
فرشید باغشمال: تبریز به عنوان یکی از کانونهای صنعتی، اداری و نظامی ایران، از دیرباز محل رجوع بسیاری از افراد و خانوادههایشان از مناطق و شهرهای مختلف ایران بودهاست. هر یک از ما در تبریز، از دوران مدرسه خود، دوستان و همکلاسیهایی داشتیم که زبان غیرترکی داشتند؛ دوستان صمیمی و یکدل با قلبی سرشار از عطوفت و مهربانی، برادرانه و خواهرانه، شریک لحظههای ما بودند؛ کسی بین ما «خطکشی زبانی» نکرده بود و ما همگی در کلاس «یکی» بودیم. ساختار آموزشی نیز درک کاملاً عادی از این همبستگی داشت و هیچ چالشی بر سر زبان آموزش وجود نداشت. به بیان دیگر، زبان مردم آذربایجان، مسئلهای است که اساساً خیلی پیشتر از آنکه «مسئله» باشد، در میان مردم این سامان، حل شده بود؛ اما حال که عدهای در صدد بر هم زدن این همبستگی بر آمدهاند، بد نیست به کُنه زبان فعلی آذربایجان بپردازیم و واقعیت تاریخی زبان را در این دیار، از نو بشناسیم.
یحیی ذکا، منوچهر مرتضوی، عباس زریابخویی، محمدجواد مشکور، عبدالعلی کارنگ، بهمن سرکاراتی، ژاله آموزگار، و چنگیز مولایی، از جمله تاریخنگاران یا زبانشناسانی هستند که از همین آذربایجان برخاستهاند و در آثارشان به «تُرکیشدن زبان آذربایجان» اشاره، و از اصالت فارسی این دیار دفاع کردهاند:
مرتضوی: زبان آذربایجان، پهلوی و ایرانی بوده است
شادروان دکتر مرتضوی، حافظپژوه نامی اهل تبریز، درباره تمایز ترکی و آذری نوشتهاست: «به شهادت جغرافی نویسان و دانشمندانی چون یاقوت، مسعودی، ابنحوقل، مَقدسی و ابنالندیم، زبان دیرین مردم آذربایجان آذری یا پهلوی یا فارسی بوده است و از نوشتههای این دانشمندان برمیآید که هر معنایی برای آذری قائل بشویم، در هر صورت جز شعبهای از شعب زبانهای ایرانی نبوده و نوشتههای حمدﷲ مستوفی (در نزهت القلوب) نیز، اگر چه یادی از چند قصبه تُرک یا ممزوج میکند، مؤید این است که زبان عموم مردم آذربایجان پهلوی و ایرانی بوده است» (مرتضوی، 1384: 1394).
سرکاراتی: آذربایجانیها مانند مردم سایر مناطق ایران گفتگو میکردند
مرحوم دکتر بهمن سرکاراتی، استاد زبانهای باستانی دانشگاه تبریز که سالها عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود، در همینباره، تاکید کردهاست: «اینک همه همداستاناند و در واقع جای هیچگونه تردید جدی وجود ندارد که پیش از ورود ترکان، مردم آذربایجان و زنجان نیز همانند مردم سایر مناطق ایران، به یکی از زبانهای ایرانی گفتگو میکردند» (سرکاراتی، 1402: 315).
زریابخویی: نام روستاها، رودخانهها و کوههای آذربایجان بعدها ترکی شد
شادوران عباس زریابخویی که پیدا است، اهل خویِ آذربایجانغربی است، به روند تغییر نام روستاها و رودها و شهرها در سیر “ترکیشدنِ آذربایجان” پرداخته و نوشتهاست: «ترکی شدن، زبان مردم آذربایجان از قصبهها و روستاها آغاز شد و نفوذ زبان ترکی به شهرها که مراکز فرهنگی بودند، دیرتر صورت گرفت. نخست نام روستاها و مزارع و بسیاری از رودخانهها و کوهها به ترکی تبدیل شد. مثلاً در اسناد قدیم نام رودخانه قزلاوزن سپیدرود یا سفیدرود است؛ اما پس از آمدن ترکان، نام آن در آذربایجان به قزلاوزن یعنی رودخانه سرخ تغییر یافت و نام قدیمی آن سفیدرود، تنها به قسمتهایی از رودخانه که در شمال و در سواحل خزر جریان دارد اطلاق شد» (دایرهالمعارف اسلامی، 1367: 315).
آموزگار: حیف نیست گذشته درخشان آذربایجان از یاد ببریم؟!
