عرفان ایمانی دارستانی
چرا تبریز؟ چرا آذربایجان؟

۱۵ تیر, ۱۴۰۴
چرا تبریز؟ چرا آذربایجان؟

در پی جنگ دوازده‌روزه تحمیلی علیه ایران، و در شرایط آتش‌بس شکننده، زمان آن رسیده تا درباره اهداف دشمن با نگاهی عمیق‌تر تأمل کنیم. یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این است: چرا تبریز، و چرا استان آذربایجان‌شرقی به یکی از اهداف اصلی حملات بدل شد؟

پیوند استراتژیک اسرائیل و باکو؛ خطری نادیده‌گرفته‌شده
جمهوری آذربایجان، تنها دولت همسایه ایران است که روابطی راهبردی با اسرائیل دارد؛ روابطی در حوزه‌های انرژی، نظامی، اطلاعاتی و امنیتی. شریان انرژی اسرائیل از باکو عبور می‌کند و اسرائیل، از همسایگی با ایران برای نفوذ و جاسوسی بهره‌برداری می‌کند. این همکاری‌ها در حمله اخیر نیز نقش کلیدی داشتند.

تبریز؛ هدف اول در شمال‌غرب
تبریز به‌عنوان قلب شمال‌غرب، با زیرساخت‌های حساس نظامی، نخستین هدف دشمن بود. اسرائیل برای از کار انداختن توان راداری منطقه و گشودن مسیر امن برای جنگنده‌ها و پهپادهایش، پایگاه‌های هوایی و تجهیزات ردیابی تبریز را هدف گرفت. تخریب شدید این مراکز، نشان‌دهنده آن است که بدون بهره‌گیری از آسمان جمهوری آذربایجان، این حملات توجیهی نداشتند.

استفاده از پان‌ترکیسم به‌عنوان پیاده‌نظام دشمن
در کنار حمله نظامی، دشمن چشم به بهره‌گیری از عناصر پان‌ترک دوخته بود؛ افرادی که تحت‌تأثیر باکو و آنکارا هستند. حضور گسترده ریزپرنده‌ها در آسمان تبریز، با وجود نبود اتباع مهاجر، نشانگر تلاش برای شناسایی و خرابکاری از درون است.

خیال‌پردازی تجزیه؛ پروژه‌ای ناکام اما زنده
هدف دیگر، ایجاد ناامنی داخلی و شورش قومی در آذربایجان بود. اسرائیل و باکو تصور کردند با تضعیف توان دفاعی ایران، می‌توان بستر حرکت‌های تجزیه‌طلبانه را فراهم کرد. هرچند این سناریو فعلاً شکست خورد، اما زنگ هشدار آن باقی است و غفلت از آن می‌تواند در آینده هزینه‌بار باشد.

زنگزور؛ حلقه گمشده ژئوپلیتیک ایران
در بحبوحه جنگ، باکو به‌دنبال فرصت برای حذف مرز ایران و ارمنستان از طریق فشار بر منطقه زنگزور است. قطع این مرز، خفگی ژئوپلیتیک ایران در قفقاز را در پی خواهد داشت و برنامه‌ای است که از حمایت ترکیه و اسرائیل برخوردار است.

سناریوی خطرناک: اشغال تبریز و دولت دست‌نشانده قومی
در بدبینانه‌ترین تحلیل، حمله به تبریز را می‌توان مقدمه‌ای برای سناریویی بزرگ‌تر دانست؛ شورش قوم‌گرایانه، اشغال زمینی باکو و اسرائیل، و سپس ایجاد یک دولت قومی وابسته. این مدل، مشابه طرح‌هایی است که اسرائیل در سوریه دنبال کرده و اکنون در آذربایجان نیز زمینه آن را جست‌وجو می‌کند.

لزوم تغییر سیاست ایران؛ نگاه از باکو غافل نباشد
جمهوری آذربایجان سال‌هاست که پروژه «آذربایجان جنوبی» را دنبال می‌کند و در کنار ترکیه، به ترویج پان‌ترکیسم در ایران دامن می‌زند. اظهارات مقام‌های باکو درباره اشغال تبریز، صرفاً شعار نیست، بلکه بیانگر رؤیای خطرناکی است.

بنابراین، سیاست ایران در قبال اسرائیل بدون در نظر گرفتن نقش دولت علی‌اف ناقص است. تا زمانی‌که ریشه‌های این همکاری استراتژیک در همسایگی ایران نادیده گرفته شود، امنیت ملی ایران در معرض تهدیدی مستمر باقی خواهد ماند.