دلیلی که باشد مهم‌ترین مانع بر سر راه به رفاه رساندن جامعه و احساس زندگی توأم با امید و نشاط در میان مردم است.

 نتیجه اینکه چه آن‌کس که عامداً یا سهواً در تنور قومیت‌گرایی می‌دمد و چه آنانی که قربانی این تبعیض حاصل از برجسته کردن تفاوت‌های زبانی و نژادی و قومی‌اند هر دو مستقیماً متضرر از این نگاه نادرست و غلط به زندگی اجتماعی و حقوق شهروندی‌اند! به‌عبارتی هیچ‌کدام برنده نهایی این بازی دوسر باخت نبوده و نیست!

 چراکه که آن نگرش قومیت‌گرایی که ازقضا مناصب و فرصت‌های مدیریتی، کسب‌وکار، صنعت فرهنگ، سیاست و امثالهم را در قبضه خود دارد همواره با ترس و احساس ناامنی در ابعاد اقتصادی، امنیتی و عمومی روبروست، به‌عبارتی در همه حال، در هراس از ازدست دادن این تفوق تحمیلی است و چونان لذتی از زندگی و زیست خود نمی‌برد؛ البته دیگرانی که با این وضعیت نیز محروم از فرصت‌های برابر در جامعه می‌شوند، کماکان سرنوشت مشابهی با قوم‌گرایان تمامیت‌خواه داشته و دائماً در حال تلاش برای احقاق حقوق خود و به تعادل رساندن وضعیت کلی جامعه و فرصت‌های موجود در آن برای رسیدن به شاخصه‌های زندگی عادی هستند؛ این یعنی هر دو سوی وضعیتی که در آن نگاه‌های قومی و نه قانون و حقوق مشخص شهروندی، تعیین‌کننده پایگاه اجتماعی افراد است، چندان درنهایت راضی از وضعیت نبوده و نیستند؛ یکی در هراس دائم از ازدست دادن آنچه با حربه قومیتی به‌دست آورده و دیگری در تلاش مستمر برای بازپس گرفتن فرصت‌هایی که حق خود و هم‌کیشانش می‌داند و اکنون به‌دلیل مشخصه‌های قومی، زبانی و مذهبی خویش، گمان می‌کند از وی دریغ شده است.

 واقعیت آن است که مبارزه با این‌گونه تبعیضات و رام کردن اسب سرکش و خطرناک قومیت‌گرایی، صرفاً افتادن در وادی «قومیت‌گرایی متقابل» و تشدید جبهه‌های اتنتیکی دوطرفه نبوده و نیست، چه اینکه، این بدترین شیوه برای مواجهه و مبارزه با تبعیضات ناشی از تفوق نژادی و زبانی و مذهبی در یک جامعه چندهویتی است.

 حداقل در 10 سال گذشته برخی از مردم و جریانات در اعتراض به نابرابری‌های حاصل از هژمونی قومی تا حدودی مسلط در این استان، درحالی‌که بشدت به هرگونه قومیت‌گرایی طرف برابر تاخته و آن را به چالش اخلاقی، دینی و انسانی کشیده‌اند، اما خود نیز برای مواجهه با این پدیده زشت، ناخواسته یا خواسته به همان ورطه استفاده از ابزارهای قومیتی افتاده و از همان حربه‌های طرف مقابل، سود برده‌اند! راهبرد اشتباهی که جز پیچیده کردن اوضاع این منطقه هیچ دستاورد مثبت دیگری تاکنون نداشته است!
 اصولاً نمی‌توان به ابزار یا روشی نقد جدی داشت و «خود» بر همان منوال عمل نمود، امروزه مهم‌ترین عاملی که می‌تواند هیولای هفت‌سر نژادپرستی و قومیت‌گرایی را در این سامان مهار نماید، در نغلطیدن فعالان اجتماعی به همین «واکنش احساسی قومی» در این حوزه و تلاشی منطقی و عقلائی برای تضعیف نقش رهبران و نخبگان قومیت‌گرا و «رسانه‌های در اختیارشان» در استان با استفاده از راهبردهای کارآ و قابل‌قبول مبتنی بر «منطق بجای احساس»، «دیگرپذیری انسانی» و «ترجیح شایستگان بر هم‌کیشان» است.

 بدیهی است برای هر تغییر باید از «خود» شروع کرد، لازم است که از خود گذشت، ضروری است از تفکرات احساسی و کهنه موجود در «خودآگاه» و «ناخودآگاه» خویش دل کند، اگر می‌خواهیم این مردم در این سامان احساس خوشبختی داشته باشند، باید بتوانیم باور درونی و نگرشمان را درباره سایر اقوام و مذاهب موجود در استان «انسانی‌تر» کنیم. هرگاه توانستیم خود را از این عُلقه و وابستگی‌های قومی برهانیم ما اولین گام درست را برای مبارزه با نژادپرستی برداشته‌ایم.