دکتر ژاله آموزگار، همشهری استاد زریابخویی است. این بانوی پژوهشگر، چهار سال پیش در نشستی در تبریز، با اشاره به نحوه ورود ترکان به سرزمینهای آذری و دگرگونی زبانی این منطقه، یادآور شد: «خطه زرخیر و پرافتخار آذربایجان، با نام ایران گره خورده و جلوهای درخشان در شاهنامه دارد. این سرزمین، در طول تاریخ، همواره خود را آماج بلا کرده تا ایران، ایران بماند؛ با این توصیف، آیا حیف نیست که امروز این گذشته درخشان را از یاد ببریم؟ چگونه میتوانیم از «مادها» بگذریم و ساکنان این سرزمین دوستداشتنی را میراث بازماندگان آسیای مرکزی بدانیم؟» (سایت مرکز دایرهالمعارف اسلامی:1400)
ذکا: خواهش میکنم به مردم آذربایگان تُرک نگویید
شادروان یحیی ذکا، زبانشناس و تاریخنگار تبریزی، در اواخر عمر شریف خود، سخنرانی نغز و مفصل درباره مسیر دگرگونی زبان در آذربایجان داشت. وی سخنانش را با این جملات به پایان برد: «من از همه دوستان خانمها و آقایان خواهش میکنم که رعایت این نکته را بفرمایید؛ به آذربایگانی ها و تبریزیان تُرک نگویند. ترکها در ترکیهاند. تُرکزبان بله، اما ترکها در آنجا هستند، ما ترک نیستیم. بلکه ایرانیانِ ترکزبانند و اگر زبان آنان بر اثر پیشامدهای تاریخی و اجتماعی ترکی شده است، هیچ مدخلیتی در ملیت و نژاد ایرانی آنان ندارد. حال اگر کسانی خود را از حیث قیافه یا صورت و سیرت خود با این اُغُزها و ترکمانها میبینند یا اعمال و کردارشان را با اعمال و کردار آنان یکسان میدانند و مردم آذربایگان را از زمان کوروش و داریوش ترک میشمارند ـ مختارند، ولی حق ندارند برای کل مردم آذربایگان تکلیف و سرنوشت تعیین کنند و برای آنان تاریخ جعل کنند» (سایت تبیان: 1398).
مشکور: صفویه و قاجار، در ترویج ترکی در آذربایجان سهم بسزایی داشتند
شادروان دکتر محمدجواد مشکور، تاریخنگار، ادیب، زبان شناس و دینپژوه برجسته، سالهای جوانی خود را در دانشگاه تبریز حضور داشته و با ادبا و اندیشمندان تبریزی، دوستی نزدیک داشتهاست. وی از سوی خاندان مادری، از آذریهای ارومیه است و با ترکی امروز آذربایجان، انس و الفت داشتهاست. مشکور در کتاب مهم خود «نظری به تاریخ آذربایجان»، اشارات دقیقی به زبان آذربایجان در دوره صفوی میکند و مینویسد: «تا پیش از صفویه زبان رسمی و درباری، زبان پارسی بود. حتی امرای ترک که در آن سرزمین حکومت داشتند، غالباً در دربار خود به فارسی سخن میگفتند. زبان فارسی، لفظ قلم محسوب میشد. از زمانی که صفویه بر سر کار آمدند، برای راضی کردن قبایل ترک حامی خود، به زبان ایشان سخن گفتند و لغات ترکی را زبان درباری و حتی تبلیغات مذهبی خود وارد ساختند. شاعران ترکیگوی را به گفتن اشعار ترکی تشویق کردند و شعرای پارسیزبان را جز در گفتن مراثی برای ائمه دین، از چشم انداختند و شعرشان را به چیزی نخریدند. قاجاریه نیز در ترویج زبان ترکی در آذربایجان سهم بسزایی داشتند. زبان دربار ولیعهدهای قاجار که همیشه در آذربایجان مقیم بودند، ترکی بود. از این جهت زبان ترکی، زبان اشرافی و طراز اول جلوه کرد و همواره باب روز و مورد تقلید مردم آن روزگار بود. و این وضع تا دوره مشروطیت ایران دوام داشت» (مشکور، 1375: 215)
هیچکس خاقانی و نظامی را مجبور نکرده بود به فارسی شعر بسرایند
همراهی زبان ملی با زبانهای محلی، از نمودهای برجسته همبستگی و مودت ملی است؛ نکتهای که در یکی از گفتارهای دکتر چنگیر مولایی، استاد سرشناس زبانشناسی دانشگاه تبریز و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، آمده است.
