نگاهی به زندگی و فعالیّت های تام باراک
تام باراک سفیر امریکا در منطقه کیست و چرا به عثمانی افتخار می‌کند؟

۲۴ تیر, ۱۴۰۴
تام باراک سفیر امریکا در منطقه کیست و چرا به عثمانی افتخار می‌کند؟

این روزها نام توماس باراک سفیر امریکا در ترکیه و فرستاده ویژه در امور سوریه بر سر زبان‌ها است، اظهارات او چه در خصوص موضوع جولانی و تروریست های تحریرالشام، چه در خصوص تعیین تکلیف قسد و نیروهای کُرد و چه در مورد کریدور زنگزور مورد توجه رسانه های منطقه قرار می‌گیرد، باراک در همه این موارد اشاره های شفافی در یک ماه گذشته انجام داده ، به نظر می رسد این حقوقدان ثروتمند عرب- امریکایی به اندازه خود ترامپ در عرصه سیاست رُک‌گو باشد. بیشتر کارشناسان بر این باوراند که در میان چهره‌های پرنفوذ سیاست خارجی آمریکا، تام باراک شخصیتی خاص و کم‌نظیر است؛ مردی با ریشه‌های عربی، ثروتی افسانه‌ای، روابطی فرامرزی و حضوری بحث‌برانگیز در میان معادلات سیاسی خاورمیانه. اکنون او به‌عنوان سفیر ایالات متحده در ترکیه ایفای نقش می‌کند؛ کشوری در قلب بحران‌های ژئوپولیتیک منطقه‌ای اما داستان باراک از کجا آغاز شد و چگونه به این نقطه رسید؟ در سال ۲۰۲۴، جو بایدن برخلاف انتظار بسیاری  تام باراک را به‌عنوان سفیر ایالات متحده در ترکیه منصوب کرد کشوری که در میانه بحران‌های ژئوپلیتیک، تنش‌های ناتو و تحولات سوریه قرار دارد. انتخاب چهره‌ای که به ترامپ نزدیک بود، نشانه‌ای از اولویت‌دادن به تجربه، شبکه‌های فراملّی و درک میدانی از منطقه تلقی شد. باراک از زمان ورودش به آنکارا، کوشیده است روابط ایالات متحده و ترکیه را در حوزه‌هایی مانند امنیت انرژی، همکاری نظامی، و بحران مهاجرت بازتعریف کند.

داستان خانوادگی باراک بخش قابل توجهی از متن مکتوبی را در بر می‌گیرد که او در جلسه تأیید صلاحیتش در کمیته روابط خارجی سنای آمریکا در تاریخ ۱ آوریل برای انتصاب به عنوان سفیر آمریکا در ترکیه ارائه داده است. پدربزرگ‌های او از طرف پدری و مادری، اوایل قرن گذشته از لبنان به آمریکا مهاجرت کرده‌اند. پدربزرگ پدری‌اش، یوسف عبدالله، در سن ۱۲ سالگی، و پدربزرگ مادری‌اش، خلیل شاهین، در سن ۱۴ سالگی مهاجرت کرده‌اند. بنا به گفته خود باراک، این مهاجرت حدود سال ۱۹۰۰ میلادی رخ داده است.  یوسف کوچک‌ترین فرزند از ۹ فرزند (شش پسر) خانواده‌ای پرجمعیت بوده است. در آن سال‌ها، لبنان شاهد درگیری‌های خونین میان مسیحیان و دروزی‌ها و فقر گسترده بود. مادر یوسف تصمیم می‌گیرد برای آینده‌ای بهتر، پسرش را راهی آمریکا کند. به روایت باراک، مادرش به‌عنوان خدمتکار در خانه متصرف لبنانی منصوب‌شده از سوی دربار عثمانی در استانبول کار می‌کرده است. او از این مقام کمک می‌خواهد تا پسرش را به آمریکا بفرستد. متصرف نیز کمک می‌کند: برای یوسف گذرنامه می‌گیرد و ۲۰ لیره عثمانی نیز به‌عنوان پول سفر به او می‌دهد. کشتی پستی که یوسف عبدالله را حمل می‌کند، از بیروت حرکت کرده و در ناپل پهلو می‌گیرد. او در آنجا به کشتی مسافربری «اس‌اس پاتریا» منتقل می‌شود. این پسر ۱۲ ساله که تنها سفر می‌کند، یادداشتی به پیراهنش سنجاق شده بود که به عربی روی آن نوشته شده: «از این‌که مرا پذیرفتید، متشکرم.» تنها ۱۳ لیره عثمانی در جیبش داشت. به این ترتیب پدر بزرگ او وارد خاک امریکا شد و با تاسیس یک مغازه بقالی آغاز کرد. به نظر می رسد تام باراک چهره مهمی در دوران اخیر و ورود جهان به نظم جدید ژئوپلیتیکی خواهد بود و تصمیمات و خاطرات تاریخی که شخصیت او را برساخته اند می‌توانند در تصمیمات و نوع نگاه وی به جهان و تحلیل رویدادهای منطقه موثر واقع شوند و در نهایت به یک ادراک معین شکل دهند.

