خاقانی کیست؟

یکشنبه, 13 دی 1394 ساعت 05:39 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

جلال الدین کزازی اگر از من بپرسند که بزرگترين چامه سراي ايران کيست؟ نخستين نامي که در ياد من برخواهد جوشيد، خاقاني است. اين سخن سخني خُرد و خام نيست. اين ديد و داوري درباره خاقاني که او را بزرگترين و بشکوه ترين

چامه‌سراي بدانيم، به تنهايي جايگاه بلند و ارجمند او را در سخن پارسي آشکار مي‌تواند داشت. بي‌گمان در پي اين سخن، اين پرسش در پيش نهاده خواهد آمد که: اگر چنين است، چرا خاقاني آن آوازه‌ بلند و نامي ارجمند را که شايسته‌ اوست، فرادست نياورده است؟

پاسخي که بدين پرسش مي‌توان داد، اين است که خاقاني سخنوري براي همگان نيست؛ مانند فردوسي يا سعدي يا حتي حافظ. خاقاني سخنوري است که بر ستيغ مي‌رود. اندکي از مردمان به ستيغ مي‌توانند رسيد؛ ستيغِ ميغاميغ! آن که به ستيغ مي‌رسد، چشم‌اندازي را پيشاروي خود خواهد داشت که آن که در کمرکش کوه مانده است، از آن بي‌بهره خواهد ماند. به هر روي، شناختن خاقاني دشوار است، اما دل بستن به او آسان است. کسي که خاقاني را شناخت، به ناچار دل بدو درخواهد باخت. ما خاقاني را افزونتر از ديگر سخنوران زبان پارسي مي‌شناسيم؛ زيرا او در سروده‌هاي خويش گهگاه هم از زندگاني خود، هم از منش و کنش خويشتن ياد مي‌آورَد؛ افزونتر از سروده‌ها، در نامه‌هاي خويش. خاقاني نامه‌هاي بسيار به بزرگان روزگار خود نوشته است. در اين نامه‌ها مي‌توانيم چشم‌اندازي فراخ از زندگاني خاقاني را بيابيم. نام خاقاني آن‌چنان که او خود در بيتهاي خويش از آن ياد آورده است، «بديل» بوده است. نمونه را گفته است:

 


بدل من آمدم اندر جهان سنايي را

بدين دليل پدر نام من «بديل» نهاد


در ميان سخنوران ايران، خاقاني به‌ويژه سنايي را ارج مي‌نهد؛ يا خود را با او برابر مي‌داند، يا فزونتر و فراخ‌تر. برخي از زيست‌نامه‌نويسان، فريفته‌ بيتي از خاقاني، نام او را «ابراهيم» دانسته‌اند؛ زيرا خاقاني در آن بيت خود را به گونه‌اي پندارينه ابراهيم ناميده است:



به خوان معني‌آرايي براهيمي پديد آمد

ز پشت آزر صنعت، علي نجار شرواني


پيداست که خواست خاقاني اين نيست که ابراهيم ناميده مي‌شده است؛ اين ترفندي ادبي است. چون پدر خود را در درودگري با آزرِ بتگر سنجيده، خود را براهيم، يا ابراهيم ناميده است. برنام خاقاني، «افضل» يا «افضل‌الدين» بوده است. خاقاني پيش از آنکه خود را به اين نام برخواند، نامي ديگر داشته است: «حقايقي». دو سه بار اين نام بيشتر در ديوان او نيامده است. مانند اين بيت:

 


چون کار به کعبتين عشق افتد

شش پنج زنش حقايقي بايد


اما هنگامي که خاقاني به شروانشاهان مي‌پيوندند، که «خاقان» برناميده مي‌شدند، برنام «خاقاني» را برمي‌گزيند. زادگاه خاقاني شَروان بوده است؛ يکي از شهرهاي ارّان، بخشي از جمهوري آذربايجان که در اين روزگار در آن سوي ارس جاي دارد. گاهي اين نام را به نادرست شِروان مي‌خوانند. شروان شهري است در خراسان امروز که ريخت ديگر آن شيروان است. زادگاه خاقاني شَروان بوده است. او بارها با اين نام به زيبايي بازي کرده است. يک نمونه اين است:



عيب شروان مکن که خاقاني

هست از آن شهر که ابتداش شر است


زادسال خاقاني را به درستي نمي‌دانيم؛ اما استاد فروزانفر به شيوه‌اي سنجيده سال 520 را چونان زادسال او برگزيده است. خاقاني در چندين بيت از زادسال خويش سخن گفته است؛ اما نه باريک و روشن. او در اين بيتها از «سال پانصدم» چونان سالِ زادنش ياد کرده است. نمونه را در چامه‌ «صفاهان»، گفته است:



