قانون: چندروزی است که در بعضی از نشریات مباحثی درباره اینکه زبان کهن مردم آذربایجان چه بوده است، مطرح می‌شود. این موضوع علاوه بر این روزها در طول هشت دهه گذشته نیز مورد توجه بسیاری از اندیشمندان و متخصصان زبان و فرهنگ ایران بوده است که از پس مطالعات بسیار در این مهم، چنین نتیجه‌ای به دست آمده که زبان مردم آذربایجان از دیرباز به اصالت شاخه شمال غربی، در زمره زبان‌های ایرانی بوده است. این زبان در طول تاریخ چندهزارساله خود، به نام‌های مختلفي شناخته ‌شده است.

در زمان مادها، به سبب آنکه آن شاخه زبانی در سرزمین ماد کوچک رواج داشت، به‌نام «زبان مادی» و در زمان حکومت 500ساله اشکانیان به پارتی، پرثوی و پهلوی نیز نامور بوده‌اند و در نهایت در دوره اسلامی به تدریج آذری خوانده شد. از سده پنجم هجری قمری که پای اقوام اورال و آلتای و شمال چین به ماوراءالنهر و سپس به ایران کنونی باز شد و مهجمان اغوز، سلجوق، مغول و... حکومت‌های ایرانی را برانداختند و بر کشور ایران چیره شدند، شماری از ایالات و طوایف ترک به سوی آذربایجان مهاجرت کردند و در آن دیار پرنعمت اقامت گزیدند و زبان‌شان که از پشتوانه حکومتی برخوردار بود، به تدریج گسترش یافت. در آن دوره مهاجران، مردمان بومی را «تات» یعنی تبعه و زیردست و زبان‌شان را تاتی می‌نامیدند.

در سرزمینی که زبان اهالی آن مادی یا پهلوی یا آذری خوانده شده است، اقوام مختلفی ساکن بودند که امروزه بزرگ‌ترین‌شان را به نام‌های تالش، تات و کرد می‌شناسیم. اگر به زمان‌های دور نگاه کنیم، در می‌یابیم که کردها و تالشان در ناحیه سهند با یکدیگر همسایه بوده‌اند. داده‌های باستان‌شناسی و اشراک‌های ژرف زبانی و فرهنگی بین کردها و تالشان این موضوع را به اثبات می‌رساند؛به عبارتی دیگر اگر کردها در آذربایجان غربی و تات‌ها در آذربایجان شرقی تا کرانه‌های جنوب غربی دریای کاسپین، از جمله اقوام و طوایف بومی و اصلی آذربایجان خوانده شوند، گفتن چنین موضوعی که زبان تمام آن‌ها ایرانی و هم‌خانواده پارسی بوده است، سخن ناروایی نیست.

در اثبات آنچه آمد، از اسناد و منابع بی‌شماری می‌توان یاد کرد که در همه‌جای ایران و جهان در درسترس همگان است. به سبب آنکه چارچوب این‌گفتار اجازه پرداخت به آن اسناد و منابع را نمی‌دهد با آوردن چند مستند این مقال کوتاه را به پایان می‌برم.به شهادت جغرافی‌نویسان و دانشمندانی چون یاقوت، مسعودی، ابن‌حوقل، مقدسی و ابن‌ندیم، زبان دیرین مردم آذربایجان،پهلوی یا فارسی بوده است و از نوشته‌های این دانشمندان بر می‌آید که با هر خوانشی زبان آذری شعبه‌ای از زبان‌های ایرانی بوده است. نوشته‌های حمدا... مستوفی، خاصه نزهت‌القلوب نیز موید این است که زبان عمومی مردم آذربایجان پهلوی و ایرانی بوده است. (دکتر منوچهر مرتضوی، کتاب زبان دیرین مردم آذربایجان، صفحه49). زبان آذری نام یکی از زبان‌های ایرانی است که در آذربایجان و تا پیش از گسترش زبان کنونی ترکی به آن تکلم می‌شده است. ایرانی بودن زبان آذری و نیز سخن گفتن به آن زبان در منطقه آذربایجان در نخستین سده‌های اسلامی در منابع متعدد همان دوره تصریح و تصدیق شده است. (احسان یاشار شاطر، دانشنامه ایران و اسلام، جلد نخست).اینکه همه هم داستانند و در واقع جای هیچ‌گونه تردید جدی وجود ندارد که پیش از ورود ترکان، مردم آذربایجان نیز مانند مردم سایر مناطق ایران، به یکی از زبان‌های ایرانی گفت‌وگو می‌کردند. (هتیتگ، زبان کهن آذربایجان: سایه های شکار شده بهمن سرکاراتی، صفحات 315 و 316).کهن‌ترین منبعی که از زبان آذری به‌عنوان یکی از زبان‌های ایرانی یاد کرده، ابن‌مقفع است که سخن وی در کتاب الفهرست نوشته ابن‎ندیم نقل شده است. به گفته ابن‌مقفع، زبان آذربایجان، پهلوی(الفهلویه) بوده که منسوب به پله(فهله) است؛ یعنی سرزمینی که شامل ری، اصفهان، همدان، ماه نهاوند و آذربایجان بوده است. همین گفته را حمزه اصفهانی منقول در یاقوت حموی و خوارزمی نیز نقل کرده‌اند.