حقوقدان علاقه‌مند به املاک

تام باراک در ۲۱ آوریل ۱۹۴۷ در لس‌آنجلس به دنیا آمد. خانواده او از مسیحیان مارونی لبنان بودند؛ مهاجرانی از روستای وادی‌النعمان، واقع در نزدیکی شهر تاریخی بعلبک. پدربزرگ و مادربزرگش در پی ناآرامی‌های اواخر دوره عثمانی به آمریکا مهاجرت کرده بودند. خانواده باراک به‌شدت به ریشه‌های خود پایبند بودند، گرچه تام در فضای فرهنگی کاملاً آمریکایی رشد کرد.
در دوران نوجوانی، با کار در باغ‌های پرتقال جنوب کالیفرنیا روزگار می‌گذراند و از همان زمان به زبان اسپانیایی مسلط شد. این علاقه‌مندی به زبان‌ها بعدها نیز ادامه یافت؛ به‌طوری‌که به زبان‌های فرانسوی، عربی و حتی برخی زبان‌های ترکی مسلط شد.

پس از اتمام تحصیلات در رشته حقوق از دانشگاه کالیفرنیا، باراک در دهه ۱۹۷۰ به‌عنوان مشاور حقوقی به عربستان سعودی رفت و برای خانواده سلطنتی این کشور کار کرد. این حضور آغازگر شبکه‌ای از روابط نزدیک با حاکمان جهان عرب شد؛ روابطی که دهه‌ها بعد، او را در مرکز رویدادهای مهم سیاسی و اقتصادی قرار داد. او همچنین مدتی به‌عنوان معاون وزیر کشور در دولت ریگان خدمت کرد و به‌تدریج وارد عرصه سرمایه‌گذاری در بخش املاک شد. در دهه ۱۹۹۰، تام باراک شرکت کلونی کپیتال (Colony Capital) را بنیان نهاد؛ شرکتی که بعدها به یکی از بزرگ‌ترین هلدینگ‌های سرمایه‌گذاری در حوزه املاک، هتل‌ها و استراحتگاه‌های لوکس در آمریکا، اروپا و خاورمیانه بدل شد. از خرید املاک لوکس در فرانسه و موناکو گرفته تا مدیریت دارایی‌های هتل‌های معروف مانند فِرِمونت در لاس‌وگاس و حتی دارایی‌های مرتبط با مایکل جکسون، باراک به‌عنوان میلیاردر خوش‌نامی در عرصه املاک شناخته شد.

دوستی با ترامپ و لابی‌گری برای امارات: سیاست در سایه ثروت

تام باراک و دونالد ترامپ، دو چهره‌ ثروتمند و بانفوذ در جهان تجارت آمریکا، رابطه‌ای دیرینه و پر فراز و نشیب داشته‌اند. این دو از دهه ۱۹۸۰ در حوزه معاملات املاک در نیویورک با یکدیگر آشنا شدند؛ جایی که باراک به‌عنوان سرمایه‌گذاری با روابط جهانی، اغلب با سرمایه‌گذاران خاورمیانه‌ای کار می‌کرد و ترامپ، در تلاش بود برند املاک خود را جهانی کند. با گذشت زمان، دوستی آن‌ها از سطح کاری فراتر رفت. باراک در مقاطع مختلف به‌عنوان مشاور غیررسمی ترامپ عمل می‌کرد. در سال ۲۰۱۶، او یکی از اصلی‌ترین حامیان کمپین انتخاباتی ترامپ بود و ریاست کمیته مراسم تحلیف او را برعهده گرفت—نقشی که بعدها محور تحقیقات جنجالی قرار گرفت.