 تحلیل نتایج انتخابات در حوزه‌های مختلف استان آذربایجان‌غربی نشان می‌دهد که کسانی که بتوانند خود را از وابستگی‌های محدود قومیتی برهانند چگونه می‌توانند سرنوشت هر انتخاباتی را مشخص نمایند، مهم آن است که نوع نگاه آنان به نماینده مجلس، صرفاً قومیتی و مبتنی بر «هم‌نژادی» نباشد، همان وضعیت نادرستی که غالب منتقدان وضعیت موجود قومی استان، خود همواره از آن نالان و گریزانند؛ نمی‌توان از مردم مقابل خواست که قومیتی رأی ندهند و خود دنبال گزینه‌های قومی خویش بود، اینجاست که باید از خود شروع کرد، اینجاست که می‌توان باقدرت «رأی پاک» یعنی رأیی مبتنی بر شایستگی و عقلانیت، بسیاری از نخبگان قومیت‌گرای عامل اختلاف و دشمنی را به زیر کشید و بجایش شایستگانی را که دارای ویژگی‌هایی چون «انسانیت» و «دلسوزی»، «وطن‌دوستی» و «معتقد به وحدت عملی» هستند بر کرسی وکالت و صدارت گمارد، مهم نیست آنها چه قوم و مذهبی‌اند، مهم آن است که جامعه به عقلانیت برگردد، مهم آن است که با رأی «من» و «تو»، یک تُرک، یک فارس و یا یک کُرد نه‌فقط به‌خاطر هم‌زبانی و هم‌نژادی، بلکه به‌دلیل توانمندی، انسانیت و دلسوزی به جایگاه تصمیم‌گیری و قانون‌گزاری برای «ما» برسد.


 شاید یافتن گزینه‌هایی با این خصلت‌ها در نگاه اول صعب و دشوار باشد اما حداقل می‌توان با همین نگاه، راه را بر عوام‌فریبان و قوم‌گراهای افراطی بست و فضا را برای تصدی کرسی‌های تصمیم‌گیری و اجرایی توسط افراد میانه‌رو و معتدل، فراهم نمود.

  با حسابی سرانگشتی به همه شهرهای دو قومیتی استان می‌توان به‌راحتی پی برد که اگر اقلیتی ولو 20 یا 30 درصدی اما فارغ از نگاه‌های قومیتی در این حوزه‌ها با رویکردی منطقی و مبتنی بر کارایی و توانمندیِ کاندیداها، در پای صندوق‌های رأی حاضر شوند دیگر هیچ قومیت‌گرایی، با سواری بر موج احساسات مردم نخواهد توانست قدرت را قبضه نموده و برای حفظ جایگاه خود، دائماً بر آتش فتنه قومی بدمد.

 اگر 20 یا 30 درصد مجموع آرای مأخوذه هر شهرستان را بر کاندیداهای غیر قومیت‌گرا بیافزایید متوجه خواهید شد که چقدر نتایج و چیدمان قدرت در استان قابل‌تغییر است، فقط کافی است مردم به آن درجه از بلوغ سیاسی و اجتماعی برسند که ممیزه‌هایی چون زبان و نژاد و مذهب، تنها معیار انتخاب آنها نبوده بلکه انسانیت، توانمندی، دلسوزی واقعی، تجربه و میهن‌دوستی شاخصی برای انتخاب آنان در این سامان باشد.

 هرگاه ما به‌عنوان منتقدان وضعیت قومیت‌زده قدرت در استان توانستیم با فارغِ بال و آرامش درونی، به فردی توانمند اما «غیر هم‌زبان» رأی دهیم آنگاه دوران آغاز تغییرات واقعی و مثبت در این خطه فرارسیده و البته نباید عدم همراهی اولیه دیگران، ما را از پیمودن این راه بازدارد وگرنه این چرخه معیوب قوم‌گرایی تا ابد آفت آرامش و احساس امنیت و رفاه همه ساکنان این استان شده و هیچ راه برون‌رفت دیگری برای آن متصور نخواهیم بود. فراموش نکنیم ما منتقد وضع موجودیم و برای تغییر باید هزینه دهیم؛ نخستین هزینه نیز گذشتن از وابستگی‌ها و علقه‌های عشیره‌ای و قومی و نژادی در استان است.

