به شهادت تاريخ و استنادات و تحقيقات متقن محقّقان، تا قرن 11 هجري هنوز زبان تركي در آذربايجان رواج رسمي پيدا نكرده بود و تا اين دوران، كه حدود پنج قرن از آمدن قبايل ترك غزنوي، سلجوقي تا آمدن قبايل مغول و تيموري و سپس فرمان‌روايي قراقويونلوها و آق‌قويونلوها در آذربايجان، هيچ كدام از قبايل فوق نتوانستند زبان رسمي خود (تركي) را در ناحيه‌اي از ايران، بخصوص آذربايجان رواج دهند.
اغلب اين قبايل و اقوام در روستاها و دامنة كوه‌ها به زندگي ايلي و دامداري خود مشغول بودند. و هنوز به‌طور رسمي در شهرها سكونت و اقامت پيدا نكرده بودند و اگر درست دقت كنيم زبان تركي ابتدا در روستاها و دهات محل سكونت ترك‌ها رواج يافت و سپس به مراكز شهري نيز گسترش پيدا كرد.
خود تركان به‌عنوان حاكمان و گردانندگان امور سياسي و اجتماعي مردم عامل مؤثّري در ترويج زبان تركي بودند. چون مردم براي ارتباط و مراوده با آنان، چه در مسايل شخصي و خانوادگي يا در امور حكومتي و ادارة كشور، ناچار بودند كه زبان تركي آنان را بياموزند، از طرفي از آن‌جايي كه آذربايجان يك منطقة خاص نظامي و سوق‌الجيشي بود و بخصوص بعدها در مقابله با عثمانيان از اهمي‍ّت والايي برخوردار بود، لذا سلاطين ترك و مغول ايلات و عشاير عمدة ترك را به سوي شهرها و مناطق مركزي و جهت خدمت در نظام و ارتش دفاعي كشور آوردند كه اين امر خود عامل موثّري در توسعة زبان تركي و گسترش اقوام ترك در آذربايجان گرديد.

اهمي‍ّت ديگر اين امر بيشتر از آنجا قابل توج‍ّه است كه چون قزلباشان مذهب شيعه داشتند و به زبان تركي نيز حرف مي‌زدند و زبان محاورة دربار و لشكر و اولياي حكومتي نيز همه تركي بودند، لذا مردم كه روز به روز به مذهب تشيّع گرايش پيدا مي‌كردند، مجبور بودند كه زبان تركي متولّيان اين مذهب را نيز ياد بگيرند و اين امر يعني گسترش مذهب تشيّع عامل مؤثّري در گسترش هر چه بيشتر زبان تركي در ناحية آذربايجان محسوب مي‌شود.
از طرفي چون خود تركان از مريدان شيخ صفي‌الدين اردبيلي، عارف بزرگ و اعقاب او، مانند شاه اسماعيل بودند و اينان از عرفاي بزرگ و متصوفة نامدار روزگار خود به‌شمار مي‌آمدند، لذا توسعه و گسترش عرفان و تصوف به وسيلة آنان، موجب تقويت و گسترش زبان تركي نيز در بين پيروان اين نحلة فكري مي‌شد. اين گونه اعتقادات ديني و مذهبي و ارادت قزلباشان و درباريان به خاندان صفوي، موجب شد كه آنان مدت دو قرن و نيم در پاسداري از ايران و دفاع از كيان صفوي در ركاب شاهان صفوي شمشير زدند. در دوران نادرشاه، تمامي ايلات ترك(1) در آذربايجان پا به پاي او جنگيدند.

