برهان حشمتی
بازی تکراری باکو در تشدید سرکوب دینداران و مراودات خاص با ایران

بازی تکراری باکو در تشدید سرکوب دینداران و مراودات خاص با ایران

بازی تکراری باکو در تشدید سرکوب دینداران جمهوری آذربایجان و همزمان انجام حرکت های نمایشی سیاسی در ارتباط با ایران در هفته گذشته نیز بار دیگر تکرار شد. این بار ، تنها تفاوت این بازی با نسخه های قبلی آن در این بود که اگر در گذشته سرکوب و دستگیری و شکنجه و حتی قتل دینداران همزمان با تظاهر به دوستی باکو با ایران انجام می شد، این دفعه حرکت های غیرانسانی باکو برای تشدید سرکوب دینداران جمهوری آذربایجان بجای ابراز دوستی با تهران، با آزادی دو راننده ایرانی گروگان گرفته شده در جمهوری آذربایجان و نیز گفتگوی تلفنی وزرای خارجه دو کشور بازی شد. یعنی این بار، سناریوهایی را که باکو سالهاست از سریال ترکیه ای “کورتلار وادی سی” (وادی گرگ ها) میآموزد، در قبال ایران پیاده کرد!پیام این بازی ها نیز این بود که سرکوب دینداران جمهوری آذربایجان، به جمهوری اسلامی ایران ارتباطی نباید داشته باشد و بدتر از آن، این پیام نیز بخصوص در گفتگوی تلفنی وزرای خارجه دو کشور داده شد که تهران، پرونده جداگانه ای برای مناسباتش با باکو داشته باشد که آن را با مساله دینداران جمهوری آذربایجان درهم نیامیزد و حتی تشدید کم نظیر  سرکوب دینداران جمهوری آذربایجان نیز نمی تواند  این رویه مماشات تهران در قبال باکو را حتی در دولتی که تابلوی انقلابی‌گری در دست دارد، تغییر دهد.

باکو توانست این را القاء کند که همان رویه ای که مسئولان دیپلماتیک دولت های معروف به  “تجمل گرا” ، “تساهل گرا” ، “انحرافی” و “سازشکار”  در قبال جمهوری آذربایجان داشتند، در دولتی که “انقلابی” محسوب می شود، باید تداوم داشته باشد!  یعنی باکو هر گاه لازم بداند و بخصوص در ایام تسویه حساب با ایران، اقشاری از مردم مظلوم جمهوری آذربایجان را که دیندار محسوب می شوند و بخصوص روحانیون و فعالان شیعی را هدف اتهامات و بازداشت و دستگیری های گسترده و شکنجه در بازداشتگاه ها و خانواده هایشان را هدف ارعاب و شکنجه روانی قرار می دهد و با یکی دو حرکت نمایشی و دیپلماتیک نه تنها مسئولان و مراکز ذیربط سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران بلکه حتی رسانه ها و فراتر از آن علماء و اندیشمندان ایرانی و بخصوص علمای دینی را که باید زبان حق گوی جوامع باشند، متقاعد به سکوت در برابر سرکوب دینداران جمهوری آذربایجان می کند. مقامات و رسانه های باکو برای این رویه مماشات تهران، تئوری پردازی نیز کرده، اینطور القاء می کنند که در دوره ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی، میان وی و حیدر علی اف، توافقی نانوشته صورت گرفته است که گویا ایران به جمهوری آذربایجان انقلاب اسلامی صادر نکند و در واقع حمایتی از اقشار دیندار جمهوری آذربایجان نکند و در ازای آن، دولت جمهوری آذربایجان نیز اقدام به تحریکات پان ترکیستی و پان آذریستی در ایران نکند!  در اصل، برخلاف ادعای مقامات و رسانه های باکو نه چنین توافقی وجود داشته است و اگر هم بالفرض  چیزی در حد قول و قرار شخصی میان مرحوم هاشمی رفسنجانی و حیدر علی اف بوده، باکو هیچ اعتنا و تعهدی به آن نداشته و از هیچ تحریکی و فعالیت های زیرساختی در خصوص ترویج قومیت گرایی پان ترکیستی در ایران دریغ نکرده است و البته، در مقابل بدون اینکه ایران سیاست و طرح و برنامه ای برای صدور انقلاب به جمهوری آذربایجان داشته باشد، به اقتضای هویت و ذات شیعی این کشور، اقشار دینداران مردم جمهوری آذربایجان تحت تاثیر پیام انقلاب اسلامی قرار گرفته و از آن برای ارتقای کشور خود بهره مند شده اند که اوج آن را می توان در حضور و مشارکت اقشار دیندار مردم جمهوری آذربایجان در جنگ نافرجام سال 2020 برای آزادسازی قراباغ مشاهده کرد که متاسفانه رژیم صهیونی باکو از احساسات و ظرفیت دینداران جمهوری آذربایجان استفاده کرد، اما  مساله قراباغ را  همچنان به عنوان استخوان لای زخم نگه داشت تا  باز هم سالیان طولانی از آن سوء استفاده کند و این روزها نمونه های بارز این سوء استفاده از مساله قراباغ ، هم در ارتباط با ایران و هم دینداران جمهوری آذربایجان به وضوح قابل مشاهده است.

