
انتشار اعلامیه ای عجیب از سوی کمیسیون به اصطلاح حقوق بشر کانون وکلای آذربایجانشرقی -که برخی از اعضای سابق آن اکنون در شبکه اینترنشنال مواضع تجزیه طلبانه خود را اعلام میکنند- موجب موجی از شگفتی در افکار عمومی شده است. به گزارش آذریها، کمیسیون به اصطلاح حقوق بشر این کانون، طی اعلامیه ای هممیهنان کرد و اهل سنت در آذربایجانغربی را بیگانه و مهاجر عراقی خوانده در نهایت خواستار اخراج آنها شده است. فارغ از اینکه این نوع موضع نفرت پراکنانه با ماهیت حقوق بشر چقدر تفاوت دارد، انتشار چنین متنی نشان میدهد همانقدر که نویسندگان بیانیه در فعال حقوق بشر خواندن خود صادق هستند در ادعای پوچ خود نیز چقدر صداقت و حقانیت دارند. در این میان برخی دیگر از وکلا و صاحب نظران با انتشار مقالاتی به بررسی و نقد این بیانیه ضدحقوق بشر و قوم گرایانه پرداخته اند. از آن جمله است مقاله ای که در زیر به قلم وکیل عابد کفاشی اصل آمده است.
عابد کفاشی اصل-وکیل دادگستری
جناب آقای “دکتر حسن فرهودی نیا”
استاد گرانقدر و ریاست محترم کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی
با سلام و احترام؛ اینجانب در ابتدای دهه ۸۰ شمسی افتخار این را داشته ام که دانشجوی شما در دانشگاه تبریز باشم. ماحصل شناختی که از شما دارم و درسهایی که در آن سالها از محضر شما آموختم، امروز مرا مصمم تر کرد تا در برابر رویدادی که بلاشک هم نافی بنیانهای والای حقوق بشر است و هم مایه وهن تشکیلات مستقل و آبرومندی چون کانون وکلا، لب به اعتراض بگشایم و از شما انتظار داشته باشم که به عنوان ریاست نهادی که فلسفه وجودی و افتخار آن تقلای بی وقفه در اعتلای عدالت و پاسداشت بی قید و شرط حقوق آحاد مردم است، در برابر این اقدام خطرناک و هم-وطن- ستیزانه ی همکارانتان در کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای آ. شرقی، موضعی روشن اتخاذ فرمایید و با همان صراحت و شهامتی که از منش شما به عنوان استاد در مخیله ما به یادگار مانده است بر این جهالت ویرانگر خط بطلان بکشید.
استاد گرامی
قطع یقین مستحضرید که اخیراً کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی، که ریاست آن بر عهده جنابعالی است، در اقدامی که فاقد هرگونه نسبتی با فلسفه وجودی و صلاحیت حرفه ای چنین کمیسیونی است، بدون توجه به واقعیتهای تاریخی و جغرافیایی منطقه بیانیهای آکنده از نفرت و کذب منتشر کرده است. بیانیه چه عرض کنم کیفرخواستی که بوی تند قوم گرایی، تفرقه انگیزی و دیگری ستیزی و حتی تعفن فاشیسم از سطر به سطر آن به هر مشام سالمی می رسد. نویسندگان این ناروانامه ی شرم آور با هدف گرفتن بخشی از هم وطنان کرد خویش، میکوشند تحت لوا و ردای مقدس حقوق و با ابزار انحصاری فرقه ضاله پانتورکیسم (که قلبش نه در ایران که در آران و آناتولی می تپد) که همان نیرنگ تحریف تاریخ و دروغپردازی است، انسانهایی را که بنا بر ضرورتهای انسانی و بشردوستانه در برهه ای از زمان به این مرز و بوم پناه آورده و متعاقباً به کشور خود بازگشته اند را با کردهای ساکن در جغرافیای ایران که به گواهی تاریخ موطنشان این آب و خاک است و صرفا” با آنان قرابت نژادی و قومی داشته و دارند یکی بنمایاند و با استناد گزینشی به کنوانسیون ۱۹۵۱ ژنو، پروتکل الحاقی ۱۹۶۷، و برخی مواد قانونی داخلی، نتیجه مذموم و بی اساس مورد نظر خود را استخراج کند امری که در گام نخست با روح همان اسناد بینالمللی و در گام بعدی با ارزشهای بنیادین حقوق بشر در تضاد آشکار است. دردآور آنکه، تکیه بر ادعای وهم آلود عراقی الاصل بودن کردهای آ.غربی، تکرار دروغ بی اساس تغییر ترکیب جمعیتی استان به ضرر آذری ها، تصویرپردازی از کردها به عنوان مخاطرات فرهنگی و فراتر از آن تهدیدات امنیتی از فرازهای این بیانیه است که انگار مستقیم از دهان برخی بوقچی های نفرت پراکن استادیوم یادگار تبریز به سطور گهربار این نفرت نامه پمپاژ شده است. این مضامین دقیقاً گزاره های مسموم همان گفتمان غیرانسانی است که این منطقه بارها عواقب ویرانگرش را به خود دیده است و احدی طرفی از آن برنبسته است.
جناب استاد
حقوق بشر، به ویژه در چارچوب کنوانسیونهای بینالمللی، بی قید و شرط و فارغ از ملیت، مذهب، زبان یا نژاد اعمال میشود پس هرگونه برخورد تبعیضآمیز یا دستهبندی مردم به «خطر» و «تهدید» در این بیانیه ، نهتنها اعتبار نهاد کانون وکلا را مخدوش میکند، بلکه جایگاه وکالت که باید پناه مظلومان باشد را در اذهان جامعه تنزل می دهد. بیانیه یک ایده محوری دارد که حول این ادعای شاخدار می چرخد که در نتیجه مهاجرت کردهای عراق به آ. غربی و عدم بازگشت آنها به کردستان عراق، ترکیب جمعیتی استان به ضرر آذری ها تغییر یافته است. ذکر یک نکته در این رابطه ضروری به نظر می رسد که یک دانشجوی کارشناسی جمعیت شناسی هم می تواند با بررسی اسناد موجود و روندهای متقن جمیعیتی، کذب بودن چنین ادعایی را ثابت کند. اگر هم مدعی اسناد و شواهدی سراغ دارد، این گوی و این میدان.
لذا از جنابعالی که در زمره زعمای حقوق، به صفت بارز و فضیلت شاخص دفاع از حیثیت کانون وکلا شناخته شده اید، انتظار میرود با صراحت و بیپروایی مثال زدنی خودتان، مرز میان رویکرد انسانی و بیانیههای آلوده به تبعیض و نفرت را اینبار برای همیشه مشخص کنید؛ تا روشن شود که کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی، همچنان وفادار به اصولی است که وکیل را در مقام مدافع انسانیت، نه ابزار سیاست و امنیت، تعریف میکند و این سیاهنامه لغزشی بوده و بس! لطفا سکوت روا مدارید, نه بر ما، که بر خود و بر حیثیت پیشه تان!
با مهر
عابد کفاشی اصل-وکیل دادگستری
مهاباد، ۷ مهر ۱۴۰۴