سند هفته

سند هفته (10)

آنچه در زیر می آید یکی از مقالات مهم میرجعفر پیشه وری است که در سال1301 خورشیدی در روزنامه حقیقت ارگان اتحادیه عمومی کارگران ایران منتشر شده است. مطالعه مقالات این نشریه و همچنین نشریه آژیر برای پی بردن به افکار و فعالیت های جعفر پیشه وری پیش از 1324 اهمیت زیادی دارد. ذهنیتی که امروزه از پیشه وری به وجود آمده است در چارچوب اقدامات وی در فرقه دموکرات آذربایجان در سال های 1324- 1325 بود. اما باید در نظر داشت که برای مطالعه علمی یک فرد یا جنبش ، نمی توان صرفا به مطالعه یک سال از کل فعالیت ها یا نوشته های او اکتفاء کرد. شناخت پیشه وری قبل از فرقه نیز در همین راستا حایز اهمیت است.

پیشه وری قبل از فرقه دموکرات، مبارزی کمونیست است که در عین حال چهره ای ایرانخواه از خود به تصویر می کشد. در این مقاله و بسیاری دیگر از مقالات در آژیر و حقیقت میتوان ردپای این حس را مشاهده کرد.

در مقاله اخیر پیشه وری بر چند نکته مهم تاکید دارد:

نخست: اطلاق کلمه تُرک به آذربایجانی ها در حقیقت اشتباه است

دوم:فدرالیسم و عدم تمرکز فعلا نسخه ای نیست که دردی از دردهای کشور را درمان سازد.

سوم : تاکید چندباره بر «ایرانیت» به عنوان مولفه قوام بخش که همبستگی کشور را تضمین می کند. برای مثال: «ایرانیت مافوق همه نوع اختلافات است. یک نفر آذربایجانی خود را بهتر از شرازی ایران‌پرست می‌داند»

چهارم: نکوهش «پان ترکیسم» و تقبیح «قتل عام ارامنه» توسط عثمانی ها

 

 آن مقاله به صورت مبسوط در ادامه منتشر می شود:

 

 

 ***

 

   حکومت مرکزی و اختیارات محلی

 

میر جعفر پیشه وری،

روزنامه حقیقت ،١٩٢٢/١٣۰١

 تجدید چاپ در آخرین سنگر آزادی، به کوشش رحیم رئیس نیا

 

برای آن‌که ملت بتواند کاملاً از حقوق خود استفاده نماید، حکومت ملی و اصول دموکراسی کاملاً اجرا شود، لازم است که یک مملکت به جمهوریت‌های کوچک تبدیل یابد.

 

تجربه ثابت می‌کند که در حوزه‌های کوچک انتخابات بهتر به منفعت ملت انجام می‌گیرد. مملکت سوییس یک نمونه از این موضوع است. برای همین است که آمریکا و آلمان نیز اصول فدراسیون را قبول کرده‌اند و روسیه‌ی شوروی نیز همان اصول را اختیار نموده است.

اصول فدراسیون هر چند در ممالک متفاوت است، لیکن اساس و فلسفه‌ی ‌آن‌ها اختلافی ندارد. اصول فدراسیون و اختیار اهل محل تنها برای اجرای انتخابات نیست، بلکه برای جلوگیری از هرج و مرج داخلی و حفظ و ترقی ملت فایده‌ی زیاد دارد. زیرا ساکنین یک نقطه در حیات و معیشت خود یک نوع احتیاجات خصوصی دارند که آن‌ها را خود اهل محل بهتر از دیگران مسبوق اند. مثلاً اهالی کنار دریا به چیزهایی که ساکن دشت و کوهستان احتیاج دارند، محتاج نیستند. احتیاجات اهالی گرمسیر غیر از احتیاجات اهالی سردسیر است. از این نقطه‌نظر است که اصول مختاریت محلی در اکثر ممالک اروپا و آمریکا قائم شده است.

فرانسه گرچه اصول فدراسیون را قبول نکرده است، معهذا در آن‌جا نیز اهالی ولایات و شهرها یک نوع اداره و اختیارات خصوصی دارند و مسائل راجع به محل را خودشان حل می‌کنند و در تاریخ انقلاب فرانسه انجمن‌های محلی دخالت بزرگ داشته است.

در سابق گمان می‌کردند که با زور سرنیز ممکن است اهالی یک مملکت را در اطراف یک حکومت مرکزیت داد. اما بعد از توسعه‌ی تمدن معلوم شد که زور سرنیزه لازم نیست. به وسیله‌ی اختیارات محلی و قوانین می‌توان به آسانی از تمام قوای اهالی مملکت استفاده نمود. بنابراین امروز می‌بینیم که حقوق و امتیازات اهالی مملکت استفاده نمود. بنابراین امروز می‌بینیم که حقوق و امتیازات اهالی محل یا به واسطه‌ی اصول فدراسیون یا انجمن و شوراهای محلی تأمین شده و حاکمیت یک شهر یا یک طایفه یا ایل از میان رفته و تمام اهالی مملکت دارای یک حق بالسویه شده‌اند و ممکن هم نیست حقیقتاً یک ایالت یا اکثریت اهالی را از حقوق خود محروم کرد.

در مملکت یک حقوق عمومی و قوانین اساسی است که همه به آن‌ها علاقه دارند و البته آن را باید تمام نمایندگان ملت در یک جا مشترکاً حل کنند. اما بعضی مسائل مختص به اهالی یک محل است. مانند مسأله ماهی‌گیری در گیلان که اهالی خراسان ابداً از آن اطلاعی ندارند. یا موضوع زراعت تریاک خراسان که ربطی به گیلانی‌ها ندارد. در همچو مسائل البته باید اهل محل خودشان فکر کنند و قوانین مطابق احتیاجات خود وضع کنند. منتهی این قوانین نباید مخالف اساس قوانین عمومی باشد.

 

 

در ایران اجرای اصول فدراسیون ممکن است یا نه؟

این موضوع هر چند به طور وضوح در مراکز سیاسی موضوع مباحثه نبوده، فقط در مرامنامه‌ی دسته [های] اتفاق و ترقی و سوسیالیست ایران که در سال‌های قبل منتشر شده، از این اصول مختصری بحث شده است. هر چند بعضی‌ها قیام شیخ محمد خیابانی و کلنل محمدتقی خان را حمل به تجزیه‌ی آذربایجان و خراسان کرده‌اند، اما اساساً در خود اهالی محل احساسات مختاریت نبوده است.

شرارت ایلات و کُردها به این مقاله مربوط نیست و این‌ها آثار ملوک‌الطوایفی قدیم است. این را نمی‌توان انکار کرد که حکومت مرکزی تاکنون توجه تامی به ولایات معطوف نداشته و آن‌ها را از خود راضی نکرده و این‌که آن‌ها تاکنون به فکر تجزیه نیفتاد‌ه‌اند، همان احساسات ایرانیت بوده است والا با این اصول اداره ممکن نبوده از مردم جلوگیری شود.

 ما کار نداریم که در ابتدا چگونه بوده. شاید آذربایجانی‌ها از جنس مغول هستند، یا خراسانی‌ها از نسل عرب یا گیلانی‌ها از ملت دیگر یا کُردها از نسل مدی بوده‌اند. این‌ها را امروز مدرک قرار دادن دیوانگی است. احساسات و عادات امروز تمام سکنه‌ی ایران، ایرانیت همه را ثابت می‌کند. ولی در عین حال حکومت مرکزی نمی‌تواند آن‌ها را قانع سازد.

پس به طور خلاصه می‌توان گفت اهالی ایران همگی دارای یک احساسات بوده، فقط شرایط محلی هر ولایت متفاوت است. ایرانیت مافوق همه نوع اختلافات است. یک نفر آذربایجانی خود را بهتر از شرازی ایران‌پرست می‌داند.

 شاید شیرازی بهتر از خراسانی و اصفهانی بهتر از همه باشد. لیکن با وجود این باز هم شورش‌ها را [ناشی] از فکر تجزیه نمی‌توان گفت. حتی اگر دست خارجی در بین نبود، اسمعیل آقای سمیتکو نیز مسأله‌ی استقلال کردستان را پیش نمی‌کشید.

ما ابداً از این پیشآمدها تعجب نداریم. برای این‌که در فوق گفتیم و در مقاله‌ی «ایلات» نیز اشاره کردیم که اهالی محل دارای احتیاجات مخصوصی هستند و حکومت مرکز نیز امروز یک سیاست مخصوصی و معینی برای رفع آن‌ها تعقیب نکرده است و بنابراین، اهالی راضی از حکومت مرکزی می‌باشند و نه حاضر برای تجزیه. این است که عقیده‌ی فدراسیون در ایران اساسی ندارد. زیرا اکثریت این مملکت بی‌علم و جاهل است و ما حالا آدم‌هایی را که بتوانند طهران را اداره کنند، نداریم و به طریق اولی اداره کردن ممالک کوچک امکان ندارد. پس فقط چاره در تشکیل انجمن‌های ولایتی است. با تشکیل این انجمن‌ها به خوبی می‌توان از فکر تجزیه و استقلال جلوگیری کرد و ایرانیت را فوق تمام منافع خصوصی قرار داد.

ایران حالا احتیاج به فدراسیون ندارد. امروز باید به واسطه‌ی توسعه‌ی اختیارات اهالی محل به مرکزیت دادن حکومت کوشید والا روز به روز عدم رضایت اهالی توسعه یافته، فکر تجزیه تولید خواهد شد.

آن‌ها که تصور می‌کنند چند نفر مخبرالسلطنه و فرمانفرما می‌توانند ایران را اداره کنند، وزیر و والی شده، بزرگان محل را در عوض دزدها بکشند، یا به زور سرنیزه و پول وکیل شده، قوه‌ی مقننه را به دست بگیرند، البته با این فکر مخالف هستند. ما با آن‌ها کاری نداریم. زیرا عملیات آن‌ها در مقابل پشم تمام ایرانیان است و همین اعمال زشت و سوءاداره‌ی این کهنه‌هاست که مملکت دچار فلاکت شده و ولایات مجبور می‌شوند خود مستقیماً به اداره‌ی امور خود بپردازند. چون که نتیجه‌ی استبداد و فشار ردالعمل است. سیاست منحوس امروز، فکر فدراسیون سهل است، فکر استقلال کامل را هم در کله‌ی اهالی جای می‌دهد.

این مسائل را مخبرالسلطنه و سایر اشراف احساس نمی‌کنند. آن‌ها می‌روند و خیابانی‌ها و آزادی‌خواهان را می‌کشند و دزدها مسلح قراجه‌داغی و بجنوردی را به شهرت دعوت می‌کنند. آن‌ها اصلاح‌طلبان را می‌کشند و افتخار می‌کنند، اما اسلحه‌ی شاهسون را نمی‌گیرند و به سمیتکو اهمیت نمی‌دهند.

این حقایق ما را مجبور می‌کند که با اصول اداره‌ی امروز، ضدیت کنیم و لجاجت هم نداریم. زیرا هر چه را که به عقیده‌ی خودمان مفید و لازم می‌دانیم، می‌گوییم.

انجمن‌های محلی برای خاتمه دادن به ملوک‌الطوایفی، صحت انتخابات، ترقی تجارت و صنایع محلی وسیله‌ی بزرگی است و ضروری هم برای دولت ندارد. بالعکس اگر دولت همیشه یک قوه‌ی علیحده باشد و ملت نیز با نظر منفی همیشه به حکومت نگاه کند، حکومت ملت را گوسفند بداند و ملت حکومت را گرگ تصور کند، روز به روز بر خرابی و بدبختی افزوده خواهد شد.

ما چون می‌دانیم رجال امروزی این عقاید را تصورات باطل می‌دانند، به ایشان حمله و تعرض نمی‌کنیم ولی به آن‌ها که خود را از ملت می‌دانند، می‌گوییم که در موضوع ایلات سهو بزرگی را مرتکب می‌شوند. مثلاً بعضی‌ها که خود را هادی فکر دموکراسی، بلکه سوسیالیست می‌دانند، باز هم مصلحت‌بینی می‌کنند که باید رؤسای ایلات را تطمیع کرد که دست از شرارت یا فکر استقلال بردارند و برای صحت نظریه‌ی خود، پان‌ترکیست‌ها را دلیل می‌آورند اما فراموش کرده‌اند که سهوهای همین حرب اتحاد و ترقی بود که سبب فنای امپراطوری بزرگ ترک شده، اعراب بین‌النهرین را به آغوش انگلیس‌ها، فلسطین را به بغل فرانسه، ارمنی‌ها آناطولی را به طرف روس‌ها یا یونانی‌ها انداخت.

اهالی ایران از ترک تا لر و کُرد ایرانیت را فوق تمام احساسات می‌دانند ولی با وجود این باید یک نوع اختیارات محلی به آن‌ها داد. اما عثمانی‌ها به اسم ترک و استبداد ملی، اعراب را از خود دور نمودند و حال آن‌که اگر اصول مختاریت محلی را قبول می‌کردند و عثمانی را یک دولت اسلامی یا یک دولت مختلف‌النعاصر معرفی می‌کردند و عملاً احساسات سایر نژادها را به اسم پان‌ترکیزم تحقیر نمی‌کردند، دچار این اشکالات نمی‌شد. ترک‌ها این مسائل را نفهمیدند و خواستند شورش اعراب را با سرنیزه و ارامنه را با قتل‌عام بخوابانند. ایرانی‌های ساکن اسلامبول را «عجم اشکی» گفتند و همه را بر ضد خود شورانیده، عثمانی را متلاشی کردند.

هم‌چنین روسیه‌ی تزاری در مقابل تقاضای اهالی ترکستان، لهستان، تاتارستان، قفقاز و غیره به سرنیزه متوسل شده، سیاست پان‌اسلاویزم را تعقیب نموده و سلطنت تزاری را قربانی این سیاست سوء نمودند. از کجا معلوم است که اگر انگلیسی‌ها اعراب را به خود واگذارند و دست از گریبان هندی‌ها و غیره برندارند، مانند روسیه‌ی تزاری و عثمانی مضمحل نخواهند شد.

ما در ایران این‌گونه اسارت‌های ملی را قائل نیستیم ولی بعضی نویسنده‌های بی‌فکر، آذربایجان را تُرک [خوانده] یا فلان ایل را ایرانی ندانسته، درباره‌ آن‌ها سیاست علیحده تعقیب می‌کنند و این مسأله خطرناک‌تر از سیاست دولت می‌باشد. اگر بنا باشد نویسنده‌ها این فکرها را تلقین و حکومت نیز سیاست سابق را تعقیب کند، قطعا از میان اهالی ولایات، ملت‌های جدیدی به زور احداث می‌کنند و دست خارجی نیز آن‌ها را تأیید کرده، یک دفعه ملتفت می‌شویم که هرج و مرج مملکت را احاطه کرده است و فلان قسمت ایران را انگلیس‌ها مثل بین‌النهرین به اسم استقلال فلان طایفه در تحت تسلط خود در آورده است.

در هر حال دولت باید بدون تأخیر، انجمن‌های محلی را دعوتو به انعقاد کند و اختیاراتی به اهالی بدهد و با آمال ملت مقاومت نکرده، آن‌ها را به کمک خود بطلبد.

ژوئن1922

 



[1]. شماره‌ی 93، 18 جوزا (خرداد) 1301 = 18 ژوئن 1922

آیت الله هاشمی رفسنجانی، حیدرعلی اف و حسن روحانی در حال عیادت از مجروحان قراباغ.

سند هفته، آذریها: پیشینه اقدامات ضد ایرانی در ترکیه در راستای مصادره شخصیت های و مفاخر ملی ایران دست کم به دوران ترکان جوان و کمیته اتحاد و ترقی می رسد و تا دوره های بعدی تداوم پیدا می کند.

نسخه ای از داستان رستم و سهراب که به گویش ترکی در قفقاز (جمهوری باکو) و در سال 1906 میلادی منتشر شده است. این اثر هم اکنون در موزه آکادمی ملی باکو نگهداری می شود.

شنبه, 20 شهریور 1395 ساعت 10:15

آذربایجان در اسناد سفارت امریکا

نوشته شده توسط

 بررسی اسناد به دست آمده از سفارت امریکا در تهران در حوزه آذربایجان به ویژه در سالهای پر تلاظم انقلاب 1357-1358 از اهمیت خاصی برخوردار است. برخی از این اسناد که به همت سایت آذریها برای نخستین بار در دسترس عموم قرار می گیرد ، نشان می دهد که چگونه برخی نمایندگان ارومیه در مجلس شورای ملی مانند «فریدون افشار» پس ا سقوط شاه و تلاطم های انقلابی که با فقدان تسلط دولت مرکزی همراه بود، با بیگانگان ارتباط گرفته و خواستار حمایت سیاسی، مالی و نظامی از ایالات متحده برای تجزیه کشور شدند.

 

 

 

انجمن دشت مغان یکی از نقاط مهم تاریخ است که تاثیرات مهمی در حوزه دولتداری،مذهب و جنگ برجای گذاشت. نتیجه کلی انجمن دشت مغان اعلام انحلال سلسله جلیله صفویه و انتخاب نادرشاه افشار به عنوان پادشاه قانونی کشور ایران بود.

نادر ابتدا از قبول سلطنت سرباز می‌زند اما در پشت پرده و باطن نسبت به تاسیس سلسله افشار اشتیاقی تام داشت. روایت اشتیاق و علاقه نادر به پادشاهی در کتاب عالم‌‌آرای‌نادری به تفصیل آمده‌است.

کتاب جهانگشای‌نادری که توسط «منشی مخصوص» نادر یعنی میرزا‌مهدی استرآبادی نوشته‌شده‌است برای مطالعه ماهیت حکومتداری نادرشاه افشار حایزاهمیت است. اهمیت تاریخ نویسی درباری این رو است که میدانیم این آثار روایات مسلط دربار و دولت از جریان تاریخ و گفتمان فکری موجود را به رشته تحریر در می آوردند و نوعا زیر نظر حاکم زمان نوشته می شدند.

در این کتاب بخش مهمی از رخدادهای دشت مغان و شروط نادرشاه برای پذیرش پادشاهی ذکر شده است.

پس از قبول سلطنت به رسم مالوف ایرانیان ماده‌‌تاریخ سروده‌شده و عبارت الخیر‌فی‌ماوقع زمینه سرایش شعر معروف نادرشاه گردید. تاریخ عالم آرای نادری در خصوص بیت معروف نادری که بر پشت یکی از سکه‌های نادر درج شده است چنین می‌نویسد:

« در این هنگام رسم دیرین ماده تاریخ نیز فراموش نشد: و در تاریخ جلوس که در روی سکه عباسی نیز زده‌بودند و آقاحسین ولد‌عالیحضرت مجتهدالزمانی آقا فرج خبوشانی به نظم آورد: به تاریخ الخیر فی‌ماوقع که «الخیر‌فی‌ماوقع» ماده تاریخ جلوس همایونی است و در روی دیگر آن این است: نظم:

سکه بر زر کرد نام سلطنت را در جهان .... نادر ایران زمین، خسرو گیتی‌ستان»

 

اشاره مکرر به ایران و بقای کشور از سوی نادر و منشیان و دیوانیان وی نشانگر علاقه این فرمانروا به اتحاد کشور و احیای مجد و عظمت آن است.

 سخنرانی نادر در دشت مغان و سپس اعلام پادشاهی از منظر تحلیل هویتی حایز اهمیت است. در این سخنرانی کوتاه نادرشاه بیش از 10 بار از نام ایران استفاده میکند.

منشی مخصوص نادر در  ابتدا متذکر می گردد که نادر ایران پرتلاطم که در معرض هجوم بیگانگان قرار داشت را نجات داده است. به همت نادر ایرانیان از زیر بار گران این ننگ درآمدند و دوباره سربلند شدند. این روایت پر از دلالت های ایرانخواهانه و مصلحانه است و جا دارد از سوی آگاهان و پژوهشگران بیش از این مورد تحلیل و کنکاش قرار گیرد.

 

 

 

 

 

***

 

 

اکنون شرح وقایع دشت مغان به نقل از جهانگشای نادری:

«در هنگامی که سرابوستان نزهت نشان ایران، به استیلای خزان حوادث، رو به افسردگی گذاشته، از هر طرف سرکشی قوی شاخ، مانند شجر سر برافراخت، و هجوم سبز بیگانه ریاحین پر رنگ و بوی این گلستان را در میان گرفت. باغبان بی‌اندیشه و بوستان پیرای غفلت پیشه از پیرایش باغ به نوای زغن و زاغ و صفیر بانگ کلاغ مشغول گشت. اگرچه خدیو گردان فراز [نادر] را، که سر بتاج سلطنت صوری فرو نمی‌آورد، پیشنهاد همت والا آن بود که بعد از استرداد ولایات مغصوبه، این باغ را به‌آن باغبان ارزانی دارد و ملک ایران را باقلاع مفتوحه در بسته بصاحب ملک بسپارد و در کلات و ابیورد که مسکن مالوف آن حضرت است، بر اورنگ انزواء نشسته به‌پادشاهی عالم معنی پردازد. درین وقت که بقوت سرپنجه تایید الهی و نیروی بازوی سعی و غیرت این خدیو عالم آگاهی، کلید فتح تمامی ممالک از دست رفته بدست آمد و بزور بازوی اقبال همایون فال، ایرانیان از زیر بار گران این ننگ درآمدند و دست سرزنش و توبیخ اغیار بشمشیر عزم بلند از سر این فرقه ملامت کش کوتاه شد، برای کنگاش چون حوصله وسعت هیچیک از بلاد توقف موکب گردون بسط را بر نمی تافت، جولگای مغان، که عرصه دلپذیر و در وفور آب و علف و وسعت صحرا و نذهت مکان بی نظیر بود، بقشلامیشی مقررگشته، فرامین مطاعه به جمیع ممالک محروسه عز صدور یافت که حکام و روسا و قضات و علما و اشراف و اعیان ولایت در پانزدهم  جمادی الاخری در صحرای مغان در پایه سریر فلک مسیر به قوریلتای ١٢۰۰۰ حاضر شوند و نیز حکم همایون به نفاذ مقرون شد که نزدیک به جسر جواد در مکانی که رود ارس و کُر بهم می پیوندد، دوازده هزار دست رواق و منظر و سرای نزهت پرور از چوب و نی برای خاصان و روسای لشکر بانضمام حمامات دلگشا و مساجد روح بخشا و رباطات باصفا و میدان و بازار وسیع الفضا ترتیب داده عمارت  عالی نیز مشتمل بر حرمسرا و بیوتات، که شایسته چنان خدیو کیوان ایوان باشد، برای نزول آن حضرت با چوب و ستون باین قبه بیستون برافرازند. در این وقت که از انتظام امور داغستان و تنبیه سرکشان آن کوهستان فراغت روی داده بود عطف عنان فرمودند.

بعد از ورود به «حسن‌قلعه‌سی»، با معدودی از خواص از اردوی همایون پیش افتاده، شش منزل صعب المسالک را در یک شبانروز طی کرده وارد قلعه «آق سو» شده و از آنجا در شب نهم شهر فرخنده فرجام صیام صحرای مغان را مقر رایات جهانگشا ساختند. علی پاشا، که از طرف دولت عثمانیه به طلب صلح آمده بود به همراهی عبدالباقی خان، که در گنجه توقف داشت، مقارن آن وارد گشته، شرف جبهه سایی آستان سپهر‌‌‌ بنیان را یافت. مامورین ولایات هم آغاز آمدن کرده، هر روز فوج فوج سر سر افرازی به تقبیل آستان آسمان اوج بر اوج آسمان می سودند در میعاد مقرر جمعیت کل عظماء و اعیان، که عدت ایشان به‌صد‌هزار می‌رسید، در درگاه سپهر اشتباه نظم انعقاد پذیرفت. پس،آن طایفه را تمام بدرگاه جهان پناه احضار و به وساطت معتمدان مکنون خاطر اقدس را به ایشان اظهار کرده فرمودند که شاه‌طهماسب و شاه‌عباس هر دو پادشاه و شاهزاده ایشان در مهد و سریر بقاء موجودند.

ایشان را و یا هر کس را که برازنده افسر سروری می دانند به ریاست و سلطنت بر دارند، آنچه حق کوشش بود درین چندسال بجا آورده و ولایات ایشان را با اسیران ایشان از دست افغان و روس و رومی[عثمانی] خلاص کرده ایم. حالیا مصلحت وقت در آن می بینیم که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم. بعد از ابلاغ این پیام همگی آن جماعت دست خودشان را بدامن عجز زده عرض کردند:

 

تا‌ ز می خانه و می نام و نشان خواهد بود... سر ما در قدم پیر مغان خواهد بود

امروز پادشاهی حقِ آن حضرت است که باب شمشیر آتش بار خاک‌ایران را از دشمن باد‌ پیما پرداخته و به برق تیغ صاعقه بار، آتش به خرمن هستی اعداء اندخته، هر گاه حضرتش دیده از ما خاکساران بر‌گیرد ما دیده از خاکساری درگاه او برنمی گیریم:

 

از آستان پیر مغان سر چرا کشیم... دولت درین سر او گشایش درین درست

 

آن حضرت فرمودند: ما را هوس تاج و افسر و هوای سروری در سر نیست این نوع سخنان را موقوف دارید که منافی رضای خاطر و دور از اندیشه باطن و ظاهر است. تا یکماه گریبان این مطلب در کشاکش سر‌پنجه گفتگو می‌بود. چون مبالغه از حد گذشت،حضرت ظل اللهی فرمودند که از زمان رحلت حضرت سید المرسلین و خاتم النبیین صلی الله علیه و علی آله  وسلم، چهار خلیفه بعد از یکدیگر متکفل امر خلافت شده که هند و روم و ترک همگی بر خلاف ایشان قائلند و در ایران نیز سابقا همین مذهب رائج و متداول بوده است.خاقان‌گیتی ستان شاه اسماعیل صفوی طیب الله ثراه و جعل الجنه مثواه ، در مبادی حال بنابر صلاح دولت خود، آن مذهب را متروک و تشیع را شایع و مسلوک ساخته، بعلاوه آن سب و رفض را، که فعل بیهوده و مایه مفاسد است، در السنه و افواه عوام و اوباش دایر جاری کرده، شرر شرارت بر چخماق زده، برهمزنی برانگیخته و خاک ایران را به خون فتنه و فساد آمیخت و مادام که این فعل انتشار داشته باشد این مفسده عظمی از میان اهل اسلام رفع نخواهد شد. هر گاه اهل ایران به سلطنت ما راغب و آسایش خود را طالب باشند این ملت را که مخالف رویه اسلاف کرام و آروغ[خاندان] عظام نواب همایون ماست باید تارک گردند،لیکن چون امام همام جعفر بن محمدالباقر علیه السلام اما بحق ناطق است. او را سر مذهب خود  دانسته ، در فروعات مقلد طریقه و اجتهادآن حضرت باشند.

ایشان نیز متفق الاراء این حکم را بسمع رضا اصغاء داشته، گل جعفری این مذهب حنیف را آرایش دستار روزگار خود ساخته، و وثیقه برای تاکید و استقرار این مطلب مرقوم و به‌مهر پاک اعتقادی مختوم کردند و بخزانه عامه سپردند. آن حضرت نیز مسئول ایشان را پذیرای قبول و گلشن آرزوی ایشان را بارور میوه حصول ساخته،فرمودند که چون پادشاه والاجاه روم[عثمانی]، خادم حرمین شریفین است، ما در مقام دوستی این عهد که از جانب شما بعمل آمد بحضرت پادشاه والاجاه عثمانی فرستاده بشرط قبول پنج مطلب بنای مصالحه می گذاریم تا رفع اختلاف صوری از میانه امت سید الثقلین و خیر الاولین و الاخرین محمد رسول رب العالمین گشته، من بعد رسم موالفت فیمابین ایران و روم[عثمانی] مسلوک شود.

 

مطلب اول آنکه: چون شما از عقائد سابقه نکول و طریق تقلید امام بحق ناطق جعفر الصادق که از ائمه حق است، اختیار و قبول کرده اید قضاوت و علما و افندیان کرام روم اذغان بصحت آن کرده آنرا خامس مذاهب شمارند.

 مطلب ثانی آنکه چون در کعبه معظمه ارکان اربعه مسجد به مذاهب اربعه تعلق دارد ائمه این مذهب نیز در یک رکن بایشان شریک بوده بآئین جعفری نماز گزارند.

 مطلب ثالث آنکه: هر ساله از طرف ایران امیر حاج تعیین شود که بطریق امیر حاج مصر و شام در کمال اعزاز و احترام حجاج ایران را بکعبه معظمه مقصود رسانیده، از طرف دولت عثمانیه با امیر حاج ایران نیز به دستور امیر حاج مصر و شام سلوک و مسلوک شود.

 مطلب رابعه آنکه اسراء هر دو مملکت نزد هر کس بوده باشند مطلق العنان بوده ، بیع و شری برایشان روا نباشد.

مطلب خامس آنکه: وکیلی از دولتین در پایتخت یکدیگر بوده امور مملکتین را بر وفق مصلحت فیصل میداده باشند انتهی المطالب.

پس اهالی ایران در ازاء این مواهب خاص سرزمین عبودیت را به نقش جبین گل ریزان ریاحین شکرگزاری کرده، بدعای بقای دولت و اقبال خدویو بیهمال پرداختند».

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نهاد دولت در ایران همواره ترجیح داده است به جای سیاست‌های یکسان‌سازانه(آسیمیلاسیون) که در اوایل قرن20 در غرب و سپس بیشتر کشورهای همجوار اجرا شد، به سیاست‌گذاری‌های ناظر به ادغام (انتگراسیون) توجه نماید.

جواد هیات پزشکِ جراح و روزنامه نگار ایرانی بود که در سال 1393 در یکی از بیمارستان های باکو درگذشت. وی در خانواده ای سیاستمدار و ادیب رشد کرده بود. پدرش علی هیات در نجف درس فقه و علوم اسلامی خوانده و مقارن با نهضت مشروطه به تبریز بازگشت و رابط علمای تبریز با علمای نجف بود. وی مدتی ریاست دادگستری همدان و عدلیه آذربایجان و ریاست شعبه دیوان عالی کشور را بر عهده داشت و در کابینه دکتر محمد مصدق به وزارت دادگستری رسید.

سند هفته

تحلیل راهبردی

طراحی وب سایت وب و تو

تازه ترین اخبار جمهوری باکو

cache/resized/6aff5278161be6faab881bb78defcd62.jpg
  روزنامه يني مساوات چاپ باکو، همکاري ساختار امنيتي جمهوري باکو با موساد در زمينه تامين امنيت «بازي هاي همبستگي اسلامي در باکو» را توجيه کرد. روزنامه «يني
cache/resized/f22ccf07ee999ee62ca26f56073a31d8.jpg
  به گزارش خبرگزاري ترند شرکت «هارپ آرگه» Harp Arge ترکيه اعلام کرد سيستم «قاتل پهپاد» Drone Killer ، ويژه مقابله با هواپيماهاي بدون سرنشين، به جمهوري
cache/resized/f28dfde40fab368caddc93f1830b33ad.jpg
يک سايت اينترنتي جمهوري باکو به نقل از «منابع مطلع»  خبر داد علت اصلي دستگيري جهانگير حاجي اف، مدير پيشين بانک بين المللي جمهوری باکو، همکاري وي با هکرهاي
cache/resized/31ce794430805bdb41600fa5f404e25d.jpg
پايگاه اينترنتي پان ترکيست « يني چاغ» جمهوري باکو، ايران را عامل «نفي هويت ترکي براي جمهوري آذربايجان» معرفي کرد.پايگاه اينترنتي «يني چاغ» در تحليلي با عنوان «
cache/resized/2ebda512a8c37a800528108f1d4c5da1.jpg
به گزارش خبرگزاری تسنیم در فیلمی که از سخنرانی «ییقیت بولوت» عضو هیئت مدیره شورای عالی «بنیاد وارلیق» ترکیه که در سال 2013 ایراد شده و اخیرا فاش و در شبکه های
cache/resized/5f47d114328baad6a3b1cc69b279d36b.jpg
بحران هويت در جمهوري باکو ، بار ديگر موجب جنجال بر سر اعتراض يک نماينده مجلس اين کشور به اطلاق نام وارداتي «ترک» به آذري ها شد.     عارف رحيم زاده، رييس
cache/resized/69131cab5e119f7bf0e2539ba926c6cf.jpg
روزنامه «يني مساوات» چاپ باکو در تحليلي درباره اوضاع ديني  جمهوري باکو، با تاکيد بر اينکه «شکاف ميان دولت و دينداران در اين کشور در حال افزايش است»، خواهان
cache/resized/5414e113cdf86dba6437c2de83f64ba7.jpg
بکير بوزداق، وزير دادگستري ترکيه، انتصاب همسر رييس جمهوري باکو به مقام معاون اول رييس جمهوري اين کشور را «الگويي بد» توصيف کرد.به گزارش پايگاه اينترنتي «باستا
cache/resized/2f684afb3784dba6763e7fbf5735951f.jpg
پايگاه اينترنتي رياست جمهوري باکو متن کامل سخنراني الهام علي اف، رييس جمهوري اين کشور در يکي از نشست هاي کاري اجلاس امنيتي «مونيخ» را منتشر کرد که  در اين
cache/resized/ae3208be3b5c890db554b8e03d2ec3d4.jpg
مبارز قربانلي، رييس کميته دولتي امور گروه هاي ديني جمهوري آذربايجان گفت : « ملت آذربايجان به دو نيم تقسيم شده است. آذربايجان در قرن نوزدهم براساس معاهده امضاء