
نویسنده: عبداله بحرالعلومی (دکترای روابط بین الملل، گرایش سیاست و امنیت بین الملل)
مقدمه
منطقه قفقاز به دلیل موقعیت استراتژیک خود، همواره صحنه رقابت و دستاندازیهای قدرتهای منطقهای و فرامنطقه ای بوده است. بعد از عهدنامههای گستان و ترکمانچای و استیلای روسیه تزاری و سپس حکومت کمونیستی شوروی سابق بر قفقاز شاید به ظاهر رقابتها و تداخل منافع بازیگران فرامنطقه ای در قفقاز کمرنگ شد، اما با فروپاشی شوروی سابق که به زعم بسیاری از کارشناسان به نوعی حاصل همان رقابتها و دستاندازی های غرب بود، رقابتها برای نفوذ در این منطقه شدت یافت. برآیند این رقابتها را از لحظه فروپاشی شوروی سابق در صحنه به صحنه تحولات منطقه اعم از جابجایی قدرت در گرجستان، تحولات و کشمکشهای ارمنستان و رخدادهای جمهوری آذربایجان و جنگهای اول و دوم قرهباغ و . . . میتوان به وضوح مشاهده کرد. اما بیگمان طرح «دالان زنگزور» (یا کریدور ترامپ) که طی سالهای اخیر مطرح و اخیرا با امضا توافق واشنگتن وارد مرحله جدیدی شده است، به عنوان چالشبرانگیزترین موضوع ژئوپلیتیکی این منطقه تلقی میگردد. این طرح که به ظاهر با هدف ایجاد یک مسیر ارتباطی از جمهوری آذربایجان به نخجوان از طریق خاک ارمنستان مطرح شده، نه تنها پیامدهای اقتصادی و ترانزیتی سنگینی را در بر میگیرد، بلکه تبعات عمیق امنیتی و ژئوپلیتیکی برای کشورهای منطقه به همراه دارد و میتواند موازنه امنیتی قفقاز جنوبی را بهطور بنیادین و به شکلی مخاطرهآمیز دچار چالش کند. این مقاله با لحاظ حساسیتهای مرتبط با این طرح و با نگاهی تاریخی-تحلیلی، به بررسی ابعاد زیر میپردازد:
– مخاطرات ژئوپلیتیکی دالان زنگزور و رقابت کریدورهای منطقهای.
– نقش مخرب رژیم صهیونیستی و ملاحظات امنیتی ایران.
– مخاطرات مرتبط با بی فرهنگیها و فسادهای اخلاقی آمریکائیها.
۱. دالان زنگزور: طرحی با ابعاد چندلایه
۱-۱. موقعیت جغرافیایی و تاریخی
– استان سیونیک (زنگزور تاریخی) در جنوب ارمنستان، تنها مرز مستقیم این کشور با ایران است. این منطقه در طول تاریخ شاهد تنشهای مرزی بین امپراتوریهای روسیه، عثمانی و ایران بوده است.
– پس از جنگ دوم قرهباغ (۲۰۲۰)، آذربایجان بر بخشهایی از زنگزور ادعای مالکیت کرد، اما کنترل آن همچنان در دست ارمنستان است.
۱-۲. اهداف اقتصادی، رقابت کریدورها و نقاط ضعف
– حامیان طرح (آذربایجان و ترکیه) ادعا میکنند این دالان کریدور ترانزیتی «شرق-غرب» (اروپا-آسیای میانه) را تکمیل میکند و هزینههای حملونقل را کاهش داده و به توسعه اقتصادی منطقه کمک میکند. در حالیکه تحلیلگران مسائل اقتصادی با توجه به حساسیتهای موجود در روابط کشورهای منطقه و در عین حال ملاحظات حاکمیتی آنها با دیدی واقعبینانهتر نقاط ضعف قابل توجهی را در ارتباط با این طرح مطرح میکنند. یکی از این موارد بحث رقابت با کریدور شمال-جنوب INSTC) )2 است که مورد حمایت ایران و روسیه میباشد و در مقایسه با دالان موسوم به زنگزور از مزیتهای بالقوهای هم در بخش اقتصادی و هم در مباحث امنیتی برخوردار است.
