
ما واجد یک سنّـت ناسیونالیستی هستیم که صورت میانهی آن در نهضت «شعوبیه» تجلی یافت و شکل معاصرش از دوران جنگهای ایران و روس و سپس انقلاب مشروطه تا کنون استمرار پیدا کرده است. در این فرهنـگ سیـاسی، اشغال نظامی کشور، همکاری با بیگانه یا سپردن کنترل «ارادهی سیاسی» به قدرتهای خارجی، همواره «تابو» بوده و خواهد بود.
کسانی که امروزه بدون ریشه داشتن در جوهـر سنّت ملّـی، صرفاً صورتی از نمادهای ملّی را حمل میکنند یا از مشروعیت گفتار ملّی برای توجیه تهاجم خارجی سوءاستفاده میکنند، دیر یا زود به بنبست سیاسی خواهند خورد.
حتی با سقوط جمهوری اسلامی نیز تغییری در این واقعیت ایجاد نمیشود؛ زیرا فراخوان برای اشغال، مداخلهی نظامی، یا عادیسازیِ تجزیه و بمباران مناطق شهری یا صنایع مادر و دانشگاهـهای مهم، تدریجاً «دیدهبانهای حقیقی» و سدهای استواری در برابر پیشرفت این نیروهای سیاسی ایجاد خواهد کرد.
فعالان سیاسی! تا دیر نشده از این بدعت فاصله بگیرید و به اصول ملّـی بازگردید:
مشروعیت و قانونیّت تنها از «ارادهی ملّـت» برمیخیزد و نه هیچ جای دیگر. حاکمیـت ملّی «علی الاطلاق» است، نه مشروط و مقید. هیچ نوع تهدید یا تحدیدِ حاکمیت ملّی و همچنین تهدیدِ جان کودکان و شهروندان کشور از سوی نیروی خارجی (و البته قدرت داخلی) قابل تحمل نیست. ما برای رسیدگی به اختلافات، گسلهای داخلی و تعیینتکلیف نهایی آنها، نیازمند «ثبات» هستیم؛ اما حملهی خارجی، حلوفصل گسلهای داخلی را به سیاهچاله تعلیق میافکند و چه بسا با قرار گرفتن مملکت در مسیر مخاطرات مهیب، اصلِ مطالبات به کلی فراموش شود. مداخله خارجی و جنگ، عاملیّـت سیاسی را از ملـّت سلب و اراده مـلّی را مصلوب کرده است.
آنچه اکنون در آستانهی وقوع است، ورود نیروهای تجزیهطلب به مرزها، اشغال جزایر و در نتیجه، مخاطره علیه حاکمیت ملی و تمامیت ارضی است.
«اوریت پرلوف»، از تحلیلگران موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، در یادداشتی وقاحتبار خواستار کشتار کودکان ایرانی به جای زیرساختهای نظامی و اقتصادی شده و نوشته است:
«فرزندانشان را بمباران کنید، نه زیرساختهایشان را. والدین سزاوار دیدن مرگ فرزندانشان هستند. دو سال طول کشید تا این کار را در غزه انجام دهیم؛ ما هنوز این کار را در لبنان انجام ندادهایم.»
کدام نیروی وطنپرستی میتواند چنین سخنانی را تاب بیاورد یا برای تغییر سیاسی و ساختن آیندهای بهتر، با چنین کسانی همپیمان شود؟ هر نیروی سیاسی که «امـر ملّـی» را فراموش کند، ناچار میشود در برابر چنین مواضعی که از سوی شرکای سیاسیاش صادر شده، سکوت کند. اگر این رویه در آینده به عمل بدل شود، این خطای راهبردی چگونه قابل جبران خواهد بود؟
دولـتملّی محصول امرملّی و خِرد جمعی است، کدام امرمـلّی مداخله بیگانه، بمبـاران و تهاجم خارجی آن هم بر مناطق شهری و صنایع یا دانشگاهی را میپذیرد؟ همانـطور که ستـم بر شهروندان نیز قابل پذیرش نیست عاملیّت بیگانه در تحولاتِ غیرقابل بازگشت نیز قابل تحمل نیست.