باغچه‌بان؛ فراتر از آموزگار/اکبر نعمتی

سه شنبه, 07 دی 1395 ساعت 09:07 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

 

شرق: چهارم آذرماه ١٣٩٥. ٥٠ سال پیش، مردی را در ابن بابویه - نزدیک شهر ری - به خاک سپردند که در طول عمرش سختی‌ها و نامهربانی‌های بسیار دید، اما خم بر ابرو نیاورد و همچون کوهی از فولاد در مقابل همه سختی‌ها و ناملایمات ایستادگی کرد و صادقانه با تمام وجود در راهی که به آن عشق می‌ورزید پیش رفت.

جبار عسگرزاده، «باغچه‌بان»، در سال ١٢٦٢ در ایروان به دنیا آمد. پدربزرگش از اهالی تبریز بود که مهاجرت کرده بود. پدرش قناد و معمار بود.

باغچه‌بان تحصیلاتش را در مکتب‌خانه، در حجره‌ای تنگ و تاریک که از نی درست شده بود، نزد ملای مکتب‌دار آغاز کرد. ملای مکتب‌دار به پدرش گفته بود: هرکس در مدرسه‌های جدید درس بخواند، بی‌دین می‌شود.

می‌گفت: گوشت بچه مال ملای مکتب‌خانه است و استخوانش از آن پدرش.

درباره تحصیل زنان و دختران هم عقیده داشت: روح آنها مایل به فساد است و آنها فقط باید قرآن را بیاموزند، البته به‌غیر از سوره یوسف.

  باغچه‌بان در روزگاری سخت و در فضایی سرد و تیره و عقب‌مانده دوران کودکی‌اش را طی کرد و شاید همین مسئله باعث شد که بعد‌ها با تمام مشکلاتی که بر سر راهش بود، تلاش کند تا محیطی با صفا و شاداب برای آموزش کودکان سرزمین پدری‌اش ایجاد کند و آن را باغچه اطفال بنامد.

جبار عسگرزاده شاید بی‌آنکه خود بداند، ذاتا آموزگار بود. در ١٥سالگی درحالی‌که به حرفه پدر مشغول بود، دور از چشم قانون و قانون‌گذاران و البته ملامکتب‌دار‌ها، با همان سواد اندکی که داشت، به خانه‌های مردم می‌رفت و به دختران آنها سواد می‌آموخت. داستان زندگی پر ماجرا و سراسر رنج و دربه‌دری و ناملایمات این مرد بزرگ و همسر فداکارش را باید در کتاب «روشنگر تاریکی‌ها» به قلم خودشان خواند. باغچه‌بان مردی خودساخته بود و به گمان من مهم‌ترین آموزگار او خودِ زندگی بود. زندگی و سختی‌های آن از او مردی شجاع، بااراده، بی‌پروا، صادق و خلاق ساخته بود.

هنگامی‌که جنگ اول جهانی تازه پایان یافته بود، ایروان گرفتار جنگ داخلی بین مسلمان‌ها و ارامنه شد. آشوب و کشت‌وکشتار و ناامنی و قحطی باعث دربه‌دری و آوارگی و مرگ‌ومیر بسیاری شد. جبار عسگرزاده و همسرش، صفیه، پس از سختی‌ها و مشکلات بسیار مجبور شدند همراه با سیل آوارگان ِ گرسنه و غارت‌زده از قفقاز به ایران آمده و وارد شهر مرند شوند. درحالی‌که نه پولی در بساط داشتند تا نانی برای سیرکردن شکم خود تهیه کنند و نه وسیله‌ای برای زندگی. عسگرزاده پس از مدتی با تلاش و سماجت و التماس و دادوفریاد بسیار توانست در مدرسه‌ای دولتی استخدام شود. شاگردان کلاس همه از قشر فقیر جامعه بودند. آقای عسگرزاده از حقوق اندکی که می‌گرفت، برای شاگردانش دفتر و مداد و وسایل کمک‌آموزشی تهیه می‌کرد و به آنها می‌داد و از آنجا که اکثر آنها به بیماری‌های گوناگون ازجمله تراخم و کچلی مبتلا بودند، از جیب خودش برای آنها صابون و دارو می‌خرید و با دست خود مو‌های سر آنها را کوتاه می‌کرد، با صابون شست‌شو می‌داد و دارو می‌زد.