در عین حال نباید از وابستگی بیش از حد آذربایجان به ترکیه در این خصوص غافل بود. این پروژه میتواند وابستگی باکو به آنکارا را در ابعاد اقتصادی، امنیتی و استراتژیک افزایش دهد. در بخش اقتصادی باید توجه داشت که این مسیر جایگزین کریدور ایران (از طریق جلفا) و کریدور روسیه (از طریق گرجستان) میشود و آذربایجان را بیش از حد به زیرساختهای ترکیه وابسته میکند. و در عین حال ترکیه میتواند با کنترل این مسیر، جریان کالا، انرژی و سرمایه جمهوری آذربایجان را تحت سیطره و تأثیر خود قرار دهد. همچنین موضوع انحصار ترکیه بر صادرات انرژی جمهوری آذربایجان نیز بحثی بسیار جدی در این خصوص است. در حال حاضر، خطوط لوله TANAP 3 و BTC (باکو-تفلیس-جیهان) گاز و نفت آذربایجان را از طریق ترکیه به اروپا میرسانند. دالان زنگزور میتواند حلقه مکمل این شبکه باشد و ترکیه را به هاب انرژتیک غیرقابل جایگزین برای جمهوری آذربایجان تبدیل کند که در بلند مدت خوشایند مردم این کشور و حتی هیئت حاکمه آن نخواهد بود. در صورت اختلافات احتمالی بین دو کشور که در اصول روابط بینالملل امری ناگزیر است، ترکیه میتواند از این اهرم برای فشار اقتصادی استفاده کند. در عین حال از نظر امنیتی و نظامی نیز وابستگی امنیتی آذربایجان به ترکیه به سطح جدیدی ارتقا پیدا میکند و استقلال عمل نظامی باکو کاهش پیدا میکند. زیرا احتمالاً برای حفاظت از این کریدور، هم ترکیه و هم امریکا نیروهای امنیتی یا نظارتی مستقر خواهند کرد (مانند مدل موجود در قرهباغ). که این موضوع نیز خواه ناخواه باعث میشود آذربایجان در حوزه امنیتی نیز به ترکیه وابستهتر شود. همچنین ترکیه ممکن است به موازات امریکا تجهیزات و سیستمهای نظارتی پیشرفته را در این مسیر نصب کند (مانند سیستمهای راداری و پهپادی). که این هم به معنای آن خواهد بود که جمهوری آذربایجان برای حفظ امنیت دالان، نیازمند پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی دیگران از جمله ترکیه خواهد بود. بیگمان در چنین روندی امکان مانور دیپلماتیک مستقل جمهوری آذربایجان در معادلات سیاسی منطقه کاهش مییابد و این کشور ، به دنبالهروی از ترکیه محکوم میشود.
– نگرانیهای عمده ارمنستان در مورد سیونیک با مسائلی از قبیل تهدیدات بالقوه این کریدور، نقض تمامیت ارضی، تغییر موازنه قوا، قطع ارتباط مرزی با ایران، فشارهای داخلی، تنشهای مرزی و روند سیاست نظامیگری در منطقه مرتبط است.
از زمانی که موضوع دالان زنگزور طرح گردید نگرانی عمده ارمنستان این بود که ایجاد کریدور مذکور توسط آذربایجان، بدون کنترل ارمنستان، منجر به قطع ارتباط زمینی این کشور با ایران و تضعیف حاکمیت آن بر استان سیونیک شود و در نتیجه تعادل قوا در منطقه به نفع آذربایجان و ترکیه تغییر یابد. همچنین ارمنستان به شدت نگران نقض تمامیت ارضی خود از سوی آذربایجان و ترکیه است. تنشهای مرزی و درگیریهای پراکنده در طول مرزهای سیونیک با آذربایجان، این نگرانی را تشدید میکند. ارمنستان معتقد است که ایجاد کریدور زنگهزور و تقویت حضور نظامی آذربایجان و ترکیه در منطقه، میتواند تعادل قوا در قفقاز جنوبی را به ضرر ارمنستان تغییر دهد و این کشور را در برابر تهدیدات امنیتی آسیبپذیرتر کند. همچنین نگرانی از قطع ارتباط زمینی ارمنستان با ایران و به تبع آن محدود شدن دسترسی ارمنستان به بازارهای مهم و مسیرهای تجاری از دیگر نگرانیهای ارمنستان است. از سوی دیگر فشارها و نگرانیهای داخلی در ارمنستان در مورد از دست دادن سیونیک و تأثیر آن بر امنیت ملی، میتواند دولت این کشور را تحت فشار قرار دهد و این موضوع استعداد این کشور در اقدامات رادیکالتر را افزایش میدهد. تداوم تنشها و درگیریهای مرزی بین ارمنستان و آذربایجان، به ویژه در اطراف سیونیک نیز نشان میدهد که توافقنامههای موجود شکننده هستند و احتمال وقوع درگیریهای بزرگتر وجود دارد. این در حالیست که هر دو کشور(جمهوری آذربایجان و ارمنستان) در حال تقویت نیروهای نظامی خود هستند که این امر نیز میتواند منجر به تشدید تنشها و افزایش احتمال درگیریهای مسلحانه شود.
