عوامل مؤثر در رواج زبان ترکی در آذربایجان

دوشنبه, 21 ارديبهشت 1394 ساعت 11:39 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

به شهادت تاريخ و استنادات و تحقيقات متقن محقّقان، تا قرن 11 هجري هنوز زبان تركي در آذربايجان رواج رسمي پيدا نكرده بود و تا اين دوران، كه حدود پنج قرن از آمدن قبايل ترك غزنوي، سلجوقي تا آمدن قبايل مغول

و تيموري و سپس فرمان‌روايي قراقويونلوها و آق‌قويونلوها در آذربايجان، هيچ كدام از قبايل فوق نتوانستند زبان رسمي خود (تركي) را در ناحيه‌اي از ايران، بخصوص آذربايجان رواج دهند.
اغلب اين قبايل و اقوام در روستاها و دامنة كوه‌ها به زندگي ايلي و دامداري خود مشغول بودند. و هنوز به‌طور رسمي در شهرها سكونت و اقامت پيدا نكرده بودند و اگر درست دقت كنيم زبان تركي ابتدا در روستاها و دهات محل سكونت ترك‌ها رواج يافت و سپس به مراكز شهري نيز گسترش پيدا كرد.
خود تركان به‌عنوان حاكمان و گردانندگان امور سياسي و اجتماعي مردم عامل مؤثّري در ترويج زبان تركي بودند. چون مردم براي ارتباط و مراوده با آنان، چه در مسايل شخصي و خانوادگي يا در امور حكومتي و ادارة كشور، ناچار بودند كه زبان تركي آنان را بياموزند، از طرفي از آن‌جايي كه آذربايجان يك منطقة خاص نظامي و سوق‌الجيشي بود و بخصوص بعدها در مقابله با عثمانيان از اهمي‍ّت والايي برخوردار بود، لذا سلاطين ترك و مغول ايلات و عشاير عمدة ترك را به سوي شهرها و مناطق مركزي و جهت خدمت در نظام و ارتش دفاعي كشور آوردند كه اين امر خود عامل موثّري در توسعة زبان تركي و گسترش اقوام ترك در آذربايجان گرديد. اهمي‍ّت ديگر اين امر بيشتر از آنجا قابل توج‍ّه است كه چون قزلباشان مذهب شيعه داشتند و به زبان تركي نيز حرف مي‌زدند و زبان محاورة دربار و لشكر و اولياي حكومتي نيز همه تركي بودند، لذا مردم كه روز به روز به مذهب تشيّع گرايش پيدا مي‌كردند، مجبور بودند كه زبان تركي متولّيان اين مذهب را نيز ياد بگيرند و اين امر يعني گسترش مذهب تشيّع عامل مؤثّري در گسترش هر چه بيشتر زبان تركي در ناحية آذربايجان محسوب مي‌شود.
از طرفي چون خود تركان از مريدان شيخ صفي‌الدين اردبيلي، عارف بزرگ و اعقاب او، مانند شاه اسماعيل بودند و اينان از عرفاي بزرگ و متصوفة نامدار روزگار خود به‌شمار مي‌آمدند، لذا توسعه و گسترش عرفان و تصوف به وسيلة آنان، موجب تقويت و گسترش زبان تركي نيز در بين پيروان اين نحلة فكري مي‌شد. اين گونه اعتقادات ديني و مذهبي و ارادت قزلباشان و درباريان به خاندان صفوي، موجب شد كه آنان مدت دو قرن و نيم در پاسداري از ايران و دفاع از كيان صفوي در ركاب شاهان صفوي شمشير زدند. در دوران نادرشاه، تمامي ايلات ترك(1) در آذربايجان پا به پاي او جنگيدند. به اين ترتيب تركان از آمدن مغول و تيمور تا دوران قره‌قويونلوها و آق‌قويونلوها و بعد صفوي و افشاريه و قاجاريه با پشت سر گذاشتن مراحل زندگي ايلاتي و عشايري در زندگي شهري و نظامي‌گري و درباري راه‌ يافته و حدود هشت قرن در شهرهاي آذربايجان در مراكز حساس دولتي و حكومتي تلاش نمودند. به هر حال از آن‌جايي كه حاكمان ترك زبان بر مقد‌ّرات مه‍ّم دولتي و كشوري دست يافته بودند، حتّي مالكيت زمين‌هاي بزرگ را در دست داشتند، لذا مردم براي ارتباط با آنان و رتق و فتق امور خود ناچار بودند كه زبان تركي را نيز بياموزند. تنها اندك اهل باسواد و اهل قلم بودند كه تحريرات احكام و مطالب ديوان و ثبت دفتر و اسناد رسمي به زبان فارسي را بر عهده داشتند و از آن جايي كه زبان يا لهجة زبان پهلوي نه زبان ديني بوده تا علائق مذهبي مردم پشتوانة بقاي آن باشد و نه زبان علم و ادب بود تا تفّوق فرهنگي‌اش، آن را از زوال و نابودي پاس دارد، زبان سياست و دولتي نيز نبود تا به دست حاكمان و طبقات حاكم و دبيران و مديران كشوري حفظ شود بلكه زبان عمومي و غيرارادي و به نوعي بومي و محلي بود.(2) از نظر زبان‌شناسي نيز، زبان‌ها همان‌گونه كه براي هماهنگي با تحولات اجتماعي و حفظ كاركرد ارتباطي ميان افراد جامعه رفتار انطباقي دارند، اگر روزي به دلايلي نتوانند وظيفه ايجاد ارتباط ميان گوشوِران خود را به انجام برسانند، به سمت زوال تدريجي و نهايتاً مرگ خواهند رفت (وزيرنيا، 1379: 110) در اين صورت مردم زباني را انتخاب مي‌كنند كه از به كار بردن آن بتوانند حداكثر بهره را ببرند(رابرت، 1350: 240). لذا اندك‌اندك با غلبة زبان تركي، زبان بومي آذري رو به اضمحلال و نابودي نهاد و چون زبان تركي نيز زبان رسمي دربار و حكومتيان بود، لذا زودتر جانشين زبان آذري شد.
دكتر رياحي دربارة سر دگرگشت زبان در آذربايجان چنين مي‌گويد: «... در تحفة سامي كه در دورة شاه طهماسب در سال 957 هجري تأليف شده، دهها شاعر تبريزي را در آن سال‌ها مي‌بينم... شعرسرايي به زبان فارسي به وسيلة همه افراد از طبقات پيشه‌ور و حتّي عامي، مي‌رساند كه در دورة شاه طهماسب، پنجاه سال پيش از تأليف رسالة روحي اُنارجاني، هنوز تركي در تبريز عموميت نيافته، بلكه عموميت با زبان فارسي آذري بود... .
ام‍ّا در مجمع‌الخواص صادقي كتابدار، كه حدود شصت سال بعد در سال 1016 هجري تأليف شده، تعداد شاعران تبريز نسبت به شهرهاي ديگر ايران كم‌تر شده است.
در تذكرة نصرآبادي (1090-1083 هـ.) وضع بكلّي دگرسان شد و در ميان صدها شاعر كه در آن ذكر شده، كم‌تر نام شاعر تبريزي به چشم مي‌خورد و اين بيانگر اين حقيقت است كه دگرگشت زبان در تبريز را بايد در اوايل قرن يازدهم به بعد جستجو كرد(رياحي «زبان فارسي در آذربايجان»، 1368: 511-506).
سرانجام پس از حاكميت صفويان و ترويج زبان تركي و قتل عام‌هاي متوالي مردم آذربايجان به وسيلة تركان متعصّب عثماني در جنگ‌هاي متمادي با ايران، زبان آذري به تدريج در شهرها و نقاط جنگ‌زده و كشتار ديدة آذربايجان رخت بربست و رفته‌رفته رو به اضمحلال و نابودي نهاد.