قانون: 21 فوریه مصادف با روز جهانی زبان مادری است؛ از این رو در آستانه چنین روز مهمی بسیاری از پژوهشگران قومی به اهمیت و جایگاه زبان‌های محلیِ در معرض نابودی می‌پردازند تا شاید تدبیری برای احیای چنین زبان‌هایی اندیشیده شود. از این‌رو و به بهانه این روز لازم است تا به یکی از زبان‌های مهجور و مغفول ایرانی پردازیم. واژه‌های «تات» و «تاتی» برای پژوهشگران تاریخ و فرهنگ آذربایجان کلماتی نام آشنا و پر تکرار در سطور تاریخ این سرزمین هستند. به گواه تاریخ‌دانان و زبان‌شناسان ، زبان تاتی از بازماندگان زبان پهلوی و از قدیمی‌ترین زبان‌های زنده آذربایجان است که در طول تاریخ توسط مورخان و سیاحان و جغرافی‌دانان ایرانی و غیر ایرانی با اسامی مختلفی همچون پهلوی و آذری و فارسی و... نیز معرفی شده است.

در سده‌های اخیر و به دنبال فراگیرشدن زبان آذربایجانی(ترکی آذری) در میان اهالی آذربایجان گستره زبان تاتی رفته رفته کاهش پیدا کرد و این زبان رو به خاموشی نهاد؛ با این وجود اکنون نیز نشانه‌هایی از زبان تاتی در اقصی نقاط آذربایجان و به خصوص در زبان ترکی آذری اهالی این سرزمین شنیده می‌شود که این به علت جایگاه تاریخی زبان تاتی در آذربایجان به عنوان زبان مادری و زبان اصلی و باستانی این سرزمین است. امروزه زبان تاتی به مناطقی در استان‌های اردبیل، قزوین و بخش‌های از استان‌های زنجان و گیلان محدود شده است. تا دهه‌های گذشته زبان تاتی علاوه بر نواحی ذکر شده در منطقه ارسباران در شمال استان آذربایجان‌شرقی در روستاهایی به طور پراکنده مورد استفاده قرار می‌گرفت. ولی متاسفانه روند خاموشی زبان تاتی در این منطقه نیز ادامه پیدا کرد و شوربختانه آن فاجعه‌ای که در سرتاسر آذربایجان رخ داده بود در ارسباران نیز اتفاق افتاد و زبان باستانی آذربایجان در روستاهاي ارسباران یکی پس از دیگری خاموش شد و جای خود را به زبان جدیدی داد. تا امروز تنها در یکی از روستاهای منطقه ارسباران شاهد رواج زبان تاتی میان عموم اهالی بوده ایم. روند خاموشی زبان تاتی چنان با سرعت ادامه دارد که سازمان آموزشی ، علمی و فرهنگی ملل متحد(یونسکو) این زبان را در فهرست زبان‌های ایرانی در معرض خطر قرار داده است.

در بسیاری از روستاهای منطقه ارسباران و قراداغ همچنان تعداد معدودی از کهنسالان به عنوان واپسین گویشوران زبان تاتی زندگی می‌کنند اما طولی نخواهد کشید که زبان تاتی به طور کامل در این روستاها نیز فراموش شده و به خاطره‌ها خواهد پیوست. از جمله این روستاها می‌توان به چای‌کندی، خوینرود، ارزین و بسیاری دیگر اشاره کرد که اهالی این روستاها به عنوان نخستین نسل‌های ترک زبان به حساب می‌آیند و صرفا خاطراتی مبهم از زبان تاتی در ذهن‌شان نقش بسته است؛ اما همانطور که گفته شد در یکی از روستاهای این منطقه، زبان تاتی همچنان به عنوان زبان عمومی در میان اهالی روستا زنده و پویاست.