 روی سخن با همه نخبگان رسانه‌ای و فعالان فرهنگی، اجتماعی و سیاسی استان است؛ اگر خود را دلسوز مردم می‌دانید و در این مسیر «صادق» هستید، اگر دل در گرو توسعه و پیشرفت این استان دارید؛ خود را از قیدوبند تنگ‌نظری‌های قومی رها کنید که تنها راه برون‌رفت از افزایش ستیز قومی در این استان و بازگشت به جامعه مدنی سعادتمند، همین برگشت به مسیر عقلانیت، مدارا، دیگرپذیری و دوری از انتخاب‌های طایفه‌ای و قومی است.

نویسنده مهمان

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

تحلیل راهبردی

سند هفته

طراحی وب سایت وب و تو

تازه ترین اخبار جمهوری باکو

cache/resized/7915c8ec5a616b82d8e627666af42ea1.jpg
زرتشت علیزاده، کارشناس و تحلیلگر امور سیاسی جمهوری آذربایجان که اغلب پیش بینی هایش محقق شده است، هشدار داد در شرایط کنونی خط وقوع جنگ مجدد میان جمهوری
cache/resized/165659ca25041feb2341a75ef1dbbf84.jpg
    12 تیرماه 1399، روزنامه اورشلیم پست و برخی رسانه های اسرائیل، گزارشی از فعالیت های صنایع هوا – فضای اسرائیل ارایه کردند که آزمایش تکمیلی سیستم- جنگی
cache/resized/dfd47b948c7d59e758d1c233da2f0c9e.jpg
واقعات های منطقه طاووش افسانه شکست ناپذیری پهپاد های اسرائیلی را در هم شکستند. در درگیری های اخیر طاوش نیرو های نظامی ارمنستان موفق شدند تعدادی از پهپاد های
cache/resized/d78317eaf9d8529d329685fd96f4770f.jpg
سایت آذپولیتیکا در باکو از احتمال پیگرد قضایی المار محمدیاروف، وزیر خارجه پیشین این کشور خبر داد. سایت آذپلیتکا نوشت: « به علت تبدیل وزارت خارجه جمهوری
cache/resized/eca32b5758c8f79131512aab00c727ac.jpg
متخصصان نظامی اسراییل برای توضیح درباره علت سرنگون شدن پهپادهای اسراییلی توسط ارمنستان به باکو دعوت شدند.  متخصصان نظامی اسراییل در جمهوری آذربایجان هستند.  
cache/resized/69eec43d4ee2dab59ddcd68b2c0854af.jpg
در پی تظاهرات مخالفان حکومت الهام علی اف در خیابان های باکو در اعتراض به مدیریت جنگ در 25 و 26 تیر 1399 الهام علی اف در گفتگو با وزرای کابینه خود، از روح
cache/resized/2fa6a5e38daa801dcca55aa7d64a70d8.jpg
آندرانیک کوچاریان رئیس کمیسیون امنیت و دفاع پارلمان ارمنستان روز 23 تیر در نشست فوق العاده پارلمان با اشاره به تحرکات و تجاوز مرزی جمهوری باکو به خاک ارمنستان،
cache/resized/246dd1af39e43d888fc2a58dd30e4ca5.jpg
  وزیر محیط زیست ترکیه اعلام کرد این کشور آب رودخانه "کورا" را متعلق به خود می داند و به هر مسیری که بخواهد آن را هدایت می کند! به گزارش پایگاه اینترنتی
cache/resized/e585a064efe9d034a20247bb81026e44.jpg
  در حالی که مقامات و رسانه های باکو به مدت نزدیک به سه دهه ،  ایران را عامل اشغال شوشی معرفی کرده و به استناد آن به تبلیغات ضدایرانی دامن زده اند، الهام علی
cache/resized/306eee48c2c1d5e1e7c0586e0bfb45b6.jpg
  سازمان عفو بین‌الملل ضمن صدور بیانیه‌ای از جمهوری آذربایجان خواست “فخرالدین عباس‌زاده” رهبر و “الوین عیس‌اف”، از فعالین اجتماعی تالشی‌های این کشور را از
cache/resized/d68032ef4b42ae7ff99957bb0cc5fa86.jpg
زرتشت علیزاده، تحلیلگر برجسته آذربایجانی نوشت : « ملی گرایان جمهوری آذربایجان بطور کل مخلوقاتی محروم از توانایی درک واقعیت و ارزیابی درست جایگاه خود و جمهوری
cache/resized/51a23a143e0fc4a33e2861cf04476dbd.jpg
صورت حسین اف، نخست وزیر اسبق و از فرماندهان نظامی فعال در جمهوری آذربایجان در سال های 1992 و 1993 گفت کمک های نظامی که برای عملیات نجات اهالی خوجالی فرستادم،