  زبان تركي آذربايجان  متأثّر از فارسي


به‌رغم تسلط و نفوذ زبان تركي در بخش‌هاي وسيعي از سرزمين پهناور ايراني، بايد گفت كه اين زبان هميشه تحت تأثير نفوذ زبان و فرهنگ ايراني و عربي قرار داشته است تا به آن حدّ كه اين زبان در هيچ نقطه‌اي از ايران نتوانست به‌عنوان زبان رسمي دولت‌ها ظاهر شود و سطح فرهنگي معيّني را منعكس نمايد. در اين ميان به علت گرايش مردم ايران به اسلام و به‌كارگيري زبان عربي به‌عنوان زبان ديني و علمي، حوزة تأثير فرهنگ اسلامي و زبان عربي آن بر زبان‌هاي ايراني و حتي زبان تركي حائز اهميت است. گرچه تركان ابتدا در مقابل نفوذ نظامي و فرهنگي اسلام مقاومت مي‌كردند، ولي بعدها بر اثر نفوذ مسلمانان در آسياي ميانه، تأثير فرهنگ باختري بر روي آنان به نحو قابل توجّهي تشديد شد(بارتولد، 1376: 54) حتّي سلاطين ترك مسلمان، در ساية فرهنگ و تمد‍‌ّن ايراني به شدّت تحت تأثير اشعار حماسي فارسي قرار گرفته و براي خود اسامي شاهان و پهلوانان ايراني از قبيل، كيخسرو، كيقباد، افراسياب و رستم را انتخاب مي‌كردند. اين امر در مورد سلجوقيان ايران نيز، كه زبان فارسي، زبان رسمي، اداري و فرهنگي آنان بود، صادق است.
در تركستان نيز، در قلمرو قراخانيان، در حوزة سازمان اداري و ادبي، زبان فارسي به تدريج جاي زبان عربي را گرفت؛ بارتولد در اين باره معتقد است كه «قلمرو قراخانيان، حتّي در سمرقند، كه به‌ يقين حتّي يك نفر در آن يافت نمي‌شد كه به تركي سخن بگويد، ولي اصطلاحات اداري از زبان تركي بكلّي حذف نشده بود. در عين حال در سمرقند هيچ‌گونه ادبيّاتي به زبان تركي وجود نداشت. در دربار خان شاعران فارسي‌زبان بودند و از حمايت او برخوردار مي‌شدند» (همان: 154 و 155).
بايد افزود كه در آذربايجان نيز وضع زبان تركي تقريباً بر همين منوال بود. اين زبان در آذربايجان هيچ‌گاه نتوانست زبان رسمي اداري و ادبي و علمي قرار بگيرد و هميشه تحت تأثير زبان‌هاي ايراني و حتّي عربي قرار داشته است.
ويژگي‌هاي تركي رايج در آذربايجان نيز، حد فاصل بين لهجة تركمن و زبان ادبي عثماني است. در تركي آذربايجاني لغات ايراني زيادي يافت مي‌شود. لغات عربي در آن كم‌تر از زبان تركي عثماني است.
زبان تركي آذربايجاني آميخته از كلمات تركي، فارسي، عربي و آذري(فهلوي) است. از جمله آثار و نشانه‌هاي تأثير زبان پهلوي در تركي آذربايجاني، همساني آواها، يكساني پيشوندها و پسوندها و نيز هم‌ريشگي پاره‌اي از واژه‌هاست. خود اين نكته نيز نشان مي‌دهد كه زبان پهلوي آميخته به زبان مادي آذربايجاني است و در دوران قبل از پيدايش و نفوذ زبان تركي در آذربايجان وجود داشته و آثار زباني و دستوري آن نيز مستقيماً بر تركي آذربايجاني تأثير گذاشته است (كاتبي، 1369: 83 به بعد). لغات تركي آن نيز حدود بيست تا سي‌درصد لغات آن را تشكيل مي‌دهد و بيش‌تر آنها شامل افعال و روابط است. در اين زبان بسياري از لغات عاميانة فارسي به چشم مي‌خورد. اينها يا لغات مشترك ميان زبان فارسي و آذري بوده و يا مستقيماً از زبان فارسي گرفته شده است.