روستای کرینگان از توابع شهرستان ورزقان در شمال استان آذربایجان شرقی واقع شده است. این روستا در مجموع چیزی حدود 250 خانوار جمعیت دارد که اغلب آنان به علت فقدان بسیاری از ابتدایی‌ترین امکانات و ملزومات زندگی در کنار گسترش راه‌های ارتباطی و سهولت کوچ به شهرهای بزرگ‌تر و بهره‌مندی از امکانات مناسب شهری ، روستای خود را رها کرده و به شهرهای ارومیه و تبریز (و به میزان کمتر به تهران و کرج) مهاجرت کرده‌اند ولی همچنان زبان تاتی به عنوان زبان مادری در میان آنان رواج دارد. جمعیت ثابت کرینگان(در فصول سرد) حدود 15 خانوار است اما در فصول گرم و با آغاز فعالیت‌های اقتصادی روستایی، بسیاری از کرینگانی‌های ارومیه و تبریز به روستای آبا و اجدادی خود باز می‌گردند و بار دیگر نغمه‌های تاتی در کوه‌های سر به فلک کشیده و جنگل‌های بکر و دست نخورده ارسباران طنین انداز می‌شود. اهالی روستای کرینگان بیشتر به زنبورداری و دامداری و به صورت محدودتر به زراعت می‌پردازند و در شهرهای ارومیه و تبریز بیشتر به مشاغل خدماتی و شغل‌ آزاد مشغول هستند. در این میان تعدادی از کرینگانی‌ها در مشاغل دولتی فعال هستند و به سمت‌های مهم مدیریتی و مقامات بالای اداری نیز دست یافته‌اند. نسل‌های جدید تات‌های کرینگان با بهره‌مندی از امکانات شهری بيشتر از تحصیلات عالی برخوردار هستند و این نویدبخش روزهایی بهتر برای روستای کرینگان و اهالی آن است. در میان اهالی کرینگان علاقه‌مندان به فعالیت‌های فرهنگی و ادبی نیز حضور دارند که به زبان تاتی آثار ارزشمندی را از خود به جای گذاشته‌اند ، با توجه به جایگاه زبان تاتی کرینگان به عنوان میراث ملی ایرانیان، حمایت همه جانبه مسئولان فرهنگی و متولیان امر در زمینه حمایت از این فعالان فرهنگی و جهت معرفی مناسب و شایسته آثار آنان ضروری است. زبان تاتی مردمان کرینگان که یادگار زبان باستانی آذربایجان بوده و میراث اجدادی اهالی این سرزمین به حساب می‌آید در اوایل تابستان سال1390 به عنوان میراث ناملموس فرهنگی و معنوی ایرانیان به ثبت ملی رسیده است.

تراب محمدی، رییس ستاد ثبت آثار تاریخی استان آذربایجان‌شرقی در پی ثبت ملی زبان تاتیِ کرینگان در مصاحبه‌ای با خبرگزاری مهر به نکاتی در ارتباط با اهمیت تاریخی زبان تاتی و دلایل بقای آن تا امروز و ضرورت حفظ و تقویت آن اشاره کرد. در بخش‌هایی از این مصاحبه چنین آمده است: «زبان تاتی بنا به پژوهش‌های زبان‌شناسان، زبان باستانی آذربایجان است که با فراز و نشیب‌های فراوان در برخی از نقاط دور افتاده آذربایجان همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد. در حال حاضر مردم روستای کرینگان به این زبان گفت وگو می‌کنند که به نظر می‌رسد راز ماندگاری آن عدم ارتباط با مناطق اطراف و راه نیافتن وسایل ارتباطی به روستاست. با توجه به مطالعات مردم‌شناسی انجام شده، عناصر فرهنگی گوناگونی که در این روستا وجود دارند تفاوت چندانی با روستاهای ترک زبان نداشته و تنها زبان است که مردمان این آبادی را از مردم روستاهای پیرامون متمایز می‌کند. در آذربایجان‌شرقی علاوه بر کرینگان در روستای گلین قیه نیز با اندکی تفاوت این زبان تا پنج شش دهه قبل رواج داشته ولی امروزه یکی دونفر پیرمرد 70 ساله آن را بلد هستند که با مرگ این دو نفر زبان گلین قیه‌ای هم از دنیا خواهد رفت. زبان تاتی یکی از داشته های فرهنگی و میراث معنوی مردم منطقه است و با ثبت این اثر در فهرست آثار معنوی، مردم تات زبان روستای کرینگان بیش از پیش نسبت به حفظ آن خواهند کوشید». محمدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تاثیر ثبت ملی زبان تاتی کرینگان در بقای این زبان گفت: «تاتی روستای کرینگانِ ورزقان با ثبت ملی جاودانه شد». وی در ارتباط با لزوم تلاش‌ها جهت حفظ زبان تاتی اظهار داشت: «لازم است برای گردآوری و مطالعات زبان شناختی عجله کرد». حال سوال اینجاست که مسئولان فرهنگی آذربایجان چه اقداماتی جهت احیا و حراست از این میراث فرهنگی ارزشمند انجام داده‌اند و آیا ثبت ملی زبان تاتی کرینگان به تنهایی مانع از ادامه روند خاموشی زبان باستانی آذربایجان خواهد بود؟