نقش باراک در لابی‌گری به نفع امارات متحده عربی (UAE) یکی از حساس‌ترین و جنجالی‌ترین پرونده‌های پس از روی کار آمدن دولت ترامپ بود. وزارت دادگستری ایالات متحده در سال ۲۰۲۱ اعلام کرد که باراک به‌طور مخفیانه به‌عنوان “عامل خارجی” برای امارات فعالیت می‌کرده است، بدون اینکه طبق قانون ثبت نمایندگان خارجی (FARA) خود را معرفی کند. این اتهام، شامل تلاش برای تأثیرگذاری بر سیاست خارجی آمریکا به نفع ابوظبی، انتقال اطلاعات حساس به مقامات اماراتی، و حتی نگارش سخنرانی‌هایی برای ترامپ بود که در آن منافع امارات لحاظ شده بود.

یکی از مهم‌ترین نقاط تمرکز این پرونده، روابط نزدیک باراک با محمد بن زاید آل نهیان، ولیعهد وقت ابوظبی (و رئیس دولت فعلی امارات) بود. بنا بر شواهد دادستانی، باراک از جایگاه خود به‌عنوان فردی مورد اعتماد ترامپ استفاده می‌کرد تا اولویت‌های امارات را در دولت جدید آمریکا پیش ببرد. این اقدامات شامل تلاش برای تأثیرگذاری بر مواضع آمریکا درباره قطر، ایران، و همچنین در زمینه قراردادهای تسلیحاتی و همکاری‌های امنیتی منطقه‌ای بود. در اسناد منتشرشده دادگاه آمده که باراک حتی یک تلفن اختصاصی رمزگذاری‌شده از طرف امارات دریافت کرده بود تا با مقام‌های ابوظبی در تماس باشد. در یکی از پیام‌های ردوبدل‌شده، مشاور اماراتی به باراک گفته بود: «تو مثل یک اماراتی واقعی برای ما هستی.»

اما علی‌رغم همه این ادعاها، باراک در سال ۲۰۲۲ در دادگاه فدرال نیویورک از تمام اتهامات تبرئه شد. او دفاعیه‌ای موفق ارائه کرد و هیئت منصفه را قانع کرد که اقداماتش مبتنی بر روابط دوستانه و تعاملات شخصی بوده و قصد نقض قانون نداشته است. با این حال، این پرونده تصویر روشنی از نحوه گره‌خوردن سرمایه، قدرت، دیپلماسی پنهان و نفوذ خارجی در ساختار سیاست آمریکا را به نمایش گذاشت. از نگاه بسیاری از ناظران، باراک به‌واسطه پیوندهایش با جهان عرب، به‌ویژه امارات و عربستان، به مهره‌ای کلیدی در حلقه مشاوران غیررسمی ترامپ در حوزه غرب آسیا بدل شده بود. او پل ارتباطی میان حاکمان خودکامه منطقه و نظام سیاسی آمریکا بود؛ پلی که گاه از مسیر قانون می‌گذشت و گاه در حاشیه‌ آن حرکت می‌کرد.

علاقه به ریشه های عثمانی

باراک در سخنرانی‌ها و اظهارات خود گاه از واژگانی استفاده می‌کند که نزد برخی ناظران به تمایلات نئو‌عثمانی تعبیر شده است. او از «مصنوعی بودن مرزهای پس از جنگ جهانی اول» سخن گفته، از «ضرورت بازگشت به راه‌حل‌های بومی و منطقه‌ای» حمایت کرده و از برخی پروژه‌های منطقه‌ای آنکارا، به‌ویژه در آسیای مرکزی، به‌گرمی یاد کرده است. این مواضع با توجه به پیشینه عربی، آشنایی با فرهنگ عثمانی و روابط نزدیک با جهان ترک، بازتابی دوگانه داشته: برخی آن را نگاه عمل‌گرایانه می‌دانند و برخی دیگر نشانه‌ای از همدلی با روایت‌های ناسیونالیستی در ترکیه و منطقه.