پانصد هجرت چو من نزاد يگانه

باز دوگانه کنم دعاي صفاهان


پدر خاقاني «استاد علي نجار» ناميده مي‌شد. پيوند خاقاني با پدر، پيوندي دوگانه و پُر شيب و فراز بوده است. گاهي او را نيک ستوده و زماني، سخت او را نکوهيده است! اما مادر خاقاني زني شگفت‌انگيز بوده است. کنيزکي ترساکيش که در پي جنگهاي چليپا که در ميان ترسايان و مسلمانان درمي‌گيرد، به کنيزي به شروان مي‌افتد. پدر خاقاني او را مي‌بيند و دل بدو مي‌بازد و او را به زني مي‌ستاند. شايد ترساگرايي خاقاني، که بيش از هر سخنوري ديگر از آيين و فرهنگ ترسايان در سروده‌ها و سخنهاي خويش ياد آورده است، بازمي‌گردد به کيش مام او که پس از پيوند با علي نجار، به آيين اسلام مي‌گرود. اگر خاقاني گاه پدر را مي‌نکوهد و خار مي‌دارد، هر زمان از مادر سخن مي‌گويد، سراپاي ستايش است. خاقاني در «تحفه‌العراقين» از مادر خود چنين ياد مي‌کند:



کارم ز مزاج بد نرستي

گر نه برکات مادر استي

آن پيرزني که مرد معني است

آن رابعه‌اي که ثاني‌اش نيست

وز رابعه در صيانت افزون

بل رابعه‌ بنات گردون

کدبانوي خاندان حکمت

مستوره‌ دودمان عصمت

بگرفته ز عيش پنج روزه

چون مريم چهار ماه روزه

نستوري و موبدي نژادش

اسلامي و ايزدي نهادش


در بيتهايي از پيشه‌ مادر، يا پيشه‌ نياکاني او، که خورشگري بوده است، و نيز در بيتهايي ديگر از پيشه‌ نياي خويش که جولاهگي بوده، ياد کرده است:



جولاهه‌نژادم از سوي جد

در صنعت من کمال ابجد



خاقاني از ساليان خُردي با پدر در کشاکش بود. پدر مي‌خواست او را بر پيشه‌ خويش بکشاند؛ اما خاقاني پرواهايي ديگر در سر مي‌پخت و آرزوهايي بلند و دور و دراز داشت. نمي‌خواست درودگري باشد همانند پدر. از همين روي روزي آزرده‌دل و خشمگين، از خانه‌ پدري بيرون مي‌آيد. مي‌رود به نزد افدر (عموي) خويش: کافي‌الدين عمر عثمان؛ مردي دانشور و انديشمند. کافي‌الدين برادرزاده‌ خود را بسيار گرامي مي‌دارد و بر مي‌کشد؛ زيرا مي‌دانست آن پسر آينده‌اي درخشان مي‌تواند داشت، اگر به هرز و هدر نرود. از همين روي خاقاني افدر خويش را بسيار گرامي مي‌داشت. هر چه درباره‌ او سروده، از درِ ستايش و بزرگداشت است:



بگريخته‌ام ز ديو خذلان

در سايه‌ عمّر بن عثمان

هم صدرم و هم امام و هم عم

صدر اجل و امام اکرم

 

 


پاره‌اي از سوگ‌سروده‌هاي خاقاني در دريغ اين افدر است؛ با سوز و گدازي بسيار از مرگ او ياد آورده است.

بانوان خاقاني

مي‌رسيم به بانوان خاقاني. در زيست‌نامه‌ها تنها از يک بانوي خاقاني سخن رفته است؛ بانويي که به شگفتي در سروده‌ها و نوشته‌هاي خاقاني هيچ يادي از وي نيست: دختر بوالعلاي گنجه‌اي، سخنور نامدار آن روزگار. بوالعلا بود که خاقاني را به دربار شروانشاه برد. داستاني دارد خاقاني با اين خَسوُره (پدرزن)؛ اما به‌ جز اين بانو، خاقاني چند بانوي ديگر هم داشت. نخستين بانوي او زني است از يکي از روستاهاي شروان. خاقاني اين نخستين زن خود را بسيار گرامي مي‌داشت؛ اما اين زن خانداني دارد بسيار درشتخوي. بُرناي برومند خاقاني که در جواني درمي‌گذرد ـ رشيدالدين‌زاده‌ اين بانوست. اين بانو اندکي پس از درگذشت اين بُرنا از جهان مي‌رود. خاقاني در سروده‌اي از اين فرزند برومند و مام او ياد کرده است:

 


پسر داشتم چون بلند آفتابي

ز ناگه به تاريک مغاکش سپردم

به درد پسر مادرش چون فرو شد

به خاک آن تن دردناکش سپردم


خاقاني در سوگ‌سرودي پيمان بسته بود که پس از اين بانو زني ديگر نستاند؛ اما پيمان به سر نمي‌بَرد. بانوي دومين او همچنان از شروان است؛ اما زني شهري. خاقاني چندان از اين زن دوم دلخوش نيست. اين شهري را با آن روستايي برابر نمي‌نهد. به ‌جز اين دو، خاقاني بانويي سومين هم داشت:


بود مرا خانه‌ نخست و دوم، خوب

نيست سوم خانه خوب اگرچه يگانه است



برپايه‌ نشانه‌هايي اين بانو مي‌تواند زني باشد که خاقاني هنگامي که به تبريز رفته بود، به زني ستاند. از اين زن تبريزي پسري داشت به نام مؤيدالدين. خاقاني زني چهارمين هم داشت، همان دُخت بوالعلاي گنجه‌اي. او همزمان اين زنان را نستاند! هيچ نام و نشاني از اين زن چهارم، تا آنجا که من ديده‌ام و مي‌دانم، در سروده‌ها و نوشته‌هاي خاقاني نيست. شايد آگاهانه درباره‌ او خاموش مانده است، در پي آن کشاکشي که روزگاري با بوالعلا داشت.

