توصیه هایی برای بهتر شدن روابط ترکیه با ایران پس از تنش 21 آذر
با ترکمنچای شوخی نکنید به پیمان سعدآباد وفادار باشید

با ترکمنچای شوخی نکنید به پیمان سعدآباد وفادار باشید

 

«هر یک از دول متعاهد متقبل می‌شوند که در حدود سرحدات خود از تشکیل یا عملیات دستجات مسلح و از ایجاد هر گونه هیئت یا تشکیلات دیگری برای تخریب مؤسسات موجوده و یا برای اختلال نظم و امنیت هر قسمتی از خاک متعاهد دیگر (سرحدی یا غیر سرحدی) و یا برای واژگون ساختن طرز حکومت طرف دیگر جلوگیری نمایند»

 پیمان سعدآباد ماده هفت

 

رجب طیب اردوغان به همراه شماری از مقامات سیاسی و نظامی ترکیه در روز 20 آذر 99 در رژه پیروزی ارتش جمهوری باکو شرکت کرد. در این مراسم صحبت ها و سخنان تحریک آمیز زیادی علیه کشورهای منطقه صورت گرفت. از جمله اظهارنظرهایی از موضع بالا، عقده گشایی های تاریخی و رفتارها یا کلماتی که با شان یک دولتمرد سازگار نیست در این مراسم مطرح شد. از جمله مهم ترین این رفتارها بزرگداشت انورپاشا و نوری پاشا بود. انورپاشا یکی از سه سیاستمدار اصلی کمیته اتحاد و ترقی بود که پروژه ژنوساید ارمنی را در عثمانی که منجر به کشتار یک و نیم میلیون نفر شده بود، عملیاتی کرد. دعای اردوغان برای شادی روح وی که رانده شده دستگاه سیاسی مصطفی کمال آتاترک بود و در تاجیکستان به دست گروه های انتقام ارمنی کشته، شد امری حیرت آور بود. جالب اینجا است که انورپاشا از جمله سیاست مدارانی بود که اقدامات و سیاست هایش مستقیما موجب فرو رفتن عثمانی در باتلاق فروپاشی شد و در ترکیه کمتر کسی از وی به نیکی یاد می‌کند. بزرگذاشت یاد و خاطره چنین فردی که به بی رحمی و قصابی شهره بود، یکی از عجیب ترین صحنه های رژه 20 آذر محسوب می شود.

نفر دومی که اردوغان از وی به نیکی یاد کرد، «نوری پاشا» بود. نوری پاشا برادر انورپاشا است که در سال 1918 دستور گرفت برای حمله به قفقاز جنوبی و کمک به محمدامین رسولزاده لشکری به موسومی به «اردوی اسلامی- قفقاز» فراهم کند. لشکر کشی نوری پاشا منجر به فروپاشی فدراسیون سه گانه ای شد که گرجی ها، ارمنی ها و تاتارهای مسلمان (که بعدها به آذربایجانی موسوم شدند) با مرکزیت تفلیس شد. در حقیقت فشار عثمانی به فدراسیون قفقاز جنوبی از طریق رسول‌زاده و مساواتی ها، اختلافات داخلی یک کشور تازه تاسیس را دامن زد و لشکرکشی نوری پاشا منجر به نابودی این ساختار جدید سیاسی شد. حزب مساوات با کمک همین لشکر، توانست به باکو حمله کرده و این شهر را از تصرف بلشویک ها و ارمنی ها خارج سازد و ساختاری جدید در این منطقه تاسیس کند. حزب مساوات ابتدا در نظر داشت نامهایی چون جمهوری جنوبشرق قفقاز برای این واحد سیاسی انتخاب کند. اما نوری پاشا پیشنهاد داد که از نام «جمهوری آذربایجان» جهت تاسیس این واحد جدید استفاده شود. بسیاری از تحریفات تاریخی صورت گرفته در سالهای آینده ریشه در همین، نام‌گذاری دارد. در همان سالها ایران به این نام گزاری اعتراض کرد و به دلایل مختلف از جمله اختلاف بر سر چنین نامی، هیچگاه موجودیت جمهوری خلق آذربایجان (1918-1920) را به رسمیت نشناخت. کما اینکه بقیه کشورهای جامعه ملل نیز این جمهوری را که یک و نیم سال بیشتر عمر نکرد و اغلب آن را نیز زیر قیمومت عثمانی و بریتانیا قرار داشت به رسمیت نشناختند.