هرچند مهاجرت کرینگانی‌ها به ارومیه و تبریز و افزایش ارتباط با مناطق اطراف خطر دگرگشت زبان آنان و خاموشی زبان تاتی را تشدید می‌کند، اما این امر برای مسئولان و متولیان فرهنگی آذربایجان، این فرصت را فراهم می‌سازد تا از حضور تات زبانان در شهرهای خود به عنوان یک فرصت ایده آل جهت انجام یکی از مهم‌ترین خدمات فرهنگی استفاده كنند و تمام تلاش خود را در راستای احیا و تقویت و حفظ زبان باستانی مردم آذربایجان مصروف دارند. اکنون که به خواست مدیران و مسئولان دولتی بحث تدریس زبان‌های گوناگونِ رایج در آذربایجان در مدارس و دانشگاه‌های تبریز و ارومیه مطرح شده است و با تاکید و تکاپوی همین مسئولان زبان ترکی آذری در شهرهای ارومیه و تبریز و اردبیل در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود، آیا سزاوار نیست زبان تاتی به عنوان زبان باستانی و اصیل آذربایجان و به عنوان میراث ناملموس ملی در اولویت تدریس قرار داشته باشد؟

چنانچه اشاره شد بر اساس آمار و اطلاعات یونسکو، زبان تاتی به طور جدی در معرض خطر خاموشی قرار دارد ، به این ترتیب اگر هدف از طرح تدریس زبان‌های محلی خدمت به فرهنگ و هویت منطقه است چه خدمتی بالاتر از تدریس زبان تاتی به عنوان زبان مادری و باستانی آذربایجان که بر خلاف دیگر زبان‌های رایج در این سرزمین به طور جدی در معرض خطر خاموشی قرار دارد و رسیدگی به آن از اهمیت و اولویت بیشتری برخوردار است؟

بر اساس فصل سوم از قانون کنوانسیون حراست از میراث فرهنگی ناملموس (مصوب 22آذر1384 مجلس شورای اسلامی) دولت موظف است تا اقدامات گسترده‌ای را جهت تضمین حراست از میراث فرهنگی ناملموس اتخاذ کند. بر اساس بند سوم از ماده دوم این قانون دولت و به طور خاص متولیان و مسئولان فرهنگی آذربایجان، که زبان تاتی به عنوان زبان باستانی این خطه به ثبت ملی رسیده است ، موظف هستند تا اقداماتی با هدف تضمین دوام میراث فرهنگی ناملموس از جمله شناسایی ، مستند سازی، تحقیق، حفظ، حمایت، ترویج، ارتقا، انتقال به ویژه از طریق آموزش رسمی و غیر رسمی و نیز احیاي جنبه‌های مختلف این میراث انجام دهند. علاوه بر تدریس زبان تاتی در سرتاسر آذربایجان، از جمله اقدامات ضروری دیگری که بايد هرچه زودتر جهت حفاظت و تقویت این زبان انجام شود می‌توان به اختصاص بخشی از شبکه‌های استانی سیما به زبان تاتی، انتشار بخشی از مطبوعات محلی به این زبان باستانی، برگزاری کلاس‌های آموزشی جهت آشنایی هرچه بیشتر شهروندان با تاریخ و و هویت آذربایجان، اجرای برنامه‌های هنری مانند موسیقی و تئاتر به زبان تاتی، برگزاری سمینارهای علمی با محوریت زبان تاتی و بسیاری موارد دیگر اشاره کرد. امید می‌رود مسئولان فرهنگی آذربایجان با درک شرایط حساس و تاریخی زبان تاتی و با توجه به قوانین موجود برای حفظ و حراست از این میراث ناملموس فرهنگی و معنوی کشور، همه تلاش خود را جهت حمایت از زبان تاتی صرف كرده و مانع از خاموشی زبان باستانی آذربایجان شوند.