به اين ترتيب تركان از آمدن مغول و تيمور تا دوران قره‌قويونلوها و آق‌قويونلوها و بعد صفوي و افشاريه و قاجاريه با پشت سر گذاشتن مراحل زندگي ايلاتي و عشايري در زندگي شهري و نظامي‌گري و درباري راه‌ يافته و حدود هشت قرن در شهرهاي آذربايجان در مراكز حساس دولتي و حكومتي تلاش نمودند. به هر حال از آن‌جايي كه حاكمان ترك زبان بر مقد‌ّرات مه‍ّم دولتي و كشوري دست يافته بودند، حتّي مالكيت زمين‌هاي بزرگ را در دست داشتند، لذا مردم براي ارتباط با آنان و رتق و فتق امور خود ناچار بودند كه زبان تركي را نيز بياموزند. تنها اندك اهل باسواد و اهل قلم بودند كه تحريرات احكام و مطالب ديوان و ثبت دفتر و اسناد رسمي به زبان فارسي را بر عهده داشتند و از آن جايي كه زبان يا لهجة زبان پهلوي نه زبان ديني بوده تا علائق مذهبي مردم پشتوانة بقاي آن باشد و نه زبان علم و ادب بود تا تفّوق فرهنگي‌اش، آن را از زوال و نابودي پاس دارد، زبان سياست و دولتي نيز نبود تا به دست حاكمان و طبقات حاكم و دبيران و مديران كشوري حفظ شود بلكه زبان عمومي و غيرارادي و به نوعي بومي و محلي بود.(2) از نظر زبان‌شناسي نيز، زبان‌ها همان‌گونه كه براي هماهنگي با تحولات اجتماعي و حفظ كاركرد ارتباطي ميان افراد جامعه رفتار انطباقي دارند، اگر روزي به دلايلي نتوانند وظيفه ايجاد ارتباط ميان گوشوِران خود را به انجام برسانند، به سمت زوال تدريجي و نهايتاً مرگ خواهند رفت (وزيرنيا، 1379: 110) در اين صورت مردم زباني را انتخاب مي‌كنند كه از به كار بردن آن بتوانند حداكثر بهره را ببرند(رابرت، 1350: 240). لذا اندك‌اندك با غلبة زبان تركي، زبان بومي آذري رو به اضمحلال و نابودي نهاد و چون زبان تركي نيز زبان رسمي دربار و حكومتيان بود، لذا زودتر جانشين زبان آذري شد.
دكتر رياحي دربارة سر دگرگشت زبان در آذربايجان چنين مي‌گويد: «... در تحفة سامي كه در دورة شاه طهماسب در سال 957 هجري تأليف شده، دهها شاعر تبريزي را در آن سال‌ها مي‌بينم... شعرسرايي به زبان فارسي به وسيلة همه افراد از طبقات پيشه‌ور و حتّي عامي، مي‌رساند كه در دورة شاه طهماسب، پنجاه سال پيش از تأليف رسالة روحي اُنارجاني، هنوز تركي در تبريز عموميت نيافته، بلكه عموميت با زبان فارسي آذري بود... .
ام‍ّا در مجمع‌الخواص صادقي كتابدار، كه حدود شصت سال بعد در سال 1016 هجري تأليف شده، تعداد شاعران تبريز نسبت به شهرهاي ديگر ايران كم‌تر شده است.
در تذكرة نصرآبادي (1090-1083 هـ.) وضع بكلّي دگرسان شد و در ميان صدها شاعر كه در آن ذكر شده، كم‌تر نام شاعر تبريزي به چشم مي‌خورد و اين بيانگر اين حقيقت است كه دگرگشت زبان در تبريز را بايد در اوايل قرن يازدهم به بعد جستجو كرد(رياحي «زبان فارسي در آذربايجان»، 1368: 511-506).
سرانجام پس از حاكميت صفويان و ترويج زبان تركي و قتل عام‌هاي متوالي مردم آذربايجان به وسيلة تركان متعصّب عثماني در جنگ‌هاي متمادي با ايران، زبان آذري به تدريج در شهرها و نقاط جنگ‌زده و كشتار ديدة آذربايجان رخت بربست و رفته‌رفته رو به اضمحلال و نابودي نهاد.