پاره‌اي از لغت‌ها، كه در زبان فارسي جزو كلمات ادبي است و مورد استعمال بين مردم عامي نيست، در زبان تركي رواج دارد و اين خود استعمال آنها را در زبان آذري به‌عنوان كلمات عادي و روزانه مي‌رساند. به كار رفتن بسياري از آنها در لهجه‌هاي تاتي و هرزني نيز اين نظر را تأييد مي‌نمايد. مانند «باها» (بها) «تالواسا» (تلواسه، اضطراب).
بايد توج‍ّه داشت كه عد‌ّه‌اي از كلمات نيز يافت مي‌شود كه ريشة آنها روشن نيست ولي نمي‌توان آنها را از لغات تركي محسوب كرد. ضمن اينكه بسياري از كلمات آذري اصيل نيز در تركي آذربايجاني وجود دارد كه اكنون در فارسي كاربرد دارند؛ از قبيل كلمة اَمرود = گلابي، گل به سر = خيار، دسترخان = سفره و... .
آذربايجانيان در سخن گفتن تلفّظ خاصّي دارند كه هم تركي آنان را بين ترك‌زبانان و هم فارسيشان را در ميان فارسي‌گويان مشخص مي‌سازد. اين‌گونه تلفّظ و اداي مخارج مخصوص، كه براي پاره‌اي از حروف دارند، همه عيناً در تاتي و هرزني كه بقاياي آذري قديم است، موجود است. از اين‌رو مي‌توانيم بگوييم كه اين طرز تلفّظ از زبان فهلوي آذري به زبان كنوني منتقل شده است و با آن كه به تركي سخن مي‌گويند، تلفّظ قديم ايراني خود را حفظ كرده‌اند (نوابي، 1332، دورة نهم، ش 2).
به هر حال اين نشانه‌هاي عميق و گستردة زبان فارسي در زبان تركي نشان مي‌دهد كه زماني كه زبان تركي وارد آذربايجان شد، به‌رغم تسلّط بر زبان فارسي رايج، نتوانسته از نفوذ و تأثيرات گسترده و عميق زبان فارسي بركنار بماند؛ به عبارتي ديگر اغلب نشانه‌هاي زبان فارسي را در خود حفظ كرده و به علت نفوذ و گسترش دامنه‌دارش، به‌عنوان يك زبان مستقل تلقي مي‌گردد.
يك مراجعة اجمالي به كتاب فرهنگ آذربايجاني ـ فارسي كه در سال 1369 به وسيلة آقاي بهزاد بهزادي(8) تأليف يافته، نشان مي‌دهد كه كلّية لغاتي كه با حروف ص، ض، ط، ظ، ع، غ نوشته شده‌اند، تماماً عربي هستند. در آن فرهنگ لغات تركي با سر آغاز حروف ر، ز، ژ وجود ندارد. شايان ذكر است كه مباني حروف زبان تركي را هم بعضي آرامي و يا پهلوي مي‌دانند. در كتاب مباني دستور زبان آذري آمده: «به عقيدة بعضي ديگر از دانشمندان، اين الفبا ريشة آرامي يا سغدي و حتّي پهلوي دارد» (فرزانه، 1358: 7).
واژة متشكّل با «ف» دو سه تا بيشتر نيست و حرف ن نيز از پنج تا شش بيش‌تر تجاوز نمي‌كند. بقية واژه‌هاي فرهنگ مذكور، اغلب(90%) فارسي بوده‌ يا با علائم و نشانه‌هاي تركي آميخته شده و لهجة تركي ـ فارسي امروزي را فراهم ساخته است.
مؤلّف كتاب فرهنگ آذربايجاني ـ فارسي بيش از چهارهزار واژة رايج آذربايجان را گرد آورده كه ريشة فارسي دارند. اين امر نشان مي‌دهد كه زبان تركي امروزي بيش از آنچه تركي باشد، داراي نشانه‌ها و مشخصات فارسي است و اين علائم از زمان‌هاي قديم حفظ شده و مربوط به زمان معاصر نيست. در اين‌جا به ذكر تعدادي از مصادر مصنوعي تركي كه از زبان فارسي نشأت يافته و ساخته شده‌اند، اشاره مي‌كنيم:


آرزيلاماق: آرزو كردن
آوسونلاماق: افسون كردن
آله مك: الك كردن
آم مك: مكيدن
باغيشلاماق: بخشش كردن
پيچيلداماق: پچ‌پچ‌ كردن
تالاماق: تالان كردن
تَلَسمك: تلواسه كردن
تپ‌ماق: تپاندن
جالانماق: جاري كردن ـ ريختن
جوتلاماق: جفت كردن
تاولاماق: تاب دادن
چاپماق: چاپيدن
چينه‌ماق: جويدن
داغيتماق: داغون‌كردن، داغان
دنله‌ماق: دانه‌خوردن ـ دانه‌كردن
سريماق: سردوانيدن
شاقيلداماق: شق‌زدن ـ شق‌شق كردن
قاپماق: قاپيدن
قاقيداماق: قا‌ه‌قاه‌ كردن
قيرچالاماق: قاچ‌قاچ كردن
كورلاماق: كور كردن، از كار انداختن
گيجل‌ماق: گيج شدن
مندارلاماق: مردار كردن
نريداماق: نعره زدن
وزيداماق: وز وز كردن
هوشلان ماق: به هوش آمدن


پيشوندهاي بي و نا (صفت منفي و سبب فارسي) در زبان تركي آذربايجان در حد وسيعي رايج است. به سواد ـ به كار ـ به چارا ـ به صاحب.
نانجيب ـ ناشتا ـ ناخوش ـ ناخلف ـ ناكام ـ ناانصاف ـ ناجور ناشُكر.
بسياري از اسامي و اصطلاحات امور و ابزار كشاورزي، دامداري، ساختماني، مذهبي، كتاب‌داري، مكتب و مدارس، شهرسازي، آشپزي، خانه‌داري، و ساير حرف و مشاغل فارسي هستند.
در آذربايجان واژه‌هاي زيادي با لفظ آوِ (آب) فارسي به كار مي‌رود؛ مانند:
شورآو (شورآب)، پس‌آو و آراو (پس‌آب)، خين‌آو(خوناب)، قير‌آو(جلبك اطراف حوض)، نم‌او(نم آب)، قن‌او(جوي آب)، شرت‌او(مختصر شستشو كردن و آب كثيف شستشوي لباس)، ميراو(ميرآب)، پشاو(پيشاب)، قنداو(قندآب)، دوغاو(دوغاب). و نيز واژه‌هاي اوبه و اوبا كه با آو و آب و آبادي مترادف است.