علامه محمد قزوینی با ذکر چند منبع اصیل جغرافیایی، به فارسی بودن زبان مردمان شهرهای گوناگون آذربایجان از جمله تبریز، در قرون میانه اسلامی تأکید کرده است.
 همچنین او از قول مرکوارت (مارکوارت) مستشرق معروف آلمانی و از دقیقترین صاحبنظران زبانهای شرقی نقل کرده که زبان اصلی پهلوی، همان زبان آذربایجانی است.
 همچنین او روایت از نزهه القلوب حمدالله مستوفی آورده که نشان می دهد در قرن هشتم هجری در شهرهایی چون مراغه و زنجان کماکان به زبان پهلوی سخن می گفته اند.
بر اساس این سند (به نقل از آثار البلاد گفته می شود که  تبریز تا کنون از "ترک" مصون مانده است.

 http://s8.picofile.com/file/8312740268/az22.jpg



یادداشتهای قزوینی، به کوشش ایرج افشار، انتشارات دانشگاه تهران، ج1، صص 2 و 3.

 


به شهادت تاريخ و استنادات و تحقيقات متقن محقّقان، تا قرن 11 هجري هنوز زبان تركي در آذربايجان رواج رسمي پيدا نكرده بود و تا اين دوران، كه حدود پنج قرن از آمدن قبايل ترك غزنوي، سلجوقي تا آمدن قبايل مغول و تيموري و سپس فرمان‌روايي قراقويونلوها و آق‌قويونلوها در آذربايجان، هيچ كدام از قبايل فوق نتوانستند زبان رسمي خود (تركي) را در ناحيه‌اي از ايران، بخصوص آذربايجان رواج دهند.
اغلب اين قبايل و اقوام در روستاها و دامنة كوه‌ها به زندگي ايلي و دامداري خود مشغول بودند. و هنوز به‌طور رسمي در شهرها سكونت و اقامت پيدا نكرده بودند و اگر درست دقت كنيم زبان تركي ابتدا در روستاها و دهات محل سكونت ترك‌ها رواج يافت و سپس به مراكز شهري نيز گسترش پيدا كرد.
خود تركان به‌عنوان حاكمان و گردانندگان امور سياسي و اجتماعي مردم عامل مؤثّري در ترويج زبان تركي بودند. چون مردم براي ارتباط و مراوده با آنان، چه در مسايل شخصي و خانوادگي يا در امور حكومتي و ادارة كشور، ناچار بودند كه زبان تركي آنان را بياموزند، از طرفي از آن‌جايي كه آذربايجان يك منطقة خاص نظامي و سوق‌الجيشي بود و بخصوص بعدها در مقابله با عثمانيان از اهمي‍ّت والايي برخوردار بود، لذا سلاطين ترك و مغول ايلات و عشاير عمدة ترك را به سوي شهرها و مناطق مركزي و جهت خدمت در نظام و ارتش دفاعي كشور آوردند كه اين امر خود عامل موثّري در توسعة زبان تركي و گسترش اقوام ترك در آذربايجان گرديد.

اهمي‍ّت ديگر اين امر بيشتر از آنجا قابل توج‍ّه است كه چون قزلباشان مذهب شيعه داشتند و به زبان تركي نيز حرف مي‌زدند و زبان محاورة دربار و لشكر و اولياي حكومتي نيز همه تركي بودند، لذا مردم كه روز به روز به مذهب تشيّع گرايش پيدا مي‌كردند، مجبور بودند كه زبان تركي متولّيان اين مذهب را نيز ياد بگيرند و اين امر يعني گسترش مذهب تشيّع عامل مؤثّري در گسترش هر چه بيشتر زبان تركي در ناحية آذربايجان محسوب مي‌شود.
از طرفي چون خود تركان از مريدان شيخ صفي‌الدين اردبيلي، عارف بزرگ و اعقاب او، مانند شاه اسماعيل بودند و اينان از عرفاي بزرگ و متصوفة نامدار روزگار خود به‌شمار مي‌آمدند، لذا توسعه و گسترش عرفان و تصوف به وسيلة آنان، موجب تقويت و گسترش زبان تركي نيز در بين پيروان اين نحلة فكري مي‌شد. اين گونه اعتقادات ديني و مذهبي و ارادت قزلباشان و درباريان به خاندان صفوي، موجب شد كه آنان مدت دو قرن و نيم در پاسداري از ايران و دفاع از كيان صفوي در ركاب شاهان صفوي شمشير زدند. در دوران نادرشاه، تمامي ايلات ترك(1) در آذربايجان پا به پاي او جنگيدند.

