
اکونومیست با لحنی که حکایت از خوشحالی از کاهش نفوذ روسیه و به طور ضمنی ایران دارد در گزارش ویژه خود نوشت: هزینهٔ تجاوز مسلحانه به اوکراین همچنان برای روسیه در حال افزایش است. و این هزینه تنها به سربازان کشتهشده و خسارات اقتصادی محدود نمیشود، بلکه شامل از دست رفتن نفوذ ژئوپلیتیکی نیز هست. یکی از مهمترین پیامدهای جنگ اوکراین برای روسیه، به نوشتهٔ اکونومیست، از دست دادن نفوذ در قفقاز جنوبی بوده است. قفقاز جنوبی، یا بهاصطلاح روسها «ماوراءقفقاز»، منطقهای است نسبتاً کوچک از نظر وسعت و جمعیت، اما از نظر ژئوپلیتیکی بسیار مهم. این منطقه در حال حاضر میان سه کشور گرجستان، آذربایجان و ارمنستان تقسیم شده است. همانگونه که نویسندهٔ این مقاله اشاره میکند، این ناحیه که میان دریای سیاه و دریای خزر، اروپا و آسیا واقع شده، در تقاطع امپراتوریهای تاریخی عثمانی، ایرانی و روسی قرار دارد. و امروزه نیز همچنان از اهمیت برخوردار است.
اکونومیست مینویسد: «جنگ پوتین علیه اوکراین بهطور ناخواسته به پایان مناقشهای انجامیده که تاکنون غیرقابل حل مینمود؛ مناقشهای میان آذربایجان و ارمنستان، که اکنون در تلاشاند از زیر نفوذ روسیه خارج شوند و با ترکیه صلح کنند» جمهوری آذربایجان، که از میان سه کشور منطقه از بیشترین جمعیت و قدرت نظامی برخوردار است، در سالهای اخیر نسبت به قدرت خود آگاهتر شده و سیاستی بسیار سختگیرانهتر در قبال روسیه اتخاذ کرده است. بخشی از این تحول به این دلیل است که باکو در همکاریاش با ترکیه و اسرائیل احساس قدرت بیشتری میکند کشورهایی که، هر یک بهطور مستقل از دیگری، جمهوری آذربایجان را متحدی استراتژیک در تقابل خود با ایران میدانند. تنها گرجستان است که با وجود آنکه تا همین اواخر اروپامدارترین کشور قفقاز جنوبی بهشمار میرفت اکنون در حال حرکت به سوی نزدیکی با روسیه است، نویسندهٔ مقاله تأکید میکند.
با اینحال، روند اصلی در منطقه، آشتی تدریجی میان ارمنستان و آذربایجان است. در دهم ژوئیه، رهبران دو کشور دیداری مهم داشتند که امیدها به عادیسازی بیشتر روابط را زنده کرده است. اکونومیست مینویسد: «صلح میان ارمنستان و آذربایجان، ارمنستان را وارد کریدور موسوم به “کریدور میانی” برای تجارت و انرژی میکند؛ مسیری که چین و آسیای مرکزی را به اروپا متصل میسازد، با دور زدن روسیه. این مسیر بهویژه از آنرو برای امنیت انرژی اروپا اهمیت دارد که گرجستان به شریکی کمتر قابل اعتماد تبدیل شده است.»

روسیه در تلاش است تا این روند را متوقف کند، از طریق اعمال فشار بر سه کشور قفقاز جنوبی، چرا که این منطقه را در حوزهٔ نفوذ خود میبیند. اما بهنوشتهٔ این نشریه، سرعتی که با آن مسکو در حال از دست دادن این نفوذ است، واقعاً شگفتانگیز است. مناقشهٔ ارضی حلنشده میان باکو و ایروان، ابزاری مهم در اختیار مسکو قرار داده بود تا بتواند بر هر دو طرف تأثیر بگذارد. اما همهٔ این دسیسههای ژئوپلیتیکی در زمانی بد برای روسیه اتفاق افتاد—زمانیکه یورش برقآسای پوتین در اوکراین شکست خورد و مسکو مجبور شد تمام تلاش خود را بر جنگی فرسایشی متمرکز کند.
چنانکه اکونومیست مینویسد، این وضعیت به آذربایجان اجازه داد تا بهسرعت کنترل قراباغ را که در اشغال ارمنستان بود بازپس گیرد، و اکنون باکو «در پی آن است که با مسکو همچون یک طرف برابر، نه زیردست، تعامل کند.»
اما ارمنستان معتقد است که روسیه به آن خیانت کرده، زیرا در حفظ قراباغ بهطور قاطع مداخله نکرد. اگرچه این شکست، برای ارمنیان تلخ و سنگین بوده و تقریباً بهعنوان فاجعهای ملی تلقی میشود اما از سوی دیگر، از دست رفتن قراباغ، ارمنستان را از مناقشهای رهایی بخشید که دلیل انزوای بینالمللی آن و اتحاد اجباریاش با روسیه بود. اکنون امید پوتین این است که «سناریوی گرجستان» را در ارمنستان پیاده کند: با بهقدرت رساندن دولتی ارتجاعی و ضدغربی در انتخابات آینده. ایروان بهتازگی اعلام کرده که برنامهریزی برای یک کودتای احتمالی که قرار بوده در سپتامبر انجام شود را خنثی کرده است.