تا جایی که به ایران مربوط می شود مهم ترین اقدام حساسیت برانگیز، خواندن شعری از «بختیار وهاب زاده» بود. وی با اشاره به نام وهاب زاده شعر معروف وی موسوم به آراز را خواند که در آن به دوپاره شدن اجباری دو سوی رودخانه ارس می پردازد.

بختیار وهاب زاده، یکی از شاعران و نویسندگان معروف دوران اتحاد جماهیر شوروی بود که عقاید «پان آذریستی« نیرومندی داشت و معتقد بود که امپراطوری ایران و روس در معاهده گلستان و ترکمنچای، سرزمین آذربایجان را  دو قسمت کرده و شمال و جنوب رود ارس را بین خود تقسیم کرده اند. این روایت از معاهده ترکمانچای که زیر بنای ایدئولوژی «آذربایجان واحد« است، در جمهوری مسلمان نشین شمال ارس طرفدارانی دارد و از طریق برخی کانال‌های رسمی در بوروکراسی دانشگاهی و سیاسی نهادینه شده است . همین انگاره مهم ترین مشکل ژئوکالچرال بین ایران و باکو است.

به هر حال شعری که اردوغان خواند در چنین بستری از روایت ها و رخدادها صورت گرفت و باید در بستر سیاسی و تاریخی خود مورد تحلیل قرار بگیرد. از سوی دیگر، با اطلاع از دانش و آگاهی اردوغان در موضوعات سیاسی و ادبی، تصوّر این که وی از معنای شعر آگاه نبود و از اطلاعی از مفروضات و روایت های پان‌آذریسم و پان‌ترکیسم نداشت، قابل قبول نیست. ایدئولوژی پان ترکیسم در ترکیه کاملا شناخته شده است و اگر سیاست مداری، در حزب یا آرمان دیگری فعالیت می‌کند به معنای بی اطلاعی از پان‌ترکیسم نیست. این مقوله به ویژه از اواسط دهه 1970 (اوج جنگ سرد) و تلاش ارتش ترکیه برای شکل دهی به یک بلوک واحد از احزاب و ایدئولوژی های «راستِ محافظه‌کار» در برابر بلوک نیرومند چپ به نام پروژه «سنتز تُرک- اسلام» برای همه سیاسیون شناخته شده است. در این دوره ارتش ترکیه با آشتی دادن جریان سیاسی اسلام‌گرا و پان‌ترکیست و تعدیل هایی در هر دو گروه، شکل امروزی پان ترکیسم را صورت بندی کرد. به این ترتیب سویه های ضد اسلامی پان ترکیسم حذف و سویه های جهان وطنی اسلام‌گرایان نیز تعدیل شد. به این ترتیب گفتمان گروههای پان ترکیست متاثر افکار کسانی مانند نیهال آتسیز به حاشیه رفت و احزابی مانند حزب حرکت ملی به جریان اصلی پان ترکیسم تبدیل شد. شبکه گرگ های خاکستری نیز به عنوان پیاده نظام توده ای سنتز تُرک- اسلام همواره در سیاست ترکیه به ویژه ارتش و میت حضور داشت. اگر چه حزب آک پارتی بخشی از این دیدگاه نبوده است و زاویه های نیز با آن دارد اما گاهی برای پیشبرد اهداف داخلی به آن متوسل می شود و از اهداف آن کاملا آگاه است. بنابراین نمی‌توان گفت دولت ترکیه از موضوع این شعر و بستر سیاسی و ژئوپلیتیکی آن بی اطلاع است.

 

ترکیه و ایران در سال های گذشته

در سال 2017 طیب اردوغان در مصاحبه با تلویزیون N.tv ترکیه در خصوص «حشد الشعبی» چنین گفته بود: « امروز ایران در عراق، در حال توسعه طلبی مبتنی بر ملی‌گرایی پارسی با تکیّه بر مذهب است. ولی در ایران امروز، آذریها نیز حضور دارند و اگر از این زاویه به مسئله بنگریم، همه چیز برای ایران در محیط بین المللی ممکن است متفاوت باشد».

