
دکتر احمد کاظمی، استاد حقوق بین الملل در گفتگو با برنامه ثریا شبکه یک سیما به موضوعات مهمی در خصوص کریدور جعلی ناتو در استان سیونیک و تلاش برای اجرای آن اشاره کرد. در ادامه بخش های مهم این گفتگو را گزارش خواهیم کرد:
تلاش شبکه نفود برای عادی سازی کریدور تورانی ناتو
« نکته بسیار مهمی که باید توجه داشت این است که در فتنه های ژئوپلتیکی که الان ما در حوزه قفقاز داریم، آنچیزی که شرایط را پیچیده تر می کند، در واقع نبرد ادراکی و شناختی است. مقام معظم رهبری در دیداری که با آقای پوتین و اردوغان در سال 1401 داشتند، بسیار صریح و روشن بطوری که امروز پس از گذشت سه سال از آن اظهارات واقعا دوراندیشی و بصیرت آن اظهارات به وضوح دیده می شود، فرمودند که راه ارمنستان، یک شاهراه چندهزار ساله تاریخی است. واقعیت همینطور است. ما از دوره ای که کتیبه بیستون را داریم، نام ارمنستان را هم در همان کتیبه داریم. طبیعتا مشخص است که ایران با هر گونه تغییرات ژئوپلتیک در این شاهراه حیاتی هزاران ساله و طرح دالان تورانی ناتو که برای قطع این شاهراه ایران طرحی شده است، مخالفت و جلوگیری خواهد کرد. اما، عاملی که ترکیه و جمهوری آذربایجان روی آن حساب باز کرده اند، این است که از طریق شبکه نفوذ خود در ایران، این مخالفت ایران را بشکنند. متاسفانه طی 30 سال گذشته، جمهوری آذربایجان به عنوان یک کشور “لابی ساز” با صرف صدها میلیون دلار پول، روی این موضوع کار کرده است که بتواند نظام تصمیم گیری ما را دچار اخلال کند. یک بار در جنگ دوم قراباغ موفق شدند که این جنگ را که یک طرح آنگلوساکسونی بود، به عنوان جنگ “آزادی خاک اسلام” جا بزنند.
در حالی که در نتیجه آن جنگ مشاهده کردیم که اراضی جمهوری آذربایجان در آن جنگ از ارامنه آزاد شد، اما کل جمهوری آذربایجان به واسطه همین جنگ در اختیار و سیطره رژیم صهیونیستی قرار گرفت. امروز نیز این شبکه جنگ شناختی، درباره طرح دالان جعلی زنگزور سیاست تقلیل و وارونه سازی و خود مقصرنمایی ایران و سانسور را در پیش گرفته است. گویی جمهوری آذربایجان به عنوان نقطه ای تعیین شده است که ما در این حوزه فقط ماشین صدور بخشنامه های سانسور را داریم! این مساله، بسیار خطرناک است. پس از جنگ 12 روزه که واقعا جنگ وجودی بود و جنگ ایران انقلابی و تاریخی و اسلامی است، طبیعتا در مورد اینگونه مباحث باید نگاه ها چندلایه و بسیار پیچیده و دقیق باشد. اما، شبکه نفوذ در این حوزه ، در چند بخش کشور را دچار انحراف نگاه و اشتباه در تصمیم گیری کرده است: یک- درباره واکنش به ابعاد گسترده طرح بین المللی شیعه ستیزی در جمهوری آذربایجان. بدبختانه این کشور در حال استحاله توسط صهیونیست ها و تکفیری ها و وهابی ها و نورچی ها و ماسونی ها و گولنی و تبشیری ها است. دوم- درباره طرح ایران سیتزی در جمهوری آذربایجان و قفقاز. ایران ستیزی در کتب درسی مدارس تا منابع آموزشی و دانشگاهی جمهوری آذربایجان آموزش داده می شود، اما هیچ چیزی در داخل ایران در این زمینه اطلاع رسانی نمی شود و سانسور می شود. سوم- درباره حضور و نفوذ رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان و قفقاز. تا همین چند روز مانده به جنگ 12 روزه، یک رشته محافل در داخل ایران که کاملا مشخص است با چه اهدافی فعالیت می کنند، کاملا حضور رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان و خطری را که دارد، به شدت تقلیل و انکار می کردند و اساسا منکر چنین حضوری بودند و البته رییس جمهوری اسلامی ایران هم دستور بررسی این موضوع را داده است. در همان جنگ 12 روزه ، انبوهی از اطلاعات مستند در داخل و خارج ، بطور رسمی و غیررسمی و منابع مختلف و مشاهدات و شواهدی که مرزنشینان داشتند، همگی نشان داد که جمهوری آذربایجان متاسفانه به پایگاه منطقه ای رژیم صهیونیستی تبدیل شده است واین مساله، مخاطرات بزرگی را متوجه ایران می کند.»