 

* استاد دانشگاه محقق اردبیلی

حسین نوین

استاد دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی، نویسنده و پژوهشگر زبان و تاریخ

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

تحلیل راهبردی

سند هفته

طراحی وب سایت وب و تو

تازه ترین اخبار جمهوری باکو

cache/resized/26085e3d1afcdf54a912437f15f1facc.jpg
ترکيه به منظور افزايش سهم خود در اقتصاد منطقه نخجوان، تعرفه گمرکي براي کالاهاي کشاورزي و صنعتي توليدي «جمهوري خودمختار نخجوان» جمهوري باکو را لغو کرد.به گزارش
cache/resized/fc4c1f2a1a477c90341f00c70b7a7e1f.jpg
در جريان سفر هيأتي از رژيم صهيونيستي به جمهوري آذربايجان، يادداشت تفاهم همکاري ميان شهر «غَبَله» جمهوري آذربايجان و شهر  « يقنعم» در شمال فلسطين اشغالي امضاء
cache/resized/dfc0b2bbf24a39f5e2da5f7926ab9343.jpg
وزارت دفاع جمهوري باکو در واکنش به گزارش رسانه هاي ارمنستان مبني بر استفاده نيروهاي ارتش جمهوري باکو از سيستم موشکي «اسپايک» خريداري شده از رژيم صهيونيستي در
cache/resized/f6852508428a4e5d48ad28a9269a33f2.jpg
رسانه های خبری از سفر رهبران جمهوري قراباغ کوهستاني به بروکسل و برگزاري همايش «همکاري آرتساخ و اتحاديه اروپا» در بروکسل خبر داد. به گزارش آذریها به نقل از
cache/resized/a59a9ff63930de47fc620f8bace72c67.jpg
  پل گوبل، تحليلگر سيا و مشاور پيشين وزير امور خارجه آمريکا در امور خلق هاي شوروي سابق ، در گفتگو با پايگاه اينترنتي «آخار » گفت : «مسکو تا وفاداری باکو را 
cache/resized/82552c743d6192d836a370d3249cd267.jpg
آکادمي علوم جمهوري باکو از يافته شدن دو نسخه دستنويس از اشعار عمادالدين نسيمي، شاعر  ايراني قرن هشتم هجري شمسي، در کتابخانه ملي آنکارا خبر داد.  پايگاه
cache/resized/5ecef784624a9e8f3ba1885699b90571.jpg
خبرگزاري دولتي «آذرتاج» جمهوري باکو به نقل از  گزارش روزنامه «نيوز بليز» News Blaze  درباره قاضي يهودي دادگاه عالي جمهوري آذربايجان ، نوشت : « (جمهوري)
cache/resized/5165a8623eec6c683020a3901ddf7787.jpg
تالشان جمهوری باکو که براثر سیاست های دولت مرکزی با مشکلات اقتصادی شدید و بیکاری مواجهند، از طریق مراوده با ایران امرار معاش می کنند.به گزارش آذریها روزنامه
cache/resized/6ac74b6bf12be9c2b2b0be9af8364413.jpg
نماينده دادستاني جمهوري باکو براي دو روحاني شيعه شهر لنکران اين کشور درخواست حکم زندان 18 و 15 ساله کرد.به گزارش پايگاه اينترنتي «مائده» نماينده دادستاني در
cache/resized/66e3606a362cf26584d55a20e6ecedd9.jpg
به گزارش آذریها به نقل از خبرگزاری آرمن‌پرس ادوارد شارمازانوف نائب ریس پارلمان ارمنستان در پاسخ به اظهارات الهام علی اف که در حاشیه اجلاس سران کشورهای اسلامی
cache/resized/254595f1236b4934a872ed3b0fc158aa.jpg
تسنیم: سفر ناگهانی ژنرال ذاکر حسن‌اف، وزیر دفاع جمهوری آذربایجان به فلسطین اشغالی برای دیدار با مقامات سیاسی و نظامی رژیم اشغالگر قدس و بازدید از برخی از مراکز
cache/resized/7b1ef7e08523ab23bccd299c9b31b633.jpg
  توافق نامه خواهرخواندگي شهر «شماخي» جمهوري باکو با شهرک یهودی نشين «طيره کرمل» در فلسطين اشغالي امضاء شد. به گزارش «ريپورت»، توافق نامه خواهرخواندگي