بلافاصله پس از این اظهارات خبرگزاری آناتولی مقاله ای از «حقی ایغور» مدیر فعلی موسسه مطالعاتی ایرام منتشر کرد. در این مقاله که به فارسی نیز ترجمه شد به شرح و بسط نظریه اردوغان در مورد ملی‌گرایی پارسی و اقلیت های قومی پرداخته  شد. البته جعل عنوان ملی‌گرایی پارسی نیز یکی از ابتکارات ترکیه در این برهه بود. این عنوان در خود ایران به هیچ عنوان رایج نیست و هیچ ایرانی از عنوان ملی‌گرایی پارسی استفاده نمی کند. به نظر می رسد ریشه این اصطلاح در اصل مربوط به تداول اروپایی آن باشد. زیرا غربی ها از قدیم به ویژه تحت تاثیر یونان باستان، از اصطلاح «پارس» برای کل ایران استفاده می‌کردند و اصطلاحاتی مانند امپراطوی پارسی یا ناسیونالیسم پارسی نیز در اصل ریشه اروپایی دارد که در اینجا پارس همان ایران است. ولی ترکیه با تکیه بر این اصطلاح تلاش کرده است تا روایتی قومی از اصطلاح تمدنی «پارس» ارائه داده و آن را به زبان فارسی و در نهایت گویشورانی که فارسی زبان محلی یا اول آنها است، فروکاسته و در نتیجه ملی‌گرایی و میهن پرستی ایرانی را مختص فارس‌زبانها بداند. تالی فاسد این روایت، این است که در ایران گویشوران غیر فارس، به میهن و منافع ملّی علاقه ای ندارند: رویکردی موزیانه برای اهدافی از پیش تعیین شده.

به درستی مشخص نیست که  آیا دوگانه ملی‌گرایی فارسی و اقلیت آذری محصول اتاق فکر ایرام بود که در فرایند تصمیم سازی به رئیس جمهور ترکیه پیشنهاد شد یا محصول تفکر خود اردوغان بود که پس از اعلام علنی آن از سوی «حقی ایغور« شرح و بسط داده شد.

در سال 2019 پس از مخالفت گسترده ایران با عملیات چشمه صلح ترکیه در سوریه به تدریج رویکرد کلّی آنکارا نسبت به ایران عملا تغییر کرد.ترکیه بر این باور بود که در حمله به شمال سوریه که عملا به اشغال بخش هایی از این کشور از جمله ادلب منجر شد حمایتی از ایران دریافت نکرد.رویکرد ایرانی کاملا عقلانی بود. سیاست خارجی ایران با هر نوع تجاوز و نقض مرزهای بین المللی مخالف است به ویژه که سوریه نیز متحد جمهوری اسلامی محسوب می شود. پس ایران نمی توانست نسبت به نقض حاکمیت سوریه سکوت کند.

اردوغان چند روز پس از عملیات در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت که « از ایران صداهای مخالف در خصوص این عملیات به گوش می رسد و انتظار می رود این صداها خاموش شود».

به نظر می رسد از این تاریخ به بعد رویکرد ترکیه دستکم در سطح رسانه ای و عملیات روانی نسبت به ایران تغییر کرد. این تغییر رویکرد را می‌توان در شاخک های رسانه ای و تحلیلی این کشور که با ایران سروکار داشتند مشاهده کرد. پیش از همه موسسه مطالعات ایرام که بخشی از اتاق فکر تصمیم سازی ترکیه در مورد ایران است، نزاکت دیپلماتیک را کنار گذاشت. اعضای این اتاق فکر از سال 2015 در حال تعامل با ایران بودند و چندین سفر و نشست تخصصی در ایران و با هماهنگی وزارت امورخارجه داشتند. بنابراین سعی می‌کردند در داخل چارچوب های معقول حرکت کنند. اما پس از عملیات چشمه صلح، ایرام رویه ای دیگر اتخاذ کرد و به صورت گسترده با عناصر تجزیه طلب ایرانی که بعضا تحت پیگردهای قضایی و امنیتی بودند، ارتباط گرفته و به تولید محتوا پرداخت. از آن جمله می توان به «میثم بادامچی» از دست اندرکاران شبکه ایران اینترنشنال و «رضا صیامی» کارگردان ساکن ترکیه و «هادی خدابنده لویی» و چند تن دیگر اشاره کرد. نگاهی به خروجی ایرام در وب سایت این مرکز مطالعاتی موید نگاه منفی آنها به ایران و تلاش برای استفاده از مسائل قومی و مذهبی جهت فشار به تهران است.