 

پیش از آنکه واژگانی را که انگلیسی از فارسی وام گرفته‌ است برشمارم دوست دارم برخی از اندیشه‌ها و دیدگاه‌های مرتبط با وام گرفتن و واژه‌های انگلیسی وام گرفته شده را که رابرت کلایبورن در اثر شگفت انگیزش «زندگی و دوران زبان انگلیسی» نوشته‌است با شما به اشتراک بگذارم: «وام گرفتن واژه‌ها مانند وام گرفتن پول است».او می‌گوید: « هرچه بیشتر اینکار را بکنید، دفعات بعد آسانتر خواهد شد بویژه که برخلاف فرانک، پوند و دلار ، نیازی به بازپرداخت ندارد . تنها « مانع» در وام گرفتن واژگان از زبان دیگر ذهن وام گیرندگان است. تلفظ واژه‌های خارجی اغلب سخت است و اگر (که اغلب همینگونه است) این واژگان در دایره‌ی واژگان زبان بومی ریشه‌ای نداشته باشند، حتی بخاطر سپردنشان سخت‌تر است. به این ترتیب ... بیشتر وام گرفتن‌ها پیش از فتح توسط انگلیسی‌ها و نیاکانشان، با ایده‌ها و چیزهای جدیدی مرتبط می‌شدند که در زبان خودشان برابری برایش نداشتند... همانطور که گفته می‌شود اختصاص اعتبار به یک بانک زبان شناسی ویژه یا یکی از شاخه‌های آن به منظور اقتباس‌های بیشتر در آینده، جهت مراجعه‌ی مردم به واژگان مناسب خواهد بود.

امیر ضیغمی: شرق: در بخش نخست این گفت‌وگو که تحت‌ عنوان «نگاهی به مسئله زبان و قومیت در ایران» در شماره پنجم بهمن‌ماه به چاپ رسید، درباره مسائلی کلیدی همچون «قومیت»، اصطلاحات «اکثریت» و «اقلیت» در ایران و ساخت‌های «طبیعی» و «مصنوعی» در کشورهای کثیرالاقوام به‌تفصیل سخن گفته شد. خوانندگان محترم می‌توانند برای آگاهی درباره موضوعات مزبور به بخش نخست مراجعه کنند. گفت‌وگوی حاضر ادامه بحث پیشین است و در آن بیشتر به مسئله «تنوع زبانی» و «آموزش زبان مادری» در ایران پرداخته شده است.

 

شرق: امیر ضیغمی: کشور ایران از لحاظ گوناگونی زبانی و فرهنگی پدیده کم‌نظیری است. البته این تنوع فرهنگی، به سبب برخی سوءبرداشت‌ها به اختلافات و مشکلاتی نیز دامن زده است. برای مثال، مسئله «آموزش زبان مادری» یا حتی «آموزش به زبان مادری» در سال‌های اخیر، محل بحث و مناقشه بسیار بوده است.

  سرانجام، در پی رایزنی‌هایی که دربارۀ آن چیز چندانی نمی‌دانیم، در هفته‌های اخیر، وزارت علوم و فناوری برنامۀ آموزش زبان «ترکی آذری» را به دانشگاه‌های سه استانی که ساکنان آن‌ها به این زبان تکم می‌کنند، اعلام کرد. این برنامه، تا جایی که من می‌توانم بفهمم، از دیدگاه زبان ملّی و فرهنگ ایرانی، به شرحی که خواهم گفت، کمابیش با فاجعه پهلو می‌زند.

اخیرا اصطلاح زبان آذری، از سوی برخی محافل و افراد موسوم به پان ترکیست مورد هجمه قرار می گیرد. آنها با این پیش فرض نادرست که «آذری»یک اطلاق جدید و نادرست است که با برنامه ریزی دولتی (به زعم آنها پان ایرانیستی) رایج شده است، سعی دارند پروژه ای را پیش ببرند که مشخصا مستحیل کردن زبان محلی آذربایجانی در فرهنگ ترکیه را در دستور کار دارد.

  یادآوری: متن خلاصه شده این نوشته چندی پیش در پی تصمیم دولت به تدریس سنگیادهای مغولی و اویغوری و مانند آن­ها بعنوان منبع­های کلاسیک برای زبان و ادبیات آذری در روزنامه وزین شرق چاپ شده بود. خلاصه شدن متن نوشته ناشی از ضروریات روزنامه­نگاری بود و نویسنده خود آن را انجام داده بود. اکنون متن مزبور با صوابدید وی به چاپ می­رسد.