به اين ترتيب تركان از آمدن مغول و تيمور تا دوران قره‌قويونلوها و آق‌قويونلوها و بعد صفوي و افشاريه و قاجاريه با پشت سر گذاشتن مراحل زندگي ايلاتي و عشايري در زندگي شهري و نظامي‌گري و درباري راه‌ يافته و حدود هشت قرن در شهرهاي آذربايجان در مراكز حساس دولتي و حكومتي تلاش نمودند. به هر حال از آن‌جايي كه حاكمان ترك زبان بر مقد‌ّرات مه‍ّم دولتي و كشوري دست يافته بودند، حتّي مالكيت زمين‌هاي بزرگ را در دست داشتند، لذا مردم براي ارتباط با آنان و رتق و فتق امور خود ناچار بودند كه زبان تركي را نيز بياموزند. تنها اندك اهل باسواد و اهل قلم بودند كه تحريرات احكام و مطالب ديوان و ثبت دفتر و اسناد رسمي به زبان فارسي را بر عهده داشتند و از آن جايي كه زبان يا لهجة زبان پهلوي نه زبان ديني بوده تا علائق مذهبي مردم پشتوانة بقاي آن باشد و نه زبان علم و ادب بود تا تفّوق فرهنگي‌اش، آن را از زوال و نابودي پاس دارد، زبان سياست و دولتي نيز نبود تا به دست حاكمان و طبقات حاكم و دبيران و مديران كشوري حفظ شود بلكه زبان عمومي و غيرارادي و به نوعي بومي و محلي بود.(2) از نظر زبان‌شناسي نيز، زبان‌ها همان‌گونه كه براي هماهنگي با تحولات اجتماعي و حفظ كاركرد ارتباطي ميان افراد جامعه رفتار انطباقي دارند، اگر روزي به دلايلي نتوانند وظيفه ايجاد ارتباط ميان گوشوِران خود را به انجام برسانند، به سمت زوال تدريجي و نهايتاً مرگ خواهند رفت (وزيرنيا، 1379: 110) در اين صورت مردم زباني را انتخاب مي‌كنند كه از به كار بردن آن بتوانند حداكثر بهره را ببرند(رابرت، 1350: 240). لذا اندك‌اندك با غلبة زبان تركي، زبان بومي آذري رو به اضمحلال و نابودي نهاد و چون زبان تركي نيز زبان رسمي دربار و حكومتيان بود، لذا زودتر جانشين زبان آذري شد.
دكتر رياحي دربارة سر دگرگشت زبان در آذربايجان چنين مي‌گويد: «... در تحفة سامي كه در دورة شاه طهماسب در سال 957 هجري تأليف شده، دهها شاعر تبريزي را در آن سال‌ها مي‌بينم... شعرسرايي به زبان فارسي به وسيلة همه افراد از طبقات پيشه‌ور و حتّي عامي، مي‌رساند كه در دورة شاه طهماسب، پنجاه سال پيش از تأليف رسالة روحي اُنارجاني، هنوز تركي در تبريز عموميت نيافته، بلكه عموميت با زبان فارسي آذري بود... .
ام‍ّا در مجمع‌الخواص صادقي كتابدار، كه حدود شصت سال بعد در سال 1016 هجري تأليف شده، تعداد شاعران تبريز نسبت به شهرهاي ديگر ايران كم‌تر شده است.
در تذكرة نصرآبادي (1090-1083 هـ.) وضع بكلّي دگرسان شد و در ميان صدها شاعر كه در آن ذكر شده، كم‌تر نام شاعر تبريزي به چشم مي‌خورد و اين بيانگر اين حقيقت است كه دگرگشت زبان در تبريز را بايد در اوايل قرن يازدهم به بعد جستجو كرد(رياحي «زبان فارسي در آذربايجان»، 1368: 511-506).
سرانجام پس از حاكميت صفويان و ترويج زبان تركي و قتل عام‌هاي متوالي مردم آذربايجان به وسيلة تركان متعصّب عثماني در جنگ‌هاي متمادي با ايران، زبان آذري به تدريج در شهرها و نقاط جنگ‌زده و كشتار ديدة آذربايجان رخت بربست و رفته‌رفته رو به اضمحلال و نابودي نهاد.