۱-۳. پیامدهای ژئوپلیتیکی
طرح دالان زنگزور نه تنها یک پروژه ترانزیتی، بلکه یک ابزار تغییر موازنه قدرت در قفقاز است. در تحلیل مخاطرات و پیامدهای ژئوپلیتیکی این طرح و رقابت آن با کریدورهای موجود، میتوان به نکات کلیدی زیر اشاره کرد:
– تهدید نفوذ روسیه و پیامدهای احتمالی آن: طبیعی است که مسکو نگران کاهش نقش خود در قفقاز باشد. زیرا اولا خود را به عنوان «حافظ امنیت ارمنستان» معرفی میکند و از دیگر سو قفقاز را حیاط خلوت خود میداند. بسیاری از کارشناسانِ قفقاز و کشورهای اوراسیا بر این باورند که اهرمهای مؤثر روسیه در کشورهای تازه استقلال یافته بسیار بیشتر از آن چیزیست که در برآوردهای سیاسی به آن اشاره میگردد. وجود آموزشکدههای روسی، ترکیب جمعیتی، در هم تنیدگی امنیتی-اقتصادی تا حضور سهم اعظمی از ثروت الیگارش4های این کشورها در روسیه، بخشی از این اهرمها میباشند.اتفاقات اخیر در قرقیزستان، قزاقستان، گرجستان و… در سالهای اخیر نیز مؤید این مسئله میباشد. گرچه اتفاقات چند سال اخیر کشورهای قرقیزستان و قزاقستان با حمایت و برنامههای چند لایه غرب ایجاد و مدیریت گردید و گمان میرفت که تحولات به سود جریانات غرب ختم گردد، لیکن روسیه با حضور خود در این کشورها و تنها در مدت یک ماه توانست جریان تحولات را به نفع اهداف و نیروهای وابسته به روسیه هدایت کند.5 این کارشناسان بر این باورند روسیه در مناطقی چون قفقاز که حیاط خلوت این کشور بشمار میرود و دارای منافع استراتژیک اقتصادی، سیاسی و امنیتی میباشد، نمیتواند نسبت به ایجاد این کریدور و حضور آمریکا و ناتو در این منطقه بیتفاوت باشد و در حد یک نظارهگر صرف باقی بماند. این مسئله به قدری جدیست که برخی از کارشناسان نظامی_امنیتی روسیه، حتی حملهٔ قریب الوقوع به کشور آذربایجان را امری معقول و ممکن میدانند.
– انزوای ارمنستان: همانگونه که در بخش نقاط ضعف و بویژه بحث نگرانیهای ارمنستان نیز اشاره شد، قطع ارتباط زمینی ارمنستان با ایران، این کشور را به محاصره ترکیه و آذربایجان در میآورد. اغلب تحلیلگران مسائل قفقاز بر این باورند که نخست وزیر ارمنستان حاکمیت کشور خود را در ازای «وعدههای متزلزل غربیها» معامله کرده است و با واگذاری کنترل یک شریان حیاتی، کریدور زنگزور، برای ۱۰۰ سال به آمریکا (احتمالاً از طریق یک شرکت خصوصی)، امیدوار است از ترکیه و آذربایجان مصون بماند، اما این اقدام «کَندن گور ژئوپلیتیکی برای ارمنستان» است. زیرا آمریکا در حال حاضر کشوری نیست که بخواهد و یا بتواند از کسی محافظت کند. در واقع نیکول پاشینیان در حال قطع پیوندهای دیرینه با روسیه و بلوک اوراسیا است و به امید پیوستن به گروهی است که شاید هرگز درهایش را به روی ارمنستان باز نکند.6
– تهدید منافع ایران: تغییر مرزهای ژئوپلیتیک و نزدیکی پایگاههای ناتو به مرزهای شمال غربی ایران. برای نشان دادن عمق این تهدید کافیست به موضع شفاف موسسه پیشبینیهای راهبردی استراتفور7 آمریکا در سال ۱۳۹۱ (بیش از یک دهه پیش) اشاره کنیم که به صراحت تمام اعلام کرده بود: “هر دولتی که بتواند کریدور زنگزور را کنترل کند، میتواند قدرت خود را به حوزه نفوذ ترکیه در آناتولی، حوزه نفوذ روسیه در قفقاز جنوبی و مستقیماً به قلب قلمرو فرهنگی ایران تسری دهد.”