تام باراک نه‌تنها یک سرمایه‌دار جهانی و دیپلمات کهنه‌کار است، بلکه چهره‌ای است که بارها از تحسین خود نسبت به فرهنگ، معماری، تاریخ و حتی سیاست‌ورزی دوره عثمانی سخن گفته است. در گفتگوهایی که با رسانه‌های ترک یا اندیشکده‌های منطقه‌ای داشته، گاه از واژه‌هایی استفاده کرده که حاکی از شناخت عمیق و نوعی شیفتگی نسبت به نظم تاریخی عثمانی بوده است.

او در یکی از نشست‌هایش در آنکارا گفته بود: «میراث عثمانی صرفاً به جغرافیا مربوط نیست، بلکه به شیوه‌ای از مدیریت فرهنگی، تنوع‌پذیری، و ایستادگی در برابر آشوب تعلق دارد». برخی ناظران ترک، از جمله روزنامه‌نگاران نزدیک به حلقه‌های اسلام‌گرای دولت اردوغان، او را «دارای ژن عثمانی» توصیف کرده‌اند. این تعبیر، البته بیشتر جنبه نمادین دارد، اما بر علاقه آشکار او به گفتمان‌های منطقه‌ایِ برخاسته از سنت سیاسی عثمانی تأکید دارد. باراک خود در یک مصاحبه غیررسمی با نشریه‌ای در استانبول گفته بود که اجدادش از بعلبک و وادی‌النعمان، در دوران حکومت عثمانی به‌شدت با ساختار خلافت مرتبط بودند و حس تعلق تاریخی به تمدن اسلامی-عثمانی، بخشی از حافظه خانوادگی اوست. او همچنین با تحسین از نهادهایی مانند “دیوان همایون” و مفاهیمی چون “نظام ملت‌ها” در امپراتوری عثمانی یاد کرده و آن را با سیاست‌های چندفرهنگی در آمریکا مقایسه کرده است. در سیاست خارجی نیز، او خواستار «مدیریت منطقه‌ای بحران‌ها توسط قدرت‌های بومی، به‌ویژه ترکیه»، بوده است؛ رویکردی که نزد برخی ناظران به نوعی بازسازی نقش منطقه‌ای عثمانی تعبیر شده. در این چارچوب، برخی از تحلیلگران می‌گویند باراک به‌گونه‌ای از “عثمانی‌گرایی فرهنگی” پایبند است؛ نه به‌معنای احیای مرزهای امپراتوری، بلکه در قالب یک چارچوب ذهنی برای فهم نظم، هویت و سیاست در غرب آسیا.

انتقاد از نقش سنتّی غرب در شکل‌دهی به ژئوپلیتیک مرزها در خاورمیانه

او هنگام صحبت درباره مسائل لاینحل خاورمیانه، همواره ریشه این مشکلات را به صد سال پیش بازمی‌گرداند و با نادیده‌ گرفتن توازن‌های پیچیده‌ای که میان ملت‌ها و جوامع ساکن در سرزمین‌های عثمانی سابق برقرار بوده، غربی‌ها را به دلیل طراحی این منطقه با خط‌کش و بر اساس تصورات خودشان، سرزنش می‌کند. به‌عنوان نمونه، او در یک پست شبکه اجتماعی «ایکس» (X) در تاریخ ۲۵ مه، با ذکر نام، توافق‌نامه‌ای را که طی جنگ جهانی اول، در سال ۱۹۱۶، میان دیپلمات/نظامیان انگلیسی و فرانسوی، مارک سایکس و فرانسوا ژرژ-پیکو، برای تقسیم سرزمین‌های عثمانی بر روی نقشه منعقد شد ــ توافقی که مرزهای بسیاری از کشورهای امروز خاورمیانه را شکل داده است ــ با این عبارات نقد می‌کند:

«صد سال پیش، غرب نقشه‌ها، رژیم‌های قیمومیتی، مرزهایی که با قلم ترسیم شده بودند و حکمرانی بیگانه را به منطقه تحمیل کرد. سایکس–پیکو، سوریه و منطقه را نه برای صلح، بلکه برای اهداف امپریالیستی تقسیم کرد. این اشتباه به نسل‌ها تحمیل شد. ما اجازه تکرار آن را نخواهیم داد. دوران مداخله‌جویی غرب پایان یافته است. آینده، بر پایه راه‌حل‌های منطقه‌ای مبتنی بر مشارکت و دیپلماسی خواهد بود.»

نکته طنزآمیز ماجرا این است که شخصی که با این سخنان غرب، یا دقیق‌تر بگوییم اروپا را مسئول وضعیت فعلی خاورمیانه معرفی می‌کند، توماس (تام) باراک است؛ سفیر کنونی بزرگ‌ترین قدرت نظامی دنیای غرب، یعنی ایالات متحده آمریکا، در آنکارا. در حالی که کشوری که او نمایندگی‌اش را بر عهده دارد، کارنامه‌ای بسیار تاریک در خاورمیانه دارد. موضع انتقادی باراک نسبت به غرب (بخوانید اروپا) در موضوع خاورمیانه، را می‌توان با سیاست‌های ترامپ درباره منطقه مرتبط دانست. مثلاً در جریان سفر وی در اواسط ماه مه گذشته به عربستان سعودی، شاهد آن بودیم که رئیس‌جمهور وقت آمریکا از «مداخلات غرب در منطقه» به‌نوعی انتقاد کرد. این رویکرد، یکی از عوامل شکل‌دهنده به نگاه سفیر است. اما فراتر از سیاست‌های ترامپ، می‌توان در پس‌زمینه اظهارات باراک ردپای ریشه‌های عثمانی او را نیز یافت. دست‌کم، گفته‌هایش چنین نگاهی را بازتاب می‌دهد. وقتی صحبت از خاورمیانه می‌شود، باراک مرتب به ژن‌های عثمانی در شجره‌نامه خانوادگی‌اش اشاره می‌کند، از گذشته عثمانی‌اش با افتخار یاد می‌کند و ثروت و شکوه آن دوران را برجسته می‌سازد. تام باراک از تبار عرب–آمریکایی است. ریشه خانوادگی‌اش به شهر زحله در لبنان بازمی‌گردد؛ شهری که حدود ۵۰ کیلومتر با بیروت و ۲۰ کیلومتر با مرز سوریه فاصله دارد. زحله یکی از مناطقی است که بالاترین تراکم جمعیت مسیحی را در لبنان دارد. در میان مسیحیان، خانواده باراک از پیروان کلیسای کاتولیک شرقی مارونی هستند که گروه مهمی را تشکیل می‌دهند. زحله که بخشی از دره بقاع است، در جریان جنگ داخلی سوریه که از ۲۰۱۱ آغاز شد، پذیرای موج بزرگی از پناه‌جویان سوری شد. از قضا، امروز تام باراک که ریشه‌اش به زحله می‌رسد، نه‌تنها سفیر آمریکا در آنکاراست، بلکه نماینده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا در امور سوریه نیز هست و از دسامبر گذشته، برای شکل‌دهی وضعیت سوریه مطابق با نگاه واشنگتن، مشغول فعالیتی فشرده است.

چهره‌ای میان سه جهان

تام باراک را می‌توان در تلاقی سه دایره مهم دید: آمریکا، جهان عرب، و ترکیه. او نماینده سرمایه‌داری جهانی‌شده، مهاجرت شرقی، و پیوندهای ژئوپولیتیک است؛ مردی با زبان‌های بسیار، روابطی فراگیر، و جاه‌طلبی سیاسی که از وادی‌النعمان تا قلب ناتو، حضوری مؤثر دارد. چه او را سیاست‌مداری فرصت‌طلب بدانیم، چه میانجی فرهنگی یا سرمایه‌داری باهوش، نمی‌توان تأثیر او را در تحولات امروز خاورمیانه و سیاست خارجی ایالات متحده نادیده گرفت.