شرق: در خبرها آمده بود دولت پس از مطالعات گسترده و در راستای همبستگی ملی و برآورده‌کردن نیاز آموزش به زبان مادری ایرانیان و مطالبه‌های برحق هم‌میهنان تصمیم گرفته است، در سال تحصیلی پیش‌رو اجازه دهد یک رشته به نام زبان و ادبیات ترکی آذری در مقطع کارشناسی در دانشگاه تبریز راه‌اندازی شود؛ پس از اندکی، آن هنگام که ویژگی‌های کلی و سرفصل درس‌ها و منبع‌ها و متن‌های مربوطه که قرار بود به‌عنوان زبان مادری برای گروهی از علاقه‌مندان به زبان و ادبیات آذری در دانشگاه تبریز تدریس شود، از دل خبرهای دیگر بیرون آمد، به‌یک‌باره دانسته شد که آن مطالعات گسترده چیست و این برداشت دولت از همبستگی ملی چه چیزی است و تدریس به زبان مادری برای ما آذربایجانی‌ها چگونه باید باشد.

همانطور که می دانیم، امروزه واژه « آذری » در مفهوم  زبانی و ناحیه‌ای برای آذربایجانی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. اخیرا شبهاتی از سوی محافل قوم‌گرا در خصوص ریشه و اصالت صفت «آذری» مطرح شده است که مبتنی بر پیش‌فرض تئوری توهم توطئه بوده و آن را تداولی جدید می‌پندارد.



بعد از استقرار سلجوقيان و امراي دست نشاندة آنها در آسياي صغير، بتدريج زبان فارسي زبان رسمي آن ديار گرديد. محاوره در شهرهاي مهم‌ّ، نامه‌نويسي در دستگاه اميران، تدريس، تأليف، تصنيف فارسي به‌عنوان زبان رسمي بر همة آنها برتري داشت. زبان تركي آن روز از آن قبايل تركمن بود و پختگي و پيشرفت لازم را براي رفع نيازهاي جامعه و دولت نداشت. زبان رومي هم كه زبان قوم مغلوب و زبان كفّار شمرده مي‌شود و لذا زبان فارسي به‌صورت تنها زبان مناسب و رسمي دورة سلجوقيان در آسياي صغير گرديد (همان: 23 و 24).



در قرون ششم و هفتم هجري آثار ادبي فراواني در آسياي صغير (تركيه) و حتي ارمنستان نوشته شد. فضلايي مانند ابن بي‌بي، مؤلّف تاريخ سلاجقة روم و راوندي، مؤلّف راحه‌الصدور، جلال‌الدين مولوي، صاحب مثنوي، نجم‌الدين رازي، مؤلّف مرصادالعباد، و محمد غازي الملطيوي، مؤلّف روضه‌العقول (ترجمة مرزبان‌نامه) و نويسندگان ديگر با نوشتن آثار فارسي به نشر و رواج زبان و ادبيات ايراني مي‌پرداختند. «حتي بعضي از سلاطين عثماني، كه جاي سلاجقه را گرفته بودند، خود به پارسي شعر مي‌گفتند» (بهار، 1380، 290: 406).

زارع شاهمرسي نيز در خصوص ضعف و ناپختگي زبان تركي اين دوره مي‌نويسد:

«در سرزمين عثماني به‌رغم تحكمات و دستورهاي حاكمان براي ترويج زبان تركي و نوشتن آثار علمي و ادبي به اين زبان، زبان فارسي همچنان به مانند زبان عربي مورد تكريم و احترام اهل فضل و ادب بود. چون بيشتر كتاب‌هاي ادبي و فلسفي گذشته به فارسي و عربي بود. سلطان ولد (712-623 ق) فرزند مولانا، كه ده غزل تركي دارد، به آشنايي و تسلط كاملش بر زبان فارسي و ضعف او در زبان تركي اشاره كرده است. او منظومه‌اي به نام «رباب‌نامه» دارد كه در آنجا 156 بيت شعر تركي به نظم آورده است. در آنجا مي‌گويد:



تورگجـه اگـر بيليـديـم                   بير سؤزي بين ايليه ديم

تات جه اگـر ديلـرسوز                          گـويــم اســرار اولـي

 


و در كتاب «ابتدانامه» نيز مي‌گويد:

 

 



گــذر از گفـت تـــركـي و رومــي                چــون از اصطـلاح آن محـــرومـي

ليك از پــارسـي گــوي و از تـازي                      چون كه در هر دو خوش همي تازي

(زارع شاهمرسي، 1385: 45)

 

 


در دورة ايلخانيان مغول نيز در آسياي صغير زبان و ادب فارسي گسترش پيدا كرد. در ايران نيز به علّت ناامني، خيلي از علماء، ادبا و شعرا به نواحي روم و آسياي صغير مهاجرت كرده و موجب توسعة علمي،‌ فرهنگي و ادبي زبان فارسي در آن ناحيه شدند.

در ميان مهاجران دسته‌هايي از صوفيه نيز مانند حاجي بكتاش خراساني معروف به ولي (م 738 ه‍ـ) و از شاعران‌صوفي چون عراقي و سيف فرغاني و مولوي شايان ذكر است. با ورود دسته‌هاي صوفيه، تصوّف و عرفان در آن ديار رونق بيشتري پيدا كرد.

فارسي‌ زبان رسمي اين دوره بود و شرط رسيدن به مقامات عالي ديواني نيز تسلّط بر اين زبان بود. تا قرن هفتم كار به جايي رسيده بود كه حتّي عد‌ّه‌اي از تركان، مانند خود پادشاهان سلجوقي و درباريان سلجوقي(1) و نيز گروهي از روميان بومي مسلمان شده، فرهنگ ايراني يافته بودند و شعر فارسي گفته و كتاب فارسي مي‌نوشتند.

به‌طوركلّي در قرون هفتم و هشتم آسياي صغير يكي از مراكز بسيار مه‍ّم ادب فارسي و ايراني بود. نفوذ صوفيه، خاصه مولويه در اين نواحي، به اين موضوع قدرت بيشتري بخشيده بود. «زبان فارسي يكي از دو زبان عمده و اساسي دربار بود. نامه‌هاي درباري نيز اغلب به زبان فارسي نوشته مي‌شود(2) در ميان مجموعة منشآت فريدون بيگ، چندين نامة فارسي از اوايل عهد عثماني داريم و از آن جمله است نامه‌هايي در قرن نهم نيز، به‌رغم تقويت زبان تركي، اما دربار عثماني همچنان علاقه‌مند زبان و ادبيات فارسي بود. شاعران عثماني نيز اديبان ايراني را تقليد مي‌كردند. در اين دوره شاعري به زبان فارسي، با ايراني بودن قرين بود. حتي شاعراني از مردم روم هم خود را به ايران نسبت مي‌دادند تا شعرشان مقبول مردم واقع شود. مي‌گويند: شاعري متخلص به لئالي از مردم شهر توقات[1] آسياي صغير، براي اين كه منزلت بالاتري به دست آورد، ادعاي ايراني بودن مي‌كرد»(رياحي، 1369: 149).

در قرن دهم و يازدهم نيز ادبيات و زبان فارسي ايراني همچنان رونق قابل توج‍ّهي داشت. دامنة آن تا بوسني نيز كشيده شده بود. در زمان سلطان محمد فاتح (سلطنت
886-853 هـ) تعليم فارسي حتي در برنامة مدارس، تكيه‌ها و ديگر مراكز آموزشي جاي گرفت و به‌عنوان درس اجباري تدريس شد. مي‌توان گفت كه زبان و ادبيات فارسي به دليل تأثير‌پذيري ادبيات عثمانيان از ادبيات ايراني و نفوذ ادبيات فارسي بر ادبيات تركي در شهرهاي بزرگي چون استانبول، بغداد، دمشق، قونيه و به‌ويژه در بوسني و هرزگوين، درخشش پيدا كرد و به اين خاطر دانستن زبان فارسي در دربارهاي عثماني از اعتبار زيادي برخوردار بود (آيدين، 1385: 45 و 46).