از همین روست که تحلیلگران مسائل قفقاز تاکید دارند که طرح TRIPP8 یا «جاده ترامپ» بیش از یک پروژه اقتصادی، یک جنگ ترکیبی تمامعیار علیه امنیت، اقتصاد و تمامیت ارضی ایران است که طبعا عکسالعملهای متناسب دیپلماتیک و حتی مداخلات احتمالا نظامی ایران را میتواند در پی داشته باشد. اقداماتی که حتی در چهارچوب قواعد حقوق بین الملل نیز کاملا قابل توجیه و استناد خواهد بود.9 کما اینکه دکتر علی اکبر ولایتی مشاور رهبر معظم انقلاب اسلامی در امور بین الملل در موضعی آشکار و قاطعانه بر حق مشروع ایران در دفاع از منافع خود و ملتهای منطقه تاکید کرد. ایشان در یک گفتوگوی مطبوعاتی ، در پاسخ به سؤالی درباره اقدام اخیر دونالد ترامپ، رئیس دولت آمریکا، درباره کریدور موسوم به «زنگهزور» و ادعای او مبنی بر اجاره این گذرگاه به مدت 99 سال، گفت: مگر قفقاز جنوبی یک منطقه بیصاحب است که ترامپ آن را اجاره کند؟ قفقاز یکی از حساسترین نقاط جغرافیایی دنیاست و این گذرگاه نه به دالانی در مالکیت ترامپ، بلکه به گورستانی برای مزدوران ترامپ تبدیل خواهد شد.10
۲. ملاحظات امنیتی ایران و نقش رژیم صهیونیستی
هر چند بازیگران منطقهای همانند جمهوری آذربایجان و ترکیه سعی دارند کریدور زنگزور را به عنوان طرحی منطقه ای جلوه دهند و خود را طراح آن معرفی نمایند اما به زعم تحلیلگران مسائل قفقاز که تحولات چند ساله اخیر خاورمیانه و گستاخیهای افسارگسیخته رژیم صهیونیستی را رصد کردهاند این طرح پل استراتژیک اسرائیل برای عملیات نظامی علیه ایران تلقی میشود. در خصوص ملاحظات ایران و نقش شیطانی رژیم صهیونیستی در این طرح موارد زیر قابل عنایت ویژه ای است:
۲-۱. تهدیدات مستقیم
– قطع مرز ایران و ارمنستان: این کریدور دسترسی ایران به اروپا از طریق قفقاز را محدود میکند و اگر به صراحت بگوییم، تنها مسیر زمینی باقیمانده ایران برای اتصال به ارمنستان و از آنجا به اروپا را قطع میکند.
– نقش رژیم صهیونیستی: یکی از ابعاد کلیدی حمایت رژیم صهیونیستی از کریدور زنگزور، تلاش برای دور زدن محدودیتهای ژئوپلیتیکی موجود در مسیرهای سنتی نفوذ یا تهاجم به ایران است. این رژیم در سالهای اخیر راهبرد «محاصره نرم ایران» را از طریق ائتلافهای منطقهای و بهرهگیری از خاک و حریم هوایی کشورهای همسایه ایران دنبال کرده است. کریدور زنگزور میتواند بهعنوان مسیری برای دسترسی هوایی آزاد به دریای خزر و ورود به خاک ایران مورد استفاده قرار گیرد. این امر بهویژه در شرایطی که رژیم صهیونیستی عملیات نظامی علیه ایران را در دستور کار قرار داده، از اهمیت بیشتری برخوردار میشود. چنانکه در جریان جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی علیه ایران، حملات نظامی متعدد به شهرهای تبریز، اردبیل و سایتهای راداری در شمال غرب ایران، استفاده از حریم هوایی مناطق مرزی ایران با ترکیه و جمهوری آذربایجان گزارش شده است. این حملات، که با بهرهگیری از جنگندهها و پهپادهای رژیم صهیونیستی انجام شده، نشاندهنده استفاده این رژیم از حریم هوایی کشورهای همسایه ایران برای اجرای عملیات نظامی است.
هر چند ایران در قبال ادله و شواهد غیر قابل کتمان در باره نقش جمهوری آذربایجان و ترکیه در تهاجمات تجاوزگرانه اخیر رژیم صهیونیستی علیه مواضع و اماکن خود با سعهصدر برخورد کرد و طبق روال دیپلماتیک خود در قبال همسایه مسلمان خود صبوری پیشه کرد، اما در صورت ادامه روند نقض منافع استراتژیک خود از طرف هر کشوری، ولو همسایه و حتی به اصطلاح برخی “قوم و خویش” خود، بدون وقفه و تعللی از حق مشروع در قبال گستاخی ها استفاده خواهد کرد، چرا که اطمینان کامل وجود دارد که مردم بصیر، مؤمن و ایرانینسب قفقاز نیک میدانند که اقدامات قهرآمیز علیه رژیم و هیئت حاکمهای که حدود خود را رعایت نکند به معنای عداوت با ملت و برادران خونی و دینی نیست، که اگر چنین بود هم اکنون برادران مسلمان در ایران و عراق (که رژیم بعثی آن جنگی هشت ساله را به ملت ایران تحمیل کرد) شانه به شانه حماسه پیادهروی عشق در اربعین حسینی را رقم نمیزدند که دنیایی را در حیرت و شگفتی قدرت همبستگی دلهای عاشق فرو برده است.
– احتمال استفاده از این کریدور برای حمایت از گروههای تجزیهطلب در آذربایجان ایران. این جاده، ترکیه (عضو ناتو) را مستقیماً به دریای خزر و آسیای مرکزی متصل کرده و ایران را به طور کامل دور میزند. این اقدام، نفوذ ترکیه به عنوان بازوی ناتو در منطقه را به شدت افزایش داده و موازنه قوا را به ضرر ایران تغییر میدهد و نیز استقرار آمریکا و تقویت محور پانترکیسم در مرزهای شمال غربی، پتانسیل بالایی برای تحریک گفتمانهای تجزیهطلبانه و ایجاد ناامنی در مناطق آذرینشین ایران را به همراه خواهد داشت که به نوبه خود اقدامات قهرآمیزی از طرف ایران را لابد میسازد و با توجه به سوابق تاریخی مقاومت اقوام ایرانی در برابر تحرکات بیگانه، چالشهایی برای کل منطقه را به دنبال خواهد داشت.