در مرحله بعدی، خبرگزاری های رسمی آناتولی و تی.آر.تی در بخش فارسی و ترکی خود علنا رویه ای ضد ایرانی را دستور کار قرار دادند. این رسانه ها، نیز با استفاده از مجرمین و تبهکارانی که در ایران تحت تعقیب قضایی و امنیتی هستند ادبیاتی بی سابقه را علیه کشورمان در دستور کار قرار دادند. در این تولید محتوا به عناصر پان ترکیست آذری و فعالان قومی بلوچستان توجه شایانی شده است. اهل سنت بلوچستان حنفی هستند و از این رو ترکیه احساس نزدیکی به آنها می کند.  با مراجعه به بایگانی خبرگزاری آناتولی می توان دهها مطلب و گزارش اغراق آمیز و غیرواقعی را در خصوص بلوچستان مشاهده کرد.

ن. ر یکی از خبرنگاران فعلی آناتولی در ایران تحت نظر نیروهای امنیتی به دلیل ارتباطات مشکوک با سفارت ترکیه بود. وی پس از خروج از ایران به خبرگزاری آناتولی پیوست. طاها کرمانی از دیگر عناصر تجزیه طلب در سال 1391 در ورودی غربی شهر تبریز به همراه یک فرد دیگر پرچم بزرگ ایران را در دامنه یکی از تپه ها به آتش کشید و با گزارش مردمی از روی شماره پلاک خودرو شناسایی و توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان محکوم شد. وی پس از آزادی از زندان به ترکیه گریخت و به عنوان خبرنگار(!) شروع به فعالیت کرد اما در همین دوران به مرور مطالبی از وی در بخش ترکی خبرگزاری آناتولی منتشر شد.

فرزاد صمدلی و ژیلا صمدلی از دیگر افرادی بودند که از مدت ها پیش در خبرگزاری آناتولی و تی.آر.تی فعالیت میکنند. یک جستجوی ساده در اینترنت سوابق قضایی و امنیتی آنها را هویدا می سازد. «محمدرضا هیات» از دیگر عناصر تجزیه طلب است که در دانشگاه آنکارا فعالیت می‌کند. وی نهادی به نام موسسه تبریز در آنکارا دایر کرده است. هدف این موسسه تئوری پردازی برای براندازی- تجزیه طلبی است و حتی برای آینده ایران قانون اساسی تهیه کرده است.  این موسسه در نوامبر 2016 همایشی در سوئد با دعوت از تروریست هایی مانند شاهد علوی و یوسف عزیزی بنی طرف و همچنین برخی اعضای چریک های فدایی خلق برگزار کرد. میهمانان دعوت شده به این همایش از ترکیه، امریکا و کشورهای اروپایی بودند.

عارف کسکین از دیگر عناصر تجزیه طلبی است که سال ها است ساکن ترکیه است و بر اساس اسناد ویکی لیکس با ماموران ایستگاه اطلاعاتی سیا در ترکیه نیز ارتباطات داشته است. وی اخیرا به انتشار یک مجله جدید روی آورده است و در بیشتر تلویزیون های دولتی و غیردولتی ترکیه به عنوان کارشناس حضور پیدا می‌کند.

عارف کسکین تجزیه طلب و مرتبط با سیا بارها در شبکه های رسمی و دولتی ترکیه به عنوان تحلیلگر دعوت شده است!

 

گروه تروریستی- تجزیه طلب مقاومت ملی به اصطلاح آذربایجانی جنوبی از دیگر سازمان هایی است که در ترکیه علیه کشورمان فعالیت می‌کند. بخشی از اعضای این گروه ساکن امریکا هستند. بابک چلبیانی سخنگوی این گروه در نشست های سازمان تروریستی حرکه النضال که چندین عملیات تروریستی پر هزینه در استان خوزستان صورت داده است شرکت داشته است. این گروه که هسته مرکزی آن در ترکیه قرار دارد از عملیات تروریستی حرکه النضال به  رژه نظامی در خوزستان تحت عنوان دفاع مشروع حمایت کرده بود.