در دورة تجدد ادبي عثماني نيز كه از قرن دوازدهم هجري شروع شد، انس و الفت با زبان فارسي و به كارگيري تركيبات آن در بيان مفاهيم و موضوعات جديد قو‌ّت بيشتري يافت و تدريس زبان فارسي در مدرسه‌ها و مكتب‌خانه‌ها نيز همچنان تداوم داشت.

اشعار تركي اين دوره نيز تحت تأثير تعابير و مضامين فارسي قرار داشت علاوه بر آن نويسندگان رمان و نمايشنامه هم داستان‌ها و حوادث تاريخي ايران باستان از جمله داستان‌هاي كاوه، سياوش، رستم را زمينه‌ كاري خود قرار داده بودند(رياحي، 1369: 25).

در دوره‌هاي بعد نيز ما همچنان شاهد حضور و سرزندگي زبان و ادبيات ايراني در سرزمين عثماني هستيم. هرچند كه نفوذ روزافزون زبان و ادبيات تركي اين تأثير را نسبت به گذشته كم رنگ كرده است، اما باز شاعران فارسي‌گوي(3) زيادي به چشم مي‌خورد كه تأثير و تداوم فرهنگ و ادب ايراني را برجسته مي‌سازد (آيدين، 1385،62 به بعد).

 
سرآغاز توج‍ّه رسمي به زبان تركي

بعد از غلبة ايلخانان مغول و ضعف خاندان سلجوقي، ناامني و شورش در گوشه و كنار سرزمين روم آشكار شد. از جمله شورش محم‍ّد قرامان تركمن بود. وي كه به راهزني روزگار مي‌گذرانيد، به نام حمايت از جواني به نام شاهزاده عنايت‌الدين سياوش (پسر كيكاوس دوم) قيام كرد. تركمن‌ها در سال 676 ه‍.ق قونيه را گرفته، آتش زده و غارت و قتل بسيار كردند. سرانجام شاهزاده را به تخت نشاندند ام‍ّا سرانجام كيخسرو سوم تركمن‌ها را شكست داد و محم‍ّد قرامان كشته شد و شاهزاده را نيز كه به «جمري» (خسيس و مسكين) لقب يافته بود، كشتند و پوستش را با كاه انباشتند و سوار درازگوش كردند و در شهرها گردانيدند و شورش پايان يافت (آقسرايي، 1943: 133-126).

البتّه آنچه در اينجا شايان ذكر است گفته‌هاي ابن بي‌بي است كه آن را به‌عنوان سرآغاز رسميت يافتن زبان تركي در آسياي صغير تلّقي مي‌نمايند. او مي‌گويد: «وقتي كه جمري را آتش زدند، قرار چنان نهادند كه هيچ‌كس بعداليوم در ديوان و درگاه و بارگاه و مجلس و ميدان جز به زبان تركي سخن نگويد» (ابن بي‌بي، 1956: 696).

جواد هيئت نيز در تركي شدن زبان مردم تركيه مي‌گويد:

«... در تركيه نيز تا سال 1277 (676 هجري) زبان رسمي سلاجقة روم فارسي بود. در اين زمان محمد قرامان اوغلو، رئيس قبيله قرامان، قونيه را گرفت و زبان تركي را به جاي زبان فارسي رسمي كرد. از آن پس زبان و ادبي‍ّات تركي در آناطولي پيشرفت نمود و با روي كارآمدن آل‌عثمان رونق بيشتري گرفت»(هيئت، 1380: 172). البتّه اين‌كه شخصي مي‌خواهد و يا بتواند با يك دستورالعمل و فرمان خاصّي، زباني را رسماً معمول و زبان ديگري را از عرصة حيات اجتماعي و فرهنگي خود، بيرون نمايد، امري محال و دور از واقعي‍ّت عقلي است. صحبت آقاي هيئت در اين خصوص مخدوش است ام‍ّا اين‌كه حركت محم‍ّد قرامان تلاشي بود براي سرآغاز توج‍ّه رسمي به زبان تركي، مقبول و پسنديده است و مي‌توان گفت كه بعد از حادثة ياد شده است كه تركان عثماني توج‍ّه بيشتري را به‌ يادگيري و اشاعة زبان تركي در آن نواحي مبذول مي‌داشتند و مدارك و اسناد تاريخي هم خلاف سخنان جواد هيئت و آقسرايي را اثبات مي‌كنند. در متون نظم و نثر آن دوره و در تاريخ ابن بي‌بي و مسامره‌الاخبار و روضه‌الكتاب ابوبكر بن زكي قونيوي و خاموش‌نامة منظوم يوسفي، از شورش محم‍ّد قرامان و جمري با بدبيني تمام ياد شده است؛ به عبارت ديگر با اين شورش نه تنها زبان تركي در آثار كتبي جاي زبان فارسي را نگرفت، بلكه سلجوقيان را نيز بر آن داشت كه عليه زبان و اقوام ترك به مبارزه برخيزند.

دربارة قيام محم‍ّد بيك قرامان و جمري و پيامدهاي آن، محم‍ّد فؤاد كوپرولو مي‌نويسد:

«در ذي حج‍ّة سال 676 هجري، شهر قونيه به تصر‌ّف نيروهاي محم‍ّدبيك و جمري درآمد. فاتح قونيه و همراهان وي، كه همگي تركمانان سرخ كلاه و چارق پوش بودند، به زبان فارسي آشنايي نداشتند. از اين‌رو فرمان صادر شد كه در سراي و ديوان و مراكز عمومي به جاي فارسي، تركي به كار برده شود. ولي اين دستور بيش از زمان استيلاي جمري، كه مد‌ّت آن بس كوتاه بود، دوام پيدا نكرد و پس از سركوبي قيام‌كنندگان، وضع به حال سابق برگشته، تحكيم و ترويج فارسي دوباره برقرار شد» (منصوري، 1379: 34).

در مسامره‌الاخبار هم با بدبيني شديدي از شورش جمري و تركمانان ياد شده، كه در اين‌جا به خلاصه‌اي از آنها اشاره مي‌كنيم:

«خروج جمري لعين ... جمري از زمره‌ ياراذل الناس خروج كرد و به خوارج اتراك پيوست. كلاغي انديشة صولت عقاب در دل گرفت. آتش فتنة اتراك به وجود آن مخذول شعله برآورد... سكه به نام آن سگ زدند ... پنداري كه شهر قونيه سفينه‌اي بود كه بر سر آن بحر فتنه از موج شورانگيز اتراك بشكست... عرصة روم بكلّي از اركان دولت خالي ماند. بيش‌تر بناهاي عالي گردون فرساي خراب شد» (آقسرايي، 1943: 125-123).

آقسرايي مي‌گويد كه در فتحنامه‌اي كه بعد از سركوبي شورش، به اطراف فرستادند، اين عبارت آمده بود: «خون حسين يعني اولاد صاحب شرع از يزيد و شمر شوم خواسته شد» (همان: 132).

نكتة جالب توج‍ّه ديگر اين است كه به‌رغم شكست تركمن‌ها و سپس با ضعف دولت سلجوقي، هرچند كه امراي تركمان قو‌ّت بيشتري مي‌يافتند و اين امر نيز اندك اندك منجر به تشكيل امپراتوري مقتدر عثماني شد، ام‍ّا يك بررسي و نگاه اجمالي به آثار ادبي و تاريخي دوره‌هاي بعد نشان مي‌دهد كه مردم آناطولي و آسياي صغير به تركان و زبان تركي به ديده تحقير و استخفاف مي‌نگريستند.