۲-۲. تهدیدات غیرمستقیم
– تغییر موازنه قدرت: همانگونه که در بالا نیز اشاره شد این کریدور صرفاً یک مسیر ترانزیتی یا حمل و نقل نیست بلکه محور جدیدی از جغرافیای قدرت است که میتواند موازنههای سنتی قفقاز جنوبی را بهطور کامل جابهجا کند. به زعم تحلیلگران مسائل قفقاز زمانی که از تغییر نقشه قدرت سخن میگوئیم منظور فقط خطوط مرزی نیست بلکه جریانهای انرژی، مسیرهای تجاری و حتی هویتهای امنیتی کشورهای منطقه را نیز باید مد نظر قرار داد.
– چالشهای امنیت مرزی: خطر قاچاق سلاح و نفوذ عوامل خرابکار از مسیر زنگزور. با توجه به رخدادهای هفتههای گذشته، که مجموعهای از رخدادهای کمسابقه و پرابهام را در بر گرفت و افکار عمومی و تحلیلگران نظامی را بهشدت تحت تاثیر قرار داد، انفجارهای شبانه در بخشهایی از تهران، پرتاب موشکهایی از داخل خاک کشور به اهدافی در همان محدوده و انتشار گسترده ویدئوهایی که نشان میداد منشأ برخی از این حملات از درون ایران بوده، همه نشانههایی از یک واقعیت تلخ بود: زیر پوست پنهان فعالیتهای اقتصادی و تجاری کشور، شبکههایی به وجود آمدهاند که فراتر از قاچاق کالاهای مصرفی، حالا توانایی دخالت در امنیت ملی را پیدا کردهاند. این موضوع با توجه به نقش شیطانی رژیم صهیونیستی در ورای این حوادث ما را در خصوص ظرفیتهای بالقوه طرح امریکائی-صهیونیستی زنگزور یا جاده ترامپ برای گسترش قاچاق سلاح و نفوذ عوامل خرابکار از مسیر زنگزور و منطقه تحت استیلای شرکتهای آمریکائی-صهیونیستی به فکر فرو میبرد.
3- مخاطرات مرتبط با بیفرهنگیها و فسادهای اخلاقی آمریکائیها.
موضوع حضور آمریکاییها در مناطق مختلف جهان و مسائل اخلاقی مرتبط با آن، به ویژه در زمینه جرائم جنسی، سابقهای طولانی دارد که در گزارشهای رسمی، اسناد دولتی و تحقیقات رسانهای متعدد به آن پرداخته شده است. در مورد خطرات احتمالی حضور آنها در منطقه سیونیک که با جمهوری آذربایجان و نخجوان هممرز است و فعالیت و حضور آنها در ارتباط با کریدور زنگزور خواه ناخواه به درون مرزهای جمهوری آذربایجان و نخجوان نیز خواهد کشید، تأثیرات منفی گستردهای را میتواند در پی داشته باشد. در ارتباط با تاثیرات منفی چنین حضور شوم و نامبارکی بر امنیت اجتماعی و اخلاقی مناطق مرزی ارمنستان، جمهوری آذربایجان و نخجوان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
3-1 – سابقه جرائم جنسی نیروهای آمریکایی در خارج از کشور
– ژاپن و اوکیناوا: بر اساس گزارش وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) ، بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۱، بیش از ۱۲۰۰ مورد تجاوز و آزار جنسی توسط نظامیان آمریکایی در خارج از کشور ثبت شده است. در اوکیناوا (ژاپن)، اعتراضات گسترده مردمی به دلیل تجاوزهای مکرر نیروهای آمریکایی به زنان محلی صورت گرفته است.
– آلمان: در سال ۲۰۲۰، یک سرباز آمریکایی در ایالت باواریا به تجاوز به یک زن محلی متهم شد که منجر به اعتراضات عمومی شد. این در حالیست که در کشور آلمان بدلیل قرابت های فرهنگی از نوع غربی، بسیاری از نمونههای ارتکاب به اعمال منافی عفت توسط امریکائیها از طرف معرضین به چنین اعمالی کتمان شده و اظهار نشده است.
– عراق و افغانستان: گزارش هیومن رایتس واچ(Human Rights Watch)
و آمنستی اینترنشنال(Amnesty International) از موارد متعدد آزار جنسی و تجاوز توسط نیروهای خارجی (خصوصا آمریکاییها) در این کشورها حکایت دارد.