تلاش باکو برای ایجاد کریدور به نخجوان با رویه حقوقی موجود در مواصلات برونگان های موجود در دنیا مغایرت دارد
در دنیا کشورهای مختلفی وجود دارند که برون بوم یا برونگان هایی را دور از خاک اصلی خود دارند و هیچ یک دارای دالان اتصال کننده از داخل خاک سایر کشورها به این برون بوم ها نیستند. دکتر احمد کاظمی، استاد حقوق بین الملل در گفتگو با برنامه ثریا شبکه یک رسانه ملی با تاکید بر بی منطق و فاقد رویه حقوقی بودن درخواست دولت جمهوری آذربایجان برای اتصال این جمهوری به منطقه نخجوان، گفت: « کریدوری که جمهوری آذربایجان از ارمنستان مطالبه می کند، دالانی به عرض پنج کیلومتر در استان سیونیک ارمنستان و به طول کل مرز ایران و ارمنستان است. از سال 1399 که جنگ دوم قراباغ روی داد، از آن زمان هدف این جنگ به عنوان یک طرح انگلیسی – صهیونی و ظاهرا در پوشش آزادی اراضی جمهوری آذربایجان شروع شد، گرفتن همین اراضی از ارمنستان بود. به همین دلیل ، هم رژیم صهیونیستی و هم ترکیه در صحنه و انگلیس نیز در پشت صحنه ، به صورت نظامی و طراحی نظامی در این جنگ حضور مستقیم داشتند و به دنبال این هستند که ما می خواهیم از خاک اصلی جمهوری آذربایجان به نخجوان یک کریدور داشته باشیم و اتصال میان این دو منطقه برقرار بشود. مبنای این موضوع چیست؟ منطقه نخجوان یک منطقه خودمختار است که اصطلاحا منطقه برونگان یا برون بوم یا آنکلاو نامیده می شود. یعنی منطقه ای که از خاک اصلی کشور خودش جداست. آیا از منظر نظام بین الملل و حقوق بین الملل مناطق برونگان دیگر در دنیا دارای کریدور بوده اند؟ یا فقط جمهوری آذربایجان است که چنین موضوعی را مطرح می کند؟! در دنیا مناطق برونگان زیادی وجود دارد. یکی از این مناطق، منطقه کالنینگراد است که استان جداافتاده روسیه است که به خاک اصلی روسیه اتصال ندارد. روسیه برای رسیدن به کالنینگراد که در ساحل دریای بالتیک قرار دارد، باید از کشورهای بالتیک بخصوص لیتوانی و نیز لهستان عبور کند. این کشورها در گذشته بخشی از خود شوروی یا بلوک شرق بودند. الان روسیه باید به دنبال یک کریدور برای رسیدن به کالنینگراد در فاصله 300 کیلومتری روسیه باشد؟ بهانه جمهوری آذربایجان این است که در گذشته خط آهنی در جنوب ارمنستان در زمان شوروی موجود بوده است و الان جمهوری آذربایجان همان خط آهن و همچنین کریدوری به عرض پنج کیلومتر می خواهد! اگر این منطق را بپذیریم، الان روسیه باید 300 کیلومتر کریدور از لهستان و از لیتوانی بگیرد.
اما، چنین چیزی نیست. روسیه برای رفتن به کالنینگراد از خط آهن استفاده می کند و آن هم با مشکلات متعدد. زیرا، لیتوانی و لهستان عضو اتحادیه اروپا هستند و روسیه به اینها هزینه گمرکی پرداخت می کند. همچنین منطقه ای در داخل قرقیزستان به نام واروخ وجود دارد که متعلق به تاجیکستان است. دقیقا مثل مرز ایران و ارمنستان، فاصله تاجیکستان با واروخ نیز 40 کیلومتر است، ولی قرقیزستان هیچ کریدوری در اختیار تاجیکستان نگذاشته است. آنها هم جزء بلوک شوروی بودند و طبیعتا می توانند چنین ادعایی را داشته باشند! در آنجا، راه عبور و مرور و رفت و آمد وجود دارد و نه کریدور. یک مثال بارز دیگر، آلاسکا است که متعلق به آمریکاست و در شمال قاره آمریکاست و کانادا میان خاک اصلی آمریکا و آلاسکا قرار دارد. طبیعتا آمریکا باید یک کریدور به طول بیش از 2700 کیلومتر از داخل خاک کانادا برای رسیدن به آلاسکا بخواهد؟! به این بهانه که من در آنجا خاک دارم و به کریدور نیاز دارم! این منطق، منطقی است که فقط مختص جمهوری آذربایجان است. یعنی اینکه چون در دوره شوروی در آنجا یک خط آهن وجود داشته، الان هم باید یک کریدور داشته باشم! در دوره شوروی و در دوره قبل از شوروی، خصوص در سال 1918 و 1920 که جمهوری آذربایجان کنونی نیز خود را ادامه دهنده همان مقطع می داند، تحولات زیادی بوده و از جمله، نخجوان اصلا جزء جمهوری آذربایجان نبوده و نخجوان از دوره تزارها بخشی از خانات ایروان بوده، بعد از جدایی از ایران براساس معاهده ننگین ترکمانچای. بنابراین مبنایی که جمهوری آذربایجان مطرح می کند، از نظر رویه بین المللی قابل پذیرش نیست و حقوق بین الملل هم هیچ تعهدی برای کشور ثالث برای ارایه کریدور نداده است. از لحاظ توافق نامه آتش بس 2020 هم در بند 9 آن توافق نامه موضوع خط مواصلاتی مطرح شده است و بحث کریدور مطرح نشده است. ولی جمهوری آذربایجان با فشار نظامی و تهدید و با ائتلاف سازی با ترکیه و رژیم صهیونیستی و البته با حمایت انگلیس، به دنبال این است که مسیر و کریدوری را از ارمنستان برای اتصال جمهوری آذربایجان به نخجوان به دست آورد.