سال گذشته همزمان با یکی از نشستهای بنیاد پژوهشی شهریار در تبریز، یکی از حاضران، با عصبیت تمام خود را به برنامه سخنرانیها رساند و به خیال خود، خواست با مطالبهای موهوم، برنامه را به چالش بکشد.
دکتر مولایی پس از اصرار جمع برای پاسخ و اقناع این فرد، به نمونههایی از شاعرانی که از مناطق مختلف ایران، به زبان رسمی فارسی شعر سرودهاند، اشاره و اظهار کرد: هیچکس خاقانی را مجبور نکرده بود، فارسی شعر بسراید کند و نظامی را نیز هیچکس مجبور نکرده، خمسه را به زبان فارسی بسراید. بلکه زبان فارسی، زبان مشترک همه ایرانیان بوده و همه از این زبان به عنوان زبان مشترک استفاده میکردند.
دکتر مولایی ادامه داد: برجستهترین شعرای کلاسیک فارسی، نظیر سعدی و حافظ، به گویش قدیم شیراز تکلم میکردند و اصلاً زبان مادریشان فارسی نبودهاست. حافظ در یکی از مصرعهای ملمع معروف خود با مَطلع “سَبَتْ سَلْمی بِصُدْغَیها فُؤادی” اشارهای به زبان مادری خود کرده است: “تُزَاوَّل آن روی نِهْکو بِوادی”. گویش حافظ اینگونه بوده، اما اشعار اصلی خود را به زبان مشترک فارسی سرودهاست. این اتفاق در آذربایجان نیز افتادهاست. ملمع همام تبریزی را ملاحظه بفرمایید؛ میبینید که نیمی از بیت، فارسی و نیم دیگر به زبان خود شاعر است.
این زبانشناس تاکید کرد: بر خلاف موجی که در جامعه به وجود آمده، زبان فارسی با هیچ یک از زبانهای رایج در مناطق مختلف ایران، هیچ تضادی ندارد. زبان فارسی، به شکلی که امروز، زبان علمی، ادبی و رسمی تمام تیرههای ایرانی است، دستاورد تمام اقوام ایرانی است و ویژگیهای تمام گویشهایی را که در پهنه فلات ایران زندگی میکنند، در خود دارد.
ترکی، زبان میهندوستی و ایرانگرایی است
مواردی که عنوان شد، اشارههای محدود و گذرا از واقعیت ماجرای زبان در محدوده آذربایجان است. دو نکته مهم در این گفتار نهفتهاست: نخست اینکه باید تغییر زبان تاریخی آذربایجان را به عنوان یک واقعیت علمی و تاریخی بپذیریم و دوم اینکه، در عین حال، باید از نگاه سرزنشآمیز به زبان امروز آذربایجان پرهیز کنیم. توصیفاتی نظیر «تحمیل زبان به آذربایجان»، «فاجعه تاریخی زبان در آذربایجان» و «میهمان ناخوانده تاریخ آذربایجان» که متاسفانه در برخی نوشتهها دیده میشود، سم وحدت و همگرایی ملی است؛ بلکه باید ترکیِ امروز را که در جان و دل مردمان این دیار، ریشه دوانده و زبان لالاییها، قصهها، مرثیهها، نغمهها و بایاتیهای کهن آذربایجان است، عزیز بداریم. آذربایجان با همین زبان، در یکصد سال گذشته، پیشتاز ایرانگرایی و میهنپرستی بودهاست. در عین حال، هرگونه سوءاستفاده از زبانهای محلی، از جمله ترکی را که برپایه هویتسازی کاذب و غیریّتسازی از ساحت ملی باشد، با «ندای ایران» پاسخ میدهیم؛ چنانکه «شهریار ملک سخن» پاسخ داد:
ترکی ما بس عزیز است و زبان مادری،
لیک اگر «ایران» نگوید، لال باد از وی زبان
منابع:
– تبیان .(1398). بازیابی از نشانی اینترنتی https://B2n.ir/dm8454
– سرکاراتی، بهمن؛ هنینگ،والتر. (1378). سایه های شکار شده. تهران: طهوری.
– مرتضوی، منوچهر. (1394). زبان دیرین مردم آذربایجان. تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.
– مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی .(1400). بازیابی از نشانی اینترنتی https://B2n.ir/xj4692
– مشکور، محمدجواد. (1375). نظری به تاریخ آذربایجان و جمعیتشناسی آن. تهران: انجمن آثار ملی.
– موسویبجنوردی، محمدکاظم .(1383). دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد دوم. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.