این سوابق نشان میدهد که حضور آمریکاییها در مناطق دیگر جهان، عموما با تخلفات اخلاقی همراه بوده است و این زنگ خطری در ارتباط با حضور آنها به بهانه فعالیت مرتبط با کردور زنگزور را گوشزد میکند
3-2- خطرات حضور آمریکاییها در منطقه سیونیک و کریدور زنگزور
منطقه سیونیک به دلیل همجواری با نخجوان و جمهوری آذربایجان، یک منطقه حساس است. در صورت حضور آمریکاییها یا غربیها در این منطقه، نگرانیهایی وجود دارد:
– افزایش تعاملات غیرنظارتی با مناطق مرزی آذربایجان و نخجوان، که ممکن است منجر به گسترش فساد اخلاقی شود که مغایر فرهنگ بومی منطقه است و مخاطرات آن برای مردم غیر قابل جبران خواهد بود.
– تجربه حضور آمریکائیها در دیگر نقاط جهان نشان داده که حضور آنها اغلب با قاچاق انسان، فحشای اجباری و سوءاستفاده جنسی همراه بوده است و وقتی نقش صهیونیستها را در پس پرده چنین جنایات سازمانیافتهای برجسته میبینیم احساس خطر به مراتب شدیدتر میشود.
– ضعف نظارت محلی در مناطق مرزی که عموما با اعمال سیاستهای مصونیت امریکائیها از حضور در محکمه و عدم پاسخگوئی آنها در قبال جنایتهای اعمالی همراه است، احتمال جسارت انها در ارتکاب رفتارهای غیراخلاقی را تشدید میکند و همین موضوع نیز چالشی جدی در برابر مردم منطقه خواهدبود.
3-3- احتمال تأثیر منفی بر مناطق مرزی آذربایجان و نخجوان
– طبعا در صورت بروز جرائم جنسی در سیونیک، احتمال تسری این مسائل به مناطق همجوار (نخجوان و مرزهای آذربایجان) نیز بسیار است. زیرا رفت وآمدهای غیررسمی در کریدورهای مرزی وجود دارد.
– گسترش فحشا و قاچاق زنان در مناطق مرزی یکی از تهدیدات شناخته شده در اثر حضور نیروهای خارجی در دیگر نقاط جهان بوده است (همانند مورد فیلیپین و اوکیناوای ژاپن و دیگر نمونههای ذکر شده در اطراف پایگاههای آمریکایی).
3-4- مستندات و گزارش های بین المللی
– در این خصوص میتوان به گزارشات متعدد منتشر شده از طرف تشکلها و مجامع بین المللی استناد کرد. از جمله:
– گزارش سازمان ملل (UNODC) درباره ارتباط حضور نظامیان خارجی با قاچاق انسان و سوءاستفاده جنسی در مناطق میزبان.
– تحقیات روزنامه گاردین (The Guardian ) در سال ۲۰۲۱ درباره افزایش خشونتهای جنسی در نزدیکی پایگاههای آمریکایی در اروپا و خاورمیانه.
– اسناد افشاشده ویکیلیکس که نشان میدهد برخی از متهمان جرائم جنسی نیروهای آمریکایی تحت محاکمه جدی قرار نگرفتهاند.
مخلص کلام و نتیجه:
در مقاله حاضر با عنوان “زنگزور، زنگِ زور در درس پرمخاطره تاریخ قفقاز”، تلاش کردیم با لحاظ دیدگاههای دقیق و علمی، تحلیلی قابل قبول از طرح ژئوپلیتیکی “دالان زنگزور” (یا کریدور ترامپ) ارائه دهیم و آن را نه از منظر یک پروژه ترانزیتی صرف، بلکه از زاویه “ابزاری برای تغییر موازنه قدرت” در منطقه قفقاز جنوبی مورد بررسی قرار دهیم. به زعم نگارنده عنوان مقاله به خوبی منعکسکننده ماهیت پنهان این طرح است؛ “زنگزور” که در ظاهر نام یک منطقه جغرافیایی است، در باطن “زنگِ زور” یا آوای قدرتطلبی و تحمیل منافع خاص بر پیکر منطقه قفقاز است و در عین حال میتواند فصل پر تنش دیگری همانند درسهای تاریخی تلخ گذشته این منطقه را برای آیندگان به یادگار بگذارد. این مقاله سعی دارد نشان دهد که چگونه این “زنگِ زور” میتوند تاریخ پرفراز و نشیب قفقاز را تکرار کند و درس مخاطرهآمیز دیگری را در باب رقابتهای دیرینه قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای ارائه دهد.
تحلیل ارائه شده در مقاله، دالان زنگزور را از سه منظر کلیدی مورد کنکاش قرار میدهد: نخست، مخاطرات ژئوپلیتیکی و رقابت کریدورها که نشان میدهد این دالان چگونه میتواند منافع کریدورهای جایگزین مانند INSTC را به چالش کشیده و وابستگی آذربایجان به ترکیه را در ابعاد اقتصادی، امنیتی، و استراتژیک به سطحی بیسابقه افزایش دهد. همپنین در آن نگرانیهای عمیق ارمنستان از نقض تمامیت ارضی، قطع ارتباط با ایران، و تغییر موازنه قوا نیز به صورت خاص مد نظر قرار گرفته است. مقاله با دقت تمام به “تهدید نفوذ روسیه” و “انزوای ارمنستان” به عنوان پیامدهای مستقیم این طرح اشاره میکند، که همگی تحت لوای “زنگِ زور” قدرتهای زورمدار و دشمن مردمان منطقه به وقوع میپیوندند.