مجید ماکویی زاده به نمایندگی از گروهک محمودعلی چهرگانی فعالیت های میدانی متعددی در ترکیه صورت می دهد.این فعالیت ها نیز در چند سال اخیر نیز افزایش پیدا کرده است. شبکه تلویزیون  A هابر وابسته به حزب عدالت و توسعه چندین بار از وی برای مصاحبه دعوت به عمل آورده است.

مجید ماکویی زاده، که خود را معاون گروه تجزیه طلب چهرگانی معرفی میکند در شبکه تلویزیون حزب عدالت و توسعه

صبر ایران:

منظور از ذکر تاریخچه فوق، نگاهی گذرا و سریع به گذشته بود. واکنش های صورت گرفته به شعرخوانی اردوغان در عرض کمتر از 24 ساعت در فضای رسانه ای ایران بی سابقه بود. این واکنش‌ها ترکیه را غافلگیر کرد و موجب شگفتی آنها شد. بدیهی است کاربران و فعالان سیاسی- اجتماعی ایران، یک شبه علیه ترکیه و شخص اردوغان نشوریدند. مردم ایران با مردم و تاریخ ترکیه هیچ مشکلی ندارد و به آن احترام می‌گذارند. ایرانی ها ترکیه را به عنوان یک کشور جدّی تلقی می‌کنند که دارای تاریخ و دیوانسالاری نیرومند است. حتی سیاست های اصولی حزب عدالت و توسعه برای ترقی ترکیه، مورد تحسین ایرانی ها است. روابط فرهنگی و هنری بین ترکیه و ایران همواره، در بهترین شرایط بوده است. اما این ترکیه است که در چند سال اخیر این مسیر را منحرف کرده است.

بنابراین اعتراض به اردوغان هیچ ارتباطی به ترکیه ستیزی و یا دشمنی با خلق ترکیه ندارد. ولی در سیاست قاعده ای وجود دارد به نام حق دفاع مشروع و مقابله به مثل. ایرانی در 21 آذر 99 از این حق خود استفاده کردند.

برای درک این مطلب ، ترکیه باید خود را جای ایرانی ها بگذارد و از چشم اندازی درست به مسئله بنگرد. وقتی ایرانی ها به ترکیه نگاه می‌کنند، این منظره را می بینند:

عناصر تروریست و تجزیه طلب آزادانه در ترکیه ترکیه فعالیت می‌کنند در مقابل ایران به هیچ یک از ناراضی های حکومت ترکیه پناه نداده است، نه پ.ک.ک، نه جماعت گولن و نه سایر گروهها.

ترکیه نه تنها به عناصر تروریست- تجزیه طلب پناه می دهد، نه تنها تریبون های رسمی خود را برای آنها باز می‌کند بلکه کسانی که پرچم کشور ما را آتش زده اند یا از طرف دادگاه به تجزیه طلبی محکوم شده اند به استخدام رسمی ارگان های دولتی و خبرگزاری ها در می آورد.

فقط یک لحظه تصور کنیم که یکی از هواداران پ.ک.ک یا فتح الله گولن در خبرگزاری ایرنا یا ایسنا استخدام شود، ترکیه چه واکنشی نشان می‌دهد؟ ایران حتی حاضر نیست با کمال کلیچداراغلو رهبر حزب قانونی جمهوریخواه خلق وارد تماس شود و یا او را به تهران دعوت کند و یا حتی یکی از مقامات ایرانی با وی دیداری داشته باشد تا مبادا موجب رنجش آقای اردوغان نشود. ولی ترکیه چه کرده است؟!

در سال 2015 به دنبال بازنشر یک خبر در یکی از سایت های فرعی صداوسیما در خصوص درمان زخمی های داعش در بیمارستانی که دختر رجب طیب اردوغان در آن سهام داشت، شخص اردوغان به صورت تلفنی و شبانه به رئیس جمهور ایران تلفن زد و به شدت اعتراض کرد و حتی سفیر ایران نیز به وزارت خارجه احضار شد. اما خبرگزاری آناتولی اجازه دارد که علیه شخص رهبر جمهوری اسلامی ایران (آن هم به قلم فردی بی سواد که به اتهام آتش زدن پرچم مان محکوم و سپس متواری شده است) مقاله منتشر کند!