او بعد‌ها به تبریز رفت و اولین کودکستان ایران را در سال ١٣٠٣ در این شهر بنیاد نهاد و نام آن را باغچه اطفال گذاشت. این کودکستان در سال ١٣٠٦ بر اثر کارشکنی‌های رئیس فرهنگ آذربایجان منحل شد.

باغچه‌بان دومین کودکستان را در شیراز راه‌اندازی کرد. روش او در کودکستان، از آنجا که هیچ الگویی برای آموزش قبل از دبستان در ایران وجود نداشت، بسیار ابتکاری و ساده بود. کودکستان‌های او دقیقا آموزشی و پرورشی بودند. کودکان در آنجا درس زندگی را می‌آموختند: کاردستی، نقاشی، دوخت‌ودوز، بنایی، شست‌وشوی لباس، آشپزی، دوست‌داشتن حیوانات، احترام به دیگران، راستی و درستی، نترس‌بودن و شجاعت چیز‌هایی بودند که او به کودکان می‌آموخت و همه اینها را بچه‌ها با بازی، اجرای نمایش‌نامه و شعر و سرود و قصه که خودش می‌نوشت و می‌سرود می‌آموختند.

باغچه‌بان چندین کتاب برای آموزش الفبا برای رده‌های سنی مختلف نوشت که نویسندگان کتاب‌های درسی و کلاس‌های مبارزه با بی‌سوادی از آنها بسیار بهره بردند. او همچنین در کلاس‌های تربیت‌معلم، معلمان نهضت سوادآموزی را آموزش می‌داد.

باغچه‌بان در سال ١٣٠٥ به فکر تأسیس مدرسه‌ای برای کودکان کرولال افتاد، اما با مخالفت‌های مسئولان و کارشکنی‌ها و تهمت‌ها و بی‌احترامی‌های زیادی روبه‌رو شد و سال‌ها طول کشید تا توانست با مشکلات فراوان مدرسه کرولال‌ها را راه‌اندازی کند.

او حتی دستگاهی برای کمک به ناشنوایان اختراع کرد و آن را در همان زمان به ثبت رساند.

بی‌شک خدمات ارزشمند و مؤثر جبار باغچه‌بان را حتی به‌طور خلاصه نمی‌توان در اینجا ذکر کرد همین‌قدر می‌دانم که هنگام مطالعه زندگی او در مجموعه ارزشمند (تاریخ ادبیات کودکان ایران) نام او بارهاوبارها و شاید بیش از هر نام دیگری تکرار شده است. بسیاری از فعالان عرصه آموزش‌وپرورش، نویسندگان و پژوهشگران کتاب‌های درسی، نویسندگان و محققان ادبیات کودکان، شاعران، نمایش‌نامه‌نویسان و دست‌اندرکاران نشریات دانش‌آموزی در این مجموعه از او با عنوان راهنما و پیش‌کسوت نام برده‌اند.

گفته‌اند: اگر دکتر ناتل‌خانلری تنها شعر «عقاب» را سروده بود، کافی بود که او را شاعری بزرگ بدانیم. اگرچه تمامی کسانی‌ که در این ٥٠ - ٦٠ سال اخیر در زمینه‌های مختلف برای کودکان فعالیت کرده‌اند

- مستقیم و غیرمستقیم - شاگرد مکتب باغچه‌بان بوده‌اند، اما اگر او تنها یک شاگرد مانند «توران میرهادی» را هم به جامعه تحویل داده بود، کافی بود که او را آموزگاری بزرگ بنامیم.

اما ببینیم این مرد بزرگ و باغیرت درباره خودش چه می‌گوید: «من جبار باغچه‌بان هرگز شایسته ندانسته‌ام که بر تلاش‌ها و رنج‌های خود، نام خدمت به جامعه را بگذارم. در تنهایی، هنگامی‌ که خاطرات خود از روز تولد تا اکنون را مرور می‌کنم، به این نتیجه می‌رسم که هیچ بهانه‌ای برای آنکه بتوانم خود را خدمتگزار جامعه بدانم، وجود ندارد. می‌بینم این جامعه بزرگ بشریت بوده که به من خدمت کرده و من را مدیون خود کرده است. چراغی در سر راهم گذاشت تا در تاریکی‌های شب، گم نشوم. آنچه کرده‌ام و می‌کنم برای ادای این‌همه دینی است که به گردن دارم. اگر ‌هزاران‌سال زندگی کنم و شب و روز زحمت بکشم، هرگز ممکن نیست دین یک‌ساعت از آسایش خود را ادا کرده باشم».

نویسنده مهمان

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سند هفته

تحلیل راهبردی

تازه ترین اخبار جمهوری باکو

cache/resized/ca5ee4c7629c305bebbc90698df8c346.jpg
      خبرگزاري «آپا» جمهوري باکو گزارش داد : « مجمع اقتصادي و استراتژي (جمهوري) باکو و شوراي همکاري خليج (فارس) در باکو برگزار خواهد شد.» به گزارش خبرگزاري
cache/resized/a9ad554941a840015252466b26caeb13.jpg
درپي پخش سريال ايراني حضرت يوسف (ع) در جمهوري باکو، از سال 2011 تا  سال 2017 ، اکثر کودکان در اين کشور ، يوسف نامگذاري شده اند و پس از آن، براي بيشترين نوزادان
cache/resized/88f099cc3085e8a0904d91c177e1a016.jpg
فاضل مصطفی، نمایند مجلس جمهوری باکو در صفحه شبکه اجتماعی خود مطالبی را بیان نموده است که بازتاب گسترده ای در فضای مجازی داشته است.فاضل مصطفی اظهار داشته است،
cache/resized/a21f301741a06bf8048ebe7eb9b01897.jpg
بوريس دژِرِليوِسکي ، تحليلگر «مرکز آزادي سياسي» روسيه و کارشناس مسايل نظامي نوشت در جمهوري باکو يک هزار جاسوس آمريکا حضور دارند و شعله ور شدن آتش درگيري نظامي
cache/resized/c585136177479b49dc52427c29f54b53.jpg
الدار نمازوف، دستيار پيشين رييس جمهوري باکو تاکيد کرد تلاش براي ايجاد اين تصور که«مناقشه قره باغ، نزاع ميان مسلمانان و مسيحيان است»، اشتباه بزرگي است. به گزارش
cache/resized/c62dd09fddb29ff628c07a0b663e119b.jpg
خبرگزاري رسمي آذرتاج جمهوري باکو به نقل از سخنگوي وزارت خارجه اين کشور خبر داد: « فعلا مساله پيوستن به ائتلاف نظامي اسلامي (ائتلاف تحت فرماندهي عربستان سعودي)
cache/resized/cf1d57f3b6241a2aea78141c36cebf78.jpg
«مرکز بگين-سادات» رژيم صهيونيستي ادعا کرد تا زمان فروپاشي شوروي، هشتصد هزار نفر يهودي در جمهوري باکو زندگي مي کردند!به گزارش آذریها به نقل خبرگزاري ترند،
cache/resized/42e99ebab9dbad1a09bd4d7e011cc594.jpg
زرتشت عليزاده، تحليلگر سياسي سرشناس در  باکو، از مطرح شدن تهديدات غيرمعقول برخي نمايندگان مجلس این کشور عليه ايران ابراز تعجب کرد. پايگاه اينترنتي «24 ساعت»
cache/resized/b8d079253ecbcb2071ae7254fced79d0.jpg
قدرت حسنقلی اف نماینده مجلس جمهوری باکو در نشست این مجلس ایران را به علت برخی انتقادات از سفر نخست وزیر اسرائیل به باکو به دخالت در امور داخلی خود متهم کرد و
cache/resized/20fb0b074254ade2b56a9e329603e277.jpg
سردار دهقان، وزیر دفاع  در گفتگو با شبکه تلویزیونی روسیه‌الیوم گفت:   سال گذشته هواپيمای بدون سرنشين رژيم صهيونيستی از (به اصطلاح) جمهوری آذربايجان، داخل خاک