 

پیش از آنکه واژگانی را که انگلیسی از فارسی وام گرفته‌ است برشمارم دوست دارم برخی از اندیشه‌ها و دیدگاه‌های مرتبط با وام گرفتن و واژه‌های انگلیسی وام گرفته شده را که رابرت کلایبورن در اثر شگفت انگیزش «زندگی و دوران زبان انگلیسی» نوشته‌است با شما به اشتراک بگذارم: «وام گرفتن واژه‌ها مانند وام گرفتن پول است».او می‌گوید: « هرچه بیشتر اینکار را بکنید، دفعات بعد آسانتر خواهد شد بویژه که برخلاف فرانک، پوند و دلار ، نیازی به بازپرداخت ندارد . تنها « مانع» در وام گرفتن واژگان از زبان دیگر ذهن وام گیرندگان است. تلفظ واژه‌های خارجی اغلب سخت است و اگر (که اغلب همینگونه است) این واژگان در دایره‌ی واژگان زبان بومی ریشه‌ای نداشته باشند، حتی بخاطر سپردنشان سخت‌تر است. به این ترتیب ... بیشتر وام گرفتن‌ها پیش از فتح توسط انگلیسی‌ها و نیاکانشان، با ایده‌ها و چیزهای جدیدی مرتبط می‌شدند که در زبان خودشان برابری برایش نداشتند... همانطور که گفته می‌شود اختصاص اعتبار به یک بانک زبان شناسی ویژه یا یکی از شاخه‌های آن به منظور اقتباس‌های بیشتر در آینده، جهت مراجعه‌ی مردم به واژگان مناسب خواهد بود.

امیر ضیغمی: شرق: در بخش نخست این گفت‌وگو که تحت‌ عنوان «نگاهی به مسئله زبان و قومیت در ایران» در شماره پنجم بهمن‌ماه به چاپ رسید، درباره مسائلی کلیدی همچون «قومیت»، اصطلاحات «اکثریت» و «اقلیت» در ایران و ساخت‌های «طبیعی» و «مصنوعی» در کشورهای کثیرالاقوام به‌تفصیل سخن گفته شد. خوانندگان محترم می‌توانند برای آگاهی درباره موضوعات مزبور به بخش نخست مراجعه کنند. گفت‌وگوی حاضر ادامه بحث پیشین است و در آن بیشتر به مسئله «تنوع زبانی» و «آموزش زبان مادری» در ایران پرداخته شده است.

 

شرق: امیر ضیغمی: کشور ایران از لحاظ گوناگونی زبانی و فرهنگی پدیده کم‌نظیری است. البته این تنوع فرهنگی، به سبب برخی سوءبرداشت‌ها به اختلافات و مشکلاتی نیز دامن زده است. برای مثال، مسئله «آموزش زبان مادری» یا حتی «آموزش به زبان مادری» در سال‌های اخیر، محل بحث و مناقشه بسیار بوده است.

  سرانجام، در پی رایزنی‌هایی که دربارۀ آن چیز چندانی نمی‌دانیم، در هفته‌های اخیر، وزارت علوم و فناوری برنامۀ آموزش زبان «ترکی آذری» را به دانشگاه‌های سه استانی که ساکنان آن‌ها به این زبان تکم می‌کنند، اعلام کرد. این برنامه، تا جایی که من می‌توانم بفهمم، از دیدگاه زبان ملّی و فرهنگ ایرانی، به شرحی که خواهم گفت، کمابیش با فاجعه پهلو می‌زند.

اخیرا اصطلاح زبان آذری، از سوی برخی محافل و افراد موسوم به پان ترکیست مورد هجمه قرار می گیرد. آنها با این پیش فرض نادرست که «آذری»یک اطلاق جدید و نادرست است که با برنامه ریزی دولتی (به زعم آنها پان ایرانیستی) رایج شده است، سعی دارند پروژه ای را پیش ببرند که مشخصا مستحیل کردن زبان محلی آذربایجانی در فرهنگ ترکیه را در دستور کار دارد.