اگر از چشم انداز ایران به حکومت ترکیه نگاه کنیم، ترکیه ای را می بینیم که در سال 2019 سعی کرد هنگام عملیات چشمه صلح در سوریه، کردها و آذریهای ایران را نیز به تقابل تحریک کند و در جنگ 44 روزه قراباغ، سعی نمود با اخبار دروغ و تحریک  کردن مردم آذری تجمعات خیابانی در شمالغرب ایران به راه بیاندازد.

 

در همین دوره «کمال اوزتورک« مشاور رسانه ای اردوغان و مدیرعامل پیشین خبرگزاری آناتولی در شبکه هابرتُرک فرخوانِ اغتشاش عناصر تجزیه طلب را از تلویزیون اعلام کرد و محل دقیق اغتشاشات را نیز مشخص نمود. وی با گرا دادن به عناصر تجزیه طلب فراخوان اغتشاش در ده شهر ایران را تبلیغ میکند و تاکید میکند که دستگاه اطلاعاتی و امنیتی ایران به شدت با این برنامه مخالف است. که این بدان معنی است که مشاور اردوغان از عمق رفتار خود آگاه است

همچنین «جوشغون اوزن» مدیرعامل شبکه «تی.آر.تی آواز» در توئیتر خود به استقبال فراخوان اغتشاشی تجزیه طلبان رفت و اعلام نمود که خبرنگار تی.آر.تی در تهران یعنی «فاتح صابونچی» این اغتشاشات را به صورت زنده مخابره خواهد کرد!

 

وعده مدیرعامل تی.آر.تی به تجزیه طلبان در خصوص بازتاب اقدامات خیابانی شان علیه امنیت ملی

 

آیا هیچ رسانه رسمی، نیمی رسمی و غیر رسمی در ایران به چنین تحریکاتی علیه ترکیه دست می زند؟ آیا در اعتراضات پارک گزی نیز خبرنگاران صداوسیمای ایران (جام جم) یک روز پیش از تجمع آدرس و ساعت آن را برای مردم ترکیه اعلام می‌کردند و پخش داشتند؟ آیا در کودتای 2016، ایرانی ها از ترکیه حمایت نکردند؟

خیر، ایران هیچ یک از این اقدامات را صورت نداد. برعکس سالها صبر پیشه کرد. اما این صبر در مرحله لبریز شد. شعرخوانی اردوغان در حقیقت آخرین قطره ای بود که ظرف صبر ایرانیان را سرریزکرد. این خشم محصول روندی چند ساله و گله مندی های عمیق و به جایی بود که در نهایت به این شکل سرریز شد و ریشه آن در فعالیت های ضد ایرانی فوق قابل جستجو است.

مقامات ترکیه از کمک دولت این کشور در زمینه تحریم های اقتصادی داد سخن به میان می آورند. همکاری ترکیه با ایران در زمینه تحریم ها، درست است ولی آیا ترکیه از همین تحریم ها، منفعت اقتصادی نداشته است؟ رضا ضراب و برخی دیگر از افراد سرمایه های دزدی خود را به کدام کشور بردند؟ ایرانیان در کدام کشور ملک می خرند؟ گردشگری ایران به کدام کشور هدایت شده است؟ آیا این سیاست ها به نفع اقتصاد ترکیه نبود؟

 

نتیجه:

اشتباه بزرگ حزب عدالت و توسعه این بود که پس از یک مرحله در دام عناصر تجزیه طلب و متواری از ایران افتاد. تصمیم گیران این حوزه تحلیل دقیقی از جامعه ایران و آذربایجان نداشتند. آنها تصور می‌کنند آذربایجان یعنی همان افراد رانده شده از جامعه که تحت عنوان هویت طلب فعالیت می‌کنند و عاشق سینه چاک ترکیه اند. ولی ابدا چنین نیست. البته این قشر نیز در جامعه ما وجود دارند، همانند بسیاری دیگر از آسیب های اجتماعی که ممکن است جامعه را دچار بیماری کند. میکروب های اجتماعی و سیاسی در سراسر دنیا زندگی می‌کنند و به دنبال اسپانسرهایی برای ادامه زندگی ننگین خود هستند. عناصر تجزیه طلبی که ایرام و آناتولی با آنها سروکار دارد رانده شده های اجتماعی اند و از پست ترین و بی کیفیت ترین قشر جامعه ما محسوب می شوند که باید تحت درمان قرار گیرند. از آنجایی که این قشر فاقد سواد یا مهارت خاصی اند پس از مهاجرت به ترکیه به مجیز گویی دولتمردان این کشور می پردازند تا شاید بتوانند حمایت مالی جلب کرده و در این بین به زندگی خود ادامه دهند. آنها در ده سال گذشته تلاش زیادی برای مخدوش ساختن روابط ایران و ترکیه نمودند و گاهی نیز موفق به فریب و تحریک ترکیه علیه ایران شدند.