 

بن مایه: شهر کتاب

تحریریه آذری ها

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سند هفته

تحلیل راهبردی

طراحی وب سایت وب و تو

تازه ترین اخبار جمهوری باکو

cache/resized/395c59f6cdcd93e0887e4d51339923c4.jpg
اقبال آقازاده، رهبر حزب اميد جمهوري آذربايجان در گفتگو با «کوليس»، پايگاه اينترنتي مطالب فرهنگي جمهوري باکو گفت : « آثار نظامي گنجوي به زبان اصلي خيلي زيباست.
cache/resized/4b26a141e833c64ce87cf0299e1f9f18.jpg
الهام علي اف، رييس جمهور باکو در سفر به ريگا، پايتخت لتوني گفت روابط جمهوري آذربايجان با اتحاديه اروپا به مرتبه عالي تري ارتقاء خواهد يافت.به گزارش پايگاه
cache/resized/4d5779aa7dad314b47659c234363702b.jpg
مرکز بررسي هاي زيست محيطي « موسسه بلک اسميت» آمريکا، شهر سومقائيت، را  دومين شهر آلوده دنيا معرفي کرد.به گزارش پايگاه اينترنتي «ويرتوالاذ» ، در فهرست «موسسه
cache/resized/e812e1db733e1b76ccdb8441488625cf.jpg
در حالی که برگزاری مراسم مذهبی مردم شیعه جمهوری باکو در کوچه ها و خیابان های شهرهای این کشور  ممنوع شده است، وهابی ها از آزادی کامل در این زمینه برخوردار شده
cache/resized/cc5f5dfa52c0492adafe89c1d70b0c1a.jpg
به گزارش آذریها به نقل از خبرگزاری آرمن پرس، النا تئوخاریوس نماینده پارلمان اروپا در طی دیدار خود با خبرنگاران پارلمان اروپا در خصوص نقض مکرر آتش بس از سوی
cache/resized/82a9c7511b9b10dc8cfb92c1b221165e.jpg
جمهوري قراباغ ، اتهام باکو مبني بر هدف قرار دادن غيرنظاميان جمهوري باکو را تکذيب کرد. به گزارش پايگاه اينترنتي «ارمن پرس» ،داويد بابايان، سخنگوي رياست جمهوري
cache/resized/971702fefa83fc0b27124ab780b77627.jpg
  در یک اظهار نظر عجیب و در حالیکه مقامات و رسانه های باکو به صورت ریاکارانه جهت جلب حمایت جمهوری اسلامی ایران، قراباغ کوهستانی را با فلسطین اشغالی مقایسه
cache/resized/5cb475d1859d5cf64749a0e6e79e119f.jpg
  پايگاه اينترنتي «ميدان تي وي» به نقل از مقاله پژوهشي درج شده در سايت «ترود» TRUD بلغارستان به قلم «ديليانا قايتانجيئوا» پژوهشگر بلغاري ، خبر داد شرکت
cache/resized/09d80fcfab8197303c2bd4189fb05353.jpg
آیت الله كاظم‌صديقي، امام جمعه تهران در خطبه های نماز جمعه 16تیر در انتقاد از سیاست های ضد اسلامی و ضد شیعی باکو گفت: « ما از داخل کشور عربستان خبر نداریم، ما
cache/resized/56945c2bc3a14761b5d257d1ee645e47.jpg
الهام علي اف، رييس جمهوري باکو در پيام تبريک به دونالد ترامپ، رييس جمهوري آمريکا بر اميدواري زياد باکو به تلاش هاي آمريکا و ترامپ براي حل مناقشه قراباغ تاکيد
cache/resized/f3cfff06ffde71a883ac9e3821892a47.jpg
اداره مسلمانان قفقاز جمهوري باکو ، سفرهاي زيارتي مستقيم از باکو به مشهد را تا اطلاع ثانوي به حالت تعليق درآورد.به گزارش خبرگزاري آپا، اداره مسلمانان قفقاز
cache/resized/d83b0a097174bb88a4140fa67b386fcb.jpg
آنکارا با اجراي طرح ايجاد منطقه آزاد تجاري با نخجوان، اين منطقه از جمهوري باکو را ضميمه اقتصاد ترکيه مي کند.به گزارش خبرگزاري ترند جمهوري باکو، نهاد زيبکچي،