  یادآوری: متن خلاصه شده این نوشته چندی پیش در پی تصمیم دولت به تدریس سنگیادهای مغولی و اویغوری و مانند آن­ها بعنوان منبع­های کلاسیک برای زبان و ادبیات آذری در روزنامه وزین شرق چاپ شده بود. خلاصه شدن متن نوشته ناشی از ضروریات روزنامه­نگاری بود و نویسنده خود آن را انجام داده بود. اکنون متن مزبور با صوابدید وی به چاپ می­رسد.

تحلیل راهبردی

سند هفته

طراحی وب سایت وب و تو

تازه ترین اخبار جمهوری باکو

cache/resized/22ae40b23afa48d7840bf5e67c1d9655.jpg
سخنگوی وزارت امور خارجه ارمنستان تاکید کرد بدون حضور نماینده قراباغ کوهستانی در مذاکرات صلح قره باغ میان جمهوری باکو و ارمنستان، رسیدن به صلح امکان پذیر نخواهد
cache/resized/8ba344815638ac8d5d432548c9c94d8a.jpg
    يكي از فعالان باند تجزيه طلب ضدايراني « داك » ( به اصطلاح كنگره آذربايجاني‌هاي دنيا )  و « دامب » ( به اصطلاح اتحاديه ملي آذربايجاني هاي دنيا ) در باكو
cache/resized/df901b2a15838ff071856cb1175397c1.jpg
انتخابات ریاست جمهوری باکو از ساعت 8:00 امروز یازدهم آوریل آغاز شد. به گزارش آذریها، در این انتخابات چند نامزد مستقل و حزبی و همچنین شخص الهام علی اف شرکت کرده
cache/resized/e7a1b679098188f26a82fb8122b9363d.jpg
پایگاه اینترنتی «ریپورت» از اعلام آمادگی  بغداد برای کمک به باکو در بازگرداندن زنان و فرزندان داعشی های جمهوری باکو به این کشور خبر داد. به گزارش پایگاه
cache/resized/a7167f356cc0fdf1febab1878fb7f2b9.jpg
علی حسن اف مشاور ارشد الهام علی اف از اعتراض فعالان سیاسی کشورش نسبت به انتخاب نام "جمهوری آذربایجان" برای منطقه آران و شروان انتقاد کرد.به گزارش آذریها در
cache/resized/0093b9e6ce138cb0d2867847fc9cd24e.jpg
«باکو ساهاکیان» رئیس جمهور قراباغ کوهستانی طی سفر رسمی به ایالات متحده در کنگره این کشور حضور پیدا کرد. به گزارش وب سایت خبری- تحلیلی آذریها، «باکو ساهاکیان»،
cache/resized/c5ca6026670e0a40c84024a5999e9c33.jpg
به گزارش گروه دفاتر خارجی خبرگزاری تسنیم،«بنیاد‌ حسین‌اف» سفیر جمهوری آذربایجان در تهران در پاسخ به این سوال که نظرش درباره «کالای تولید ایران» چیست؟، به جدی و
cache/resized/1abf5b79728e38e158266121e85e311a.jpg
    خبرگزاري آذرتاج خبر داد «کميته روابط اجتماعي آمريکا - اسراييل» ( AIPAC )، همايشي را  در چارچوب همکاري هاي جمهوري باکو با اسرائیل با عنوان « مرزهاي جديد؛
cache/resized/2d7edd2914a38c033da434059145245c.jpg
دبير آکادمي ملي علوم جمهوري باکو گفت در فرهنگ لغات و دستور خط زبان آذري در جمهوري باکو،  کلمه  املاء ، «آرفوگرافيا» ( به معناي دستور نگارش کلمات )، با املاي
cache/resized/6c074d77a9a7afae605345681c0689fd.jpg
در حالی که رسانه های باکو هفته گذشته روسیه را به دلیل چاپ یک دایره المعارف جغرافیایی به نقض تمامیت ارضی خود متهم کرده بودند این هفته نیز امریکا را به نقض
cache/resized/253e7b5503d2933aa9ad41c20c188d31.jpg
زاهد عروج ، عضو «کميته امور امنيتي و دفاع و مبارزه با مفاسد مالي» مجلس جمهوري  باکو در مقاله اي  عليه رژه نظامي زنان محجبه يمني در محکوميت جنايات رژيم آل سعود
cache/resized/a700710a72457be4a885dcc12feb25c8.jpg
رييس « موسسه تاريخ » آکادمي ملي علوم جمهوري باکو اعلام کرد  تاريخ اين کشور از نو نوشته مي شود. به این ترتیب الهام علی اف دستور داده است که تاریخ جمهوری باکو