ترکیه به خاطر یک مخالفت ساده و کلامی ایران در عملیات چشمه صلح و رقابت با ایران در عراق بسیاری از سنت های دیرینه تعاملاتی خود با ایران را زیرپا گذاشت در نتیجه به تدریج خشم بزرگ اجتماعی به وجود آمد. هنگامی که اردوغان در بیخ گوش ایران، آن هم در یک رژه نظامی و از جغرافیایی که تجربه تاریخی ترکمانچای از آن ناشی میشد، فقط یک بیت شعر خواند آن خشم انباشته یک شبه به فوران در آمد. اما این خشم نتیجه انباشت چندین و چند ساله ای بود نه برآمد یک هیجان ساده. اگر وزیرخارجه ترکیه در خصوص احترام به استقلال و حاکمیت ملی کشورها سخنان خوبی به زبان آورده است، اما عملکرد دستگاههای رسانه ای، امنیتی و سیاسی ترکیه چیز دیگری به ما می‌گوید. ترکیه و اردوغان میهن دوستی و آگاهی تاریخی ایرانیان را دستکم گرفته اند و تصوّر می‌کنند، مردم یا دولت ایران به دلیل تحریم‌ها، حاضر اند به ترکیه «باج» بدهند. ملّت ایران اگر اهل باج دهی بود، اصولا تحریم نمی‌شد، اما ترکیه باید بداند ایرانیها با همه اختلاف های داخلی تصورات ژئوپلیتیکی مشترکی دارند که ارتباطی به دوران ها و حکومت ها ندارد. این تصورات برآمده از هویت ملّی عمیق و نهادی شده است.

 

معاهده ترکمانچای و گلستان در حافظه تاریخی ملت ایران حک شده است و درک سرزمینی ایرانیان را فراهم آورده است لذا شوخی کردن با آن موجب چنین واکنش‌هایی می شود. آیا ترکیه نمی داند هنوز که هنوز است، ایرانی ها به هر قرارداد غیرمنصفانه ای نام «ترکمنچای» می‌دهند، اگر مشاوران اردوغان جامعه ایران را به درستی می شناختند به وی توصیه نمی کردند چنین شعری را از ناحیه قفقاز بخواند.

اما راه برون رفت از چنین وضعیتی بازگرداندن شرایط به حالت سابق است. گروهها و افراد تجزیه طلب همانطور که در معاهده سعدآباد مورد توافق قرارگرفته است باید از خاک دو کشور اخراج شوند. از آنجا که هیچ گروه ضد ترکیه ای در ایران فعالیت نمی‌کند که قصد براندازی یا تجزیه ترکیه را داشته باشد، حکومت آنکارا باید، خبرگزاری های آناتولی و تی.آر.تی را تصفیه کند و افراد و گروههای تجزیه طلب را به ایران تحویل دهد یا دستکم از خاک خود اخراج نماید و در نهایت هر دو کشور به پیمان سعدآباد وفادار باشند.

ارزش مرزهای ایران و ترکیه بسیار مهم است. این مرزها قدیمی ترین و پایدار ترین مرزها در چهار قرن گذشته بودند که نباید قربانی پروپاگاندای ایدئولوژی های سیاسی و متواری های تجزیه طلب شوند. لذا ترکیه باید در روابطش با ایران به دو معاهده مهم توجه کند. نخست معاهده ترکمانچای و دیگری معاهده سعدآباد. ترکیه بهتر است به حساسیّت مردم ایران به این وهن تاریخی توجه کند و با آن بازی نکند و با در نظر گرفتن پیمان سعدآباد دستاوردهای تاریخی بین دو کشور را حفظ کند.

 

.