برهان حشمتی
علل بی توجهی نخبگان جمهوری آذربایجان در محکومیت گشایش دفاتر رسمی در اسرائیل

علل بی توجهی نخبگان جمهوری آذربایجان در محکومیت گشایش دفاتر رسمی در اسرائیل

در حالی که در سال های گذشته، صرفا اعلام طرح و برنامه هایی نظیر ایجاد پارک دوستی آذربایجان – اسراییل در باکو  یا تدارک برگزاری گردهمایی سران یهود در باکو یا حتی تدارک برنامه سفر یک مقام صهیونیست به پایتخت جمهوری آذربایجان، واکنش های بسیار تند مردم این کشور را موجب می شد، گشایش دو دفتر نمایندگی رسمی حکومت جمهوری آذربایجان در فلسطین اشغالی با “تساهل” باور نکردنی در این کشور و حتی در ایران مواجه شده است!

واقعا علت این تساهل و “خود به خواب زدگی” چیست؟ آیا واقعا گشایش دفاتر تجاری و گردشگری باکو نزد رژیم صهیونیستی که در واقع پیش درآمد گشایش سفارت باکو نزد این رژیم خطرناک و خون آشام است، به موضوعی بی اهمیت تبدیل شده است و هیچ تاثیر جدی در روابط باکو – رژیم صهیونیستی نخواهد داشت؟ آیا  این تساهل و “ندیده گرفتن” و خود را به “ندانستن و ندیدن و نفهمیدن” زدن ، نتیجه سال ها تبلیغ تساهل و مدارا  و سازش در جمهوری آذربایجان است که به نحوی به جمهوری اسلامی ایران نیز سرایت کرده است؟  آیا ملاجظه کاری و سیاست ورزی در روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان ابعاد ناگفته و اسرارآمیزی دارد که ما ناظران مسایل جمهوری آذربایجان که شاهد و ناظر  نفوذ سرطانی و خطرناک و توطئه آمیز رژیم صهیونیستی هستیم، قادر به درک آن ابعاد اسرارآمیز و ناگفته نیستیم و به همین علت، کرختی و سستی و لاقیدی موجود در مردم جمهوری آذربایجان و دوستان ایرانی شان نسبت به نزدیکی بیش از حد و بی سابقه باکو به رژیم صهیونیستی را  درک نمی کنیم؟

واقعا علت چیست که جامعه و حتی بخشی از انقلابیون و دینداران جمهوری آذربایجان نیز حضور گسترده رژیم صهیونیستی در این جمهوری را عادی تلقی می‌کنند و نزدیکی باکو به این رژیم را نه تنها عادی، بلکه مناسب و لازم نیز می شمارند؟ واقعا ادعای برخی مقامات و رسانه های باکو مبنی بر ایفای نقش مهم اسراییل در بازگردانده شدن بخشی از قراباغ به جمهوری آذربایجان تا آن حد واقعیت دارد که افکار عمومی این کشور نیز اینگونه به حضور اسراییل لاقید و بی اعتنا شده اند و خود را وامدار اسراییل می دانند؟ یا اینکه دروغی به این بزرگی چنان به خورد افکار عمومی داده شده است که خیانتی همچون گشایش دفاتر رسمی باکو نزد رژیم صهیونیستی را به جان دل می خرند و واکنش منفی چندانی در مقابل آن از خود نشان نمی دهند؟ آیا در اطلاع رسانی و روشنگری برای مردم جمهوری آذربایجان فشل و فلج شده ایم که مردم جمهوری آذربایجان نمی توانند سره را از ناسره تشخیص دهند و حتی نزدیکی به رژیم خطرناکی همچون اشغالگران قدس شریف و جنایتکارانی را که روی تمامی جانیان تاریخ را سفید کرده اند، به عنوان موضوعی عادی تلقی می کنند؟

آیا در جریان جنگ دوم قراباغ که باکو و نوکران صهیونیسم در جمهوری آذربایجان شروع به تبلیغات گسترده برای مدیون نشان دادن افکار عمومی جمهوری آذربایجان به رژیم صهیونیستی بخاطر استفاده از تسلیحات  اسراییلی در این جنگ و تلاش برای محبوب کردن این رژیم در افکار عمومی جمهوری آذربایجان، اشتباهی بزرگ صورت گرفت که اکنون لاقیدی مردم این کشور و حتی دینداران و سازمان های اجتماعی و سیاسی مردمی را در مقابل گشایش دفاتر رسمی باکو نزد رژیم صهیونیستی شاهدیم؟

پاسخ این سوال ها هرچه باشد و علت بی تفاوتی به نزدیکی باکو با خطرناک ترین و خونخوارترین جانیان موجود  در جهان هرچه باشد، ابعاد و زیان های این خطر در حدی است که خیرخواهان جمهوری آذربایجان ،ایران و منطقه نمی‌توانند و نباید در مقابل آن سکوت کنند. درست است که ناردارانِ صهیونیست ستیز در جمهوری آذربایجان سالها است که به علت مخالفت با صهیونیسم به غل و زنجیر کشیده است و همچنین سال هاست که  اکثر روحانیون و جوانان مبارزه کننده با نفوذ صهیونیسم در جمهوری آذربایجان در زندان ها به سر می برند، اما نباید فراموش کرد که هویت شیعی مردم جمهوری آذربایجان هنوز نمرده است و از میان همین مردم مظلوم همچنان که هیچ گاه الحاد کمونیستی را بطور قطعی و قلبی نپذیرفت، جوانان و گروه هایی به پا خواهند خواست و فریاد “هیهات من الذله” سر خواهند داد تا ذلت و خواری نزدیکی مقاماتی همچون میکائیل جباروف، وزیر اقتصادی که در مراسم گشایش دفاتر تجاری و گردشگری باکو نزد رژیم صهیونیستی، این رژیم را عامل پیروزی و سربلندی برای مردم جمهوری آذربایجان قلمداد کرد و جمهوری آذربایجان را وامدار و بدهکار همیشگی صهیونیست معرفی نمود، دامن گیر دائمی جمهوری آذربایجان نشود و این کشور را در باطلاق صهیونیسم بیش از این فرو نبرد.