[1]- Tokat

تحلیل راهبردی

سند هفته

طراحی وب سایت وب و تو

تازه ترین اخبار جمهوری باکو

cache/resized/eba8195c2403909c893c7201b26d1228.jpg
صابر رستمخانلي،رييس حزب همبستگي شهروندي جمهوري باکو و باند «کنگره آذربايجاني هاي دنيا»، «داک»، در مقاله اي در پايگاه اينترنتي آخار ، تشيع را  بزرگترين دشمن ترک
cache/resized/f21af9363414ffa835efa119594c8d3f.jpg
هیاتی به ریاست رییس بخش حفاظت از تاسیسات نظامی وزارت دفاع اسراییل در وزارت کشور جمهوری باکو حضور یافت.خبرگزاری «آپا»: هیاتی به ریاست "نیر بن موشه" رییس بخش
cache/resized/821430806a19486fe337cc6c5e87d2cd.jpg
  پايگاه اينترنتي «ميدان تي وي» به نقل از برخي کارشناسان سياسي اقدام رييس جمهوري روسيه در امضاي «قرارداد ايجاد دفاع هوايي مشترک روسيه و ارمنستان » را با نتيجه
cache/resized/70762d7d888f6dc0db35a61a1434bfd5.jpg
روزنامه «يني مساوات»، پرتيراژترين روزنامه جمهوري باکو در مقاله اي مفصل ،   برنامه «گوگوش» براي اجراي کنسرت در ارمنستان را تقبيح کرد. در اين مقاله که به قلم
cache/resized/395c59f6cdcd93e0887e4d51339923c4.jpg
اقبال آقازاده، رهبر حزب اميد جمهوري آذربايجان در گفتگو با «کوليس»، پايگاه اينترنتي مطالب فرهنگي جمهوري باکو گفت : « آثار نظامي گنجوي به زبان اصلي خيلي زيباست.
cache/resized/4b26a141e833c64ce87cf0299e1f9f18.jpg
الهام علي اف، رييس جمهور باکو در سفر به ريگا، پايتخت لتوني گفت روابط جمهوري آذربايجان با اتحاديه اروپا به مرتبه عالي تري ارتقاء خواهد يافت.به گزارش پايگاه
cache/resized/4d5779aa7dad314b47659c234363702b.jpg
مرکز بررسي هاي زيست محيطي « موسسه بلک اسميت» آمريکا، شهر سومقائيت، را  دومين شهر آلوده دنيا معرفي کرد.به گزارش پايگاه اينترنتي «ويرتوالاذ» ، در فهرست «موسسه
cache/resized/e812e1db733e1b76ccdb8441488625cf.jpg
در حالی که برگزاری مراسم مذهبی مردم شیعه جمهوری باکو در کوچه ها و خیابان های شهرهای این کشور  ممنوع شده است، وهابی ها از آزادی کامل در این زمینه برخوردار شده
cache/resized/cc5f5dfa52c0492adafe89c1d70b0c1a.jpg
به گزارش آذریها به نقل از خبرگزاری آرمن پرس، النا تئوخاریوس نماینده پارلمان اروپا در طی دیدار خود با خبرنگاران پارلمان اروپا در خصوص نقض مکرر آتش بس از سوی
cache/resized/82a9c7511b9b10dc8cfb92c1b221165e.jpg
جمهوري قراباغ ، اتهام باکو مبني بر هدف قرار دادن غيرنظاميان جمهوري باکو را تکذيب کرد. به گزارش پايگاه اينترنتي «ارمن پرس» ،داويد بابايان، سخنگوي رياست جمهوري
cache/resized/971702fefa83fc0b27124ab780b77627.jpg
  در یک اظهار نظر عجیب و در حالیکه مقامات و رسانه های باکو به صورت ریاکارانه جهت جلب حمایت جمهوری اسلامی ایران، قراباغ کوهستانی را با فلسطین اشغالی مقایسه
cache/resized/5cb475d1859d5cf64749a0e6e79e119f.jpg
  پايگاه اينترنتي «ميدان تي وي» به نقل از مقاله پژوهشي درج شده در سايت «ترود» TRUD بلغارستان به قلم «ديليانا قايتانجيئوا» پژوهشگر بلغاري ، خبر داد شرکت