 باکو ضمن جلوگیری از حضور حتی ظاهری و سیاسی کارانه نمایندگان سازمان های رسمی متولی امور دین اسلام و رد دعوت هایی که به این منظور به باکو ارسال شده بود، چنان جنجال و هیاهویی  ضد ایران و فعالان شیعی به راه انداخت که حتی فعالان اجتماعی و دینی در بدنه جامعه نیز فرصتی نیافتند همزمان با هفته وحدت، همایش یا حتی جلسه و میزگرد یا حتی مصاحبه ای درباره اهمیت هفته وحدت داشته باشند!

در این میان، طی روزهای اخیر همایش وحدت اسلامی در تهران برگزار شد و رژیم صهیونی باکو ضمن جلوگیری از حضور حتی ظاهری و سیاسی کارانه نمایندگان سازمان های رسمی متولی امور دین اسلام در جمهوری آذربایجان و رد دعوت هایی که به این منظور به باکو ارسال شده بود، چنان جنجال و هیاهویی  ضد ایران و فعالان شیعی جمهوری آذربایجان به راه انداخت که حتی فعالان اجتماعی و دینی در بدنه جامعه نیز فرصتی نیافتند همزمان با هفته وحدت، همایش یا حتی جلسه و میزگرد یا حتی مصاحبه ای درباره اهمیت هفته وحدت داشته باشند! افسوس که در این فضای وحشت و تروری که ضد اقشار دیندار مردم جمهوری آذربایجان در داخل کشورشان همزمان با هفته وحدت ایجاد شده بود، حتی شرکت کنندگان بین المللی همایش هفته وحدت نیز هیچ ندایی برای اعلام وحدت با مسلمانان مظلوم جمهوری آذربایجان برنیاوردند!

دور جدید تشدید سرکوب دینداران جمهوری آذربایجان که الحق از نظر ایجاد فضای ترور و وحشت روانی و عصبی نه تنها از فضای ترور و وحشتی که استالین برای دینداران قفقاز ایجاد کرده بود، هیچ دستکمی ندارد، بلکه ترور و وحشت الهام علی افی از گونه استالینی بدتر و فراگیرتر است. زیرا، در دوره استالین رسانه ها و بخصوص رسانه های اجتماعی در حد و وسعت امروز توسعه ای نداشتند و چه بسا بسیاری از دینداران به علت بی اطلاع ماندن از گستردگی و شدت فضای وحشت، دچار آن نمی شدند، ولی امروزه ماشین پر هیاهوی سرکوب جسمی و روحی و لجن پراکن و ترور روانی حکومت صهیونی حاکم بر باکو چنان سرسام آور فعالیت می کند که حتی متساهل ترین و بی خیال ترین و منفعل ترین اقشار را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و بطور علنی و با وقاحت و قداره بندی، دینداران جمهوری آذربایجان را تهدید می کند که جای شما یا در زندان یا در در زیر خاک (قبر) است و این تهدید را در صفحات شبکه های اجتماعی بطور گسترده توزیع می کند. طی روزهای اخیر، صحنه های دردناکی از هجوم نقاب پوشان سازمان “د.ت.خ.” ( سرویس امنیت دولتی جمهوری آذربایجان) به منازل فعالان شیعی و روحانیون در جای جای این کشور روی داده است و کودکان خردسال و همسران این قشر مومن و باحیای جمهوری آذربایجان را دچار اضطراب و وحشتی توصیف ناپذیر کرده است. چنین فضای تروریستی در جمهوری آذربایجان واقعا بی نظیر است. روحانیون سرشناسی که سال ها در جهان اسلام نام جمهوری آذربایجان را سربلند نگه داشته اند و نگذاشته اند حاکمیت اذناب صهیونیسم بر جمهوری آذربایجان، این کشور را بطور کامل رو در روی جهان اسلام قرار دهند، هم اکنون یا به زندان انداخته شده اند یا اینکه به حبس خانگی غیررسمی و اعلام نشده دچار شده و حتی از ابتدایی ترین ابزار ارتباطی روز یعنی تلفن همراه خود نیز محروم شده اند. اگر در زمان استالین، فعالان دینی را به سیبری تبعید می کردند، اکنون با  ترفندها و حیله های طراحی شده از طرف مستشاران صهیونیستی و انگلیسی ، همان فضای سرد و کشنده سیبری را در فضای روانی داخل جمهوری آذربایجان حاکم کرده اند. در چنین فضایی چگونه می توان به بهبود مناسبات دیپلماتیک و سیاسی جمهوری اسلامی ایران با دولت صهیونی باکو  و مشارکت واقعی در طرح های حمل و نقلی و ترانزیتی و  همکاری های عادی همسایگی امیدوار بود؟!