کریدور داوود و دالان تورانی ناتو، متصل کننده تل آویو به باکوست!
دکتر احمد کاظمی، استاد حقوق بین الملل در برنامه ثریا شبکه یک رسانه ملی گفت: « کریدور ارس، کریدوری است که پس از فروپاشی شوروی فعال بوده است. جمهوری آذربایجان در این 34 سال گذشته، از این کریدور بطور رایگان استفاده کرده است و اکنون نیز جمهوری اسلامی ایران براساس سیاست برادرانه خود، مجددا در حال بازسازی و توسعه این کریدور است و آن را با مشخصات فنی جاده جمهوری آذربایجان هماهنگ می کند تا جمهوری آذربایجان بتواند از آن استفاده بیشتری بکند.
در واقع، کریدور ارس مثل یک ساختار دروغ سنج عمل می کند. اگر جمهوری آذربایجان و نخجوان و ترکیه واقعا به دنبال کریدور ترانزیتی هستند، به بحث سیونیک و کریدور جعلی زنگزور و ادعای ارضی علیه ارمنستان و نامیدن این کشور با عنوان جعلی “آذربایجان غربی” توسط رییس جمهوری آذربایجان که اطلاق ادعای ارضی است، نیازی ندارند. کریدور ارس یک مسیر ترانزیتی موجود است. رییس جمهوری شهید ما ، شهید رییسی آخرین دیداری که داشت، در واقع از همین کریدور بود که در بازگشت به شهادت رسیدند و ایران تمامی توان خود را برای احداث این کریدور کرده است. خیلی جای تعجب است که در داخل ایران نیز بجای تبیین درباره کریدور ارس ، در رسانه ها صدها خبر و تحلیل درباره کریدور جعلی زنگزور ، آن هم با همین نام جعلی و بدون رعایت ملاحظات حقوقی آن منتشر می شود، ولی درباره کریدور ارس مطالب منتشر شده خیلی کم است! این هم نشان می دهد که ما در جبهه قفقاز و شمال غرب، در کنار فتنه های میدانی جبهه آنگلوساکسونی، با فتنه های ادراکی و شناختی مواجه هستیم که هدف گذاری آنها روی نظام محاسباتی و تصمیمات ماست. وگرنه، کریدور جعلی زنگزور نه تنها یک کریدور تورانی – ناتویی است – و بحث تورانی و انگلیسی و پان ترکیستی بودن این کریدور را در همین برنامه تلویزیونی به خوبی آقای آیوازیان، وزیر خارجه پیشین ارمنستان مطرح کردند-، بلکه این کریدور، یک کریدور صهیونی نیز است. بعد صهیونی کریدور جعلی زنگزور کجاست؟نجم الدین اربکان، نخست وزیر پیشین ترکیه و رهبر معنوی اسلامگرایان ترکیه و رییس حزب اسلامی رفاه یک صحبتی در سال 1993 یا 1994 میلادی داشتند و در آن سخنرانی مطرح کرده بودند که رژیم صهیونیستی به دنبال یک کریدوری است از فلسطین اشغالی و از طریق لبنان یا اردن به سوریه و از آنجا به سمت عراق و ترکیه. تحولات اخیر در سوریه و مطرح شدن کریدور داوود هم این را نشان داد.
در بحث کریدور داوود و مسایلی که اکنون در منطقه دروزی نشین در جنوب سوریه اتفاق می افتد، به دنبال این هستند که تا اقلیم کردستان عراق و اربیل که از قضا روابط بسیار ویژه ای هم با دولت باکو دارد، کریدوری را ایجاد کنند برای وصل کردن تل آویو به شمال عراق. ولی نکته ای که در رسانه ها مطرح نمی شود، این است که یک شاخه دیگر کریدور داوود به جنوب شرقی ترکیه می رود. همان جنوب شرقی ترکیه که اسراییل در قالب بحث اسراییل بزرگ و طرح “از نیل تا فرات”، ادعای ارضی دارد و اراضی گسترده ای را در آنجا خریداری کرده است و در قالب کلان طرح “گاپ” ، طرح سدسازی های ترکیه حضور دارد. از جنوب شرقی ترکیه ، کریدور داوود وصل می شود به کریدور جعلی زنگزور یا دالان تورانی ناتو! یعنی یک بزرگراهی را از تل آویو تا باکو بجای آلترناتیو کریدور مقاومت اجرا می کنند. اسراییل در همین جنگ 12 روزه، در واقع بخش هوایی این کریدور را در حمله به ایران به نوعی رونمایی کرد».
https://telewebion.com/episode/0x13f77e48