دوم اینکه مقاله سعی میکند با جسارت و دقت به ملاحظات امنیتی ایران و نقش مخرب رژیم صهیونیستی در ورای منافع ظاهری بازیگران منطقهای بپردازد. این بخش به وضوح طرح زنگزور را به عنوان “پل استراتژیک اسرائیل برای عملیات نظامی علیه ایران” معرفی میکند و قطع مرز زمینی ایران با ارمنستان، دسترسی هوایی آزاد به دریای خزر و خاک ایران، و امکان حمایت از گروههای تجزیهطلب در آذربایجان ایران را به عنوان تهدیدات مستقیم و غیرمستقیم ناشی از این طرح بر میشمرد. “زنگِ زور” در اینجا نماد تلاش برای محاصره و تضعیف موقعیت ژئوپلیتیکی ایران است، که مقاله سعی دارد با استناد به مواضع استراتفور و تحولات اخیر11، این تهدید را جدی و چندلایه ارزیابی کند.
سوم اینکه نگارنده سعی نموده مقاله با رویکردی نوآورانه و کمتر پرداخته شده، به مخاطرات مرتبط با “بیفرهنگیها و فسادهای اخلاقی آمریکاییها” در صورت حضور احتمالی آنها در منطقه بپردازد. این بخش با استناد به سوابق جرائم جنسی نیروهای آمریکایی در نقاط مختلف جهان، نگرانیهای جدی را در مورد گسترش فساد اخلاقی، قاچاق انسان، و سوءاستفاده جنسی در منطقه سیونیک و مناطق مرزی آذربایجان و نخجوان مطرح میکند. این بُعد از تحلیل، “زنگِ زور” را نه تنها در قالب رقابتهای قدرت، بلکه در قالب تهاجم فرهنگی و اجتماعی نیز به تصویر میکشد که میتواند بافت اجتماعی و اخلاقی منطقه را عمیقاً تحت تأثیر قرار دهد.
در مجموع تلاش شده است تا مقاله با بینشی عمیق و تحلیلی همهجانبه، دالان زنگزور را به مثابه یک “زنگِ زور” هشداردهنده در تاریخ پرمخاطره قفقاز تبیین کند. این طرح نه تنها موازنههای ژئوپلیتیکی سنتی را به چالش میکشد، بلکه تهدیدات امنیتی، اقتصادی و حتی اجتماعی-فرهنگی جدیدی را برای کشورهای منطقه، به ارمغان میآورد که مخاطرات آن برای جمهوری آذربایجان و ارمنستان به مراتب پررنگتر خواهد بود. نتیجه نهایی مقاله آن است که این دالان، فراتر از یک مسیر ترانزیتی، عرصهای برای رقابتهای پیچیده و چالشهای عمیق است که نیازمند هوشیاری و واکنشهای متناسب دیپلماتیک و استراتژیک از سوی بازیگران منطقهای، بهویژه جمهوری اسلامی ایران، برای حفظ ثبات و امنیت پایدار در قفقاز جنوبی است. درسی که از این “زنگِ زور” باید آموخت، آن است که تاریخ قفقاز همواره صحنه زورآزماییها بوده و هر طرحی در این منطقه باید با دیدی جامع و از تمام ابعاد مورد ارزیابی قرار گیرد تا از تکرار مخاطرات گذشته جلوگیری شود.
پینوشتها:
- ‘زَانگهزور به ارمنی Քաջարան منطقهای تاریخی و جغرافیایی در ارمنستان شرقی است. զանգزنگ به معنای زنگ و ձոր زُر به معنای دره است. زانگهزور در دامنههای کوههای زانگهزور جای گرفته و امروزه عمدتاً با استان سیونیک در جمهوری ارمنستان مطابقت دارد. زانگهزور در عهدنامه گلستان در سال ۱۸۱۳ توسط ایران قاجاری به روسیه تزاری واگذار شد . در زمان اتحاد جماهیر شوروی، مناطق گوریس، کاپان، مغری و سیسیان اتحاد جماهیر شوروی ارمنستان در محدوده زانگهزور قرار داشت که در سال ۱۹۹۵ بخشی از استان سیونیک ارمنستان شدند.
- The International North-South Transport Corridor ( (INSTC
- (TANAP) Trans-Anatolian Natural Gas Pipeline
- الیگارش ((Oligarch در لغت به معنای «حکومت گروه اندک» و در اصطلاح به گروه کوچکی از افراد گفته میشود که قدرت و نفوذ سیاسی و اقتصادی فراوانی در یک کشور دارند.این افراد معمولاً از طریق ثروت، ارتباطات سیاسی، و یا کنترل بخشهای کلیدی اقتصاد، قدرت خود را حفظ میکنند. در کشورهای پس از فروپاشی شوروی، ظهور الیگارشها به دلیل خصوصیسازیهای غیرشفاف و فساد مالی قابل توجه بوده است. در این کشورها، افراد با استفاده از رانت و تبانی با مقامات، توانستند داراییهای دولتی را به قیمت ناچیز خریداری کرده و به ثروت و قدرت دست یابند.
- اقدامات روسیه در قزاقستانشامل دخالت نظامی در ژانویه ۲۰۲۲ برای سرکوب ناآرامیها با استفاده از نیروهای “پیمان امنیت جمعی (CSTO) که رهبری آن به عهده روسیه است،” اقدامی قابل تامل در مسیر تلاشهای روسیه برای حفظ اقتدار و نفوذ خود در آسیای میانه و قفقاز تلقی میشود. همچنین سیاستهای روسیه در قبال قرقیزستان نیز ناظر بر آن است که مسکو از قزاقستان و قرقیزستان به عنوان مسیرهایی برای دور زدن تحریمهای غربی برای تأمین فناوریهای دومنظوره استفاده میکند، و زمینه ساز مداخلات همه جانبه روسیه در این دو کشور، عضویت آنها در اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) تحت نظارت مسکو است.
- ببینید: “انزوای ارمنستان”؛ نتیجه قمار پاشینیان در زنگهزور، گزارش فارس نیوز، جعفری محمدرضا، 16 مرداد 1404 (https://farsnews.ir/MR_Jafari)
- استراتفور یک موسسه تحقیقاتی آمریکاییاست که در شهر آستین تگزاس واقع شده و به جمعآوری، تحلیل و انتشار اطلاعات و پیشبینیهای راهبردی در مورد مسائل بینالمللی و تهدیدهای امنیتی میپردازد. این موسسه تحلیلهای خود را از طریق بولتنهای رایانامهای به نهادهای دولتی و شرکتهای خصوصی چندملیتی ارائه میدهد، اگرچه مشتریانش را اعلام نکرده است.
- (مسیر صلح و شکوفایی بینالمللی ترامپ) Trump’s Path to International Peace and Prosperity
- حقوق بینالملل عموماً تصریح دارد، هنگامی که منافع حیاتی یا حقوق تثبیت شده یک کشور ثالث تحت تأثیر یک معاهده یا مذاکره دوجانبه قرار گیرد، آن کشور حق دارد نظرات خود را بیان کند، اعتراضاتی را مطرح کند، یا حتی دست به اقدامات مداخلهجویانه بزند. این حق از اصول حقوقی تثبیتشده بین المللی نشأت میگیرد، اگرچه دامنه و اصطلاحات خاص ممکن است بسته به جزئیات هر مورد متفاوت باشد. اصولی که در این خصوص مورد استناد است:
- اصل عدم الزامآور بودن تأثیر بر کشورهای ثالث (تصریح شده در ماده ۳۴ کنوانسیون وین در مورد حقوق معاهدات ۱۹۶۹)
· حق اعتراض کشور ثالث (از نظر قانونی، این حق از این اصل ناشی میشود که معاهدات نمیتوانند کشورهای ثالث را بدون رضایت آنها ملزم کنند و به طور کلی به یک کشور ثالث این امکان را میدهد که از اجرای یک معاهده یا مفاد خاص آن، برخلاف میل خود، جلوگیری کند.)
- اصل طرف ضروری “Indispensable Party” (هنگامی که حل و فصل یک اختلاف بین دو کشور لزوماً شامل تعیین حقوق و منافع یک کشور ثالث است، آن کشور ثالث باید به عنوان ذینفع در روند دادرسی گنجانده شود؛ بدون مشارکت آن، قضاوت نامعتبر تلقی میشود.)
- دکترین حق مشروط مداخله (علیرغم آنکه مداخله در امور داخلی کشورها به طور کلی طبق قوانین بینالملل ممنوع است، اما اقدامات دیپلماتیک یا ابراز نگرانی رسمی ممکن است برای حفاظت از منافع حیاتی ملی توجیه شود، به ویژه هنگامی که توافقات بین سایر کشورها این منافع را تهدید میکند.)
- اصل حسن نیت Good Faith (اصل حسن نیت در ماده ۲ منشور ملل متحد و ماده ۲۶ کنوانسیون وین در مورد حقوق معاهدات تصریح شده است)
برای اطلاعات بیشتر مراجعه شود به مقاله :
https://www.tehrantimes.com/news/516712/Iran-s-legal-standing-in-the-Zangezur-question
- متن خبر را از اینجا بخوانید:
- جنگ تحمیلی دوازده روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران و نقش برخی